نماز شب از ویژگیهای عباد الرحمن

والذین یبیتون لربّهم سجّداً و قیاماً.

كسانی كه شب را برای پروردگارشان در حال سجده و قیام بیتوته می‌كنند.« فرقان ، 64»
در آیه‌ فوق به ویژگی آنها كه عبادت خالصانه پروردگار می‌كنند پرداخته می‌گوید آنها كسانی هستند كه شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می‌كنند.
در ظلمت شب كه چشم غافلان در خواب است و جایی برای تظاهر و ریا وجود ندارد خواب خوش را بر خود حرام كرد و به ذكر خدا و قیام و سجود در پیشگاه با عظمت او می‌پردازند.
پاسی از شب را به مناجات با محبوب می‌گذرانند و قلب و جان خود را با یاد و نام او روشن می‌كنند.
گرچه جمله‌ (یبیتون) دلیل بر این است كه آنهاشب را با سجود و قیام به صبح می‌آورند ولی معلوم است كه منظور بخش قابل ملاحظه‌ای از شب است و یا اگر تمام شب باشد در بعضی از مواقع چنین است.
ضمناً تقدیم سجود بر قیام به خاطر اهمیت آن است هر چند در موقع نماز عملاً قیام مقدم بر سجود است.
[1]
مراد به این بیتوته در شب در حال سجده و حال ایستاده این است كه شب را به عبادت خدا به آخر می‌رسانند كه یكی از مصادیق عبادتشان همان نماز است كه هم افتادن به خاك جزء آن است و هم به پا ایستادن.

[1] . نمونه، ج15، ص150.


 

وصف شب زنده‌داران (دانایان)

امّن هو قانت انآء اللّیل ساجداً و قآئماً یحذر الاخره و یرجوا رحمه‌ ربّه.
آیا چنین كسی با ارزش است یا كسی كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می‌ترسد، و به رحمت پروردگارش امیدوار است.« زمر ، 9» این آیه از روش مقایسه كه روش شناخته شده قرآن برای تفهیم مسائل مختلف است استفاده می‌كند.
آن انسان مشرك و فراموش كار و متلون و گمراه و گمراه كننده كجا و این انسان بیدار دل و نورانی و با صفا كه در دل شب كه چشم غافلان در خواب است پیشانی بر درگاه دوست گذارده و با خوف و رجاء او را می‌خواند كجا؟
آنها نه به هنگام نعمت از مجازات و كیفر او خود را در امان می‌دانند و نه به هنگام بلا از رحمتش قطع امید می‌كنند و این دو عامل همواره وجود آنان را در حركتی مداوم توأم با هوشیاری و احتیاط به سوی دوست می‌برد.
قانت از ماده‌ (قنوت) به معنی ملازمت اطاعت توأم با خضوع است.
آناء جمع (انا) (بر وزن صدا و فنا) به معنی ساعت و مقداری از وقت است.
تكیه روی ساعت شب به خاطر آن است كه در آن ساعات حضور قلب بیشتر و آلودگی به ریا از هر زمان كمتر است.
مقدم داشتن (ساجداً) بر (قائما) به خاطر آن است كه سجده مرحله‌ بالاتری از عبادت است و مطلق بودن رحمت و مقید نشدن آن به آخرت دلیل بر وسعت رحمت الهی و شمول آن نسبت به دنیا و آخرت است.
در حدیثی كه در علل الشرایع از امام باقر ـ علیه السّلام ـ و همچنین در كتاب كافی از آن حضرت نقل شده می‌خوانیم: كه آیه‌ فوق «امن هو قانت اناء اللیل» به نماز شب تفسیر شده است.
تعبیر به (قانت اناء اللیل) كه به صورت اسم فاعل آمده با توجه به مطلق بودن كلمه (اللیل) دلیل بر تداوم و استمرار عبودیت و خضوع آنها در پیشگاه خدا است، چرا كه اگر عمل مداوم نباشد تأثیر آن ناچیز است.
[1]

[1] . سوره‌ی زمر، آیه‌ی 9 ـ نمونه ج 19، ص 389، 393، 394، 395.

نماز شب و نافله‌ی صبح

و اصبر لحكم ربّك فانّك باعیننا و سبّح بحمد ربّك حین تقوم، و من اللّیل فَسَبِّحهُ و ادبار النّجوم.
در طریق ابلاغ حكم پروردگارت صبر و استقامت كن چرا كه تو در حفاظت كامل ما قرار دادی و هنگامی كه برمی‌خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی و (همچنین) به هنگام شب او را تسبیح كن و به هنگام پشت كردن ستارگان و طلوع صبح.
«طور ، 48 و 49»
در این آیه پیامبر را در مقابل این همه كارشكنی‌ها و تهمت‌ها و ناسزاها دعوت به صبر و استقامت می‌كند، می‌فرماید: (در طریق ابلاغ حكم پروردگارت صبر و شكیبایی و استقامت كن.
اگر تو را كاهن و مجنون و شاعر می‌‌خوانند صبر كن و اگر آیات قرآن را افتراهایی می‌پندارند كه به خدا بسته شده است شكیبایی نما و اگر در برابر این همه براهین منطقی باز به لجاج و عناد ادامه می‌دهند استقامت به خرج ده، مبادا دلسرد و یا ضعیف و ناتوان شوی.
و از آنجا كه راز و نیاز با خدا و نیایش و عبادت او و تسبیح و تقدیس ذات پاك او، به انسان آرامش و نیرو می‌بخشد به دنبال دستور صبر می‌فرماید:
و سبح بحمد ربك حین تقوم.
هنگامی كه برمی‌‌خیزی تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور.
هنگامی كه در سحرگاه برای عبادت و نماز شب برمی‌‌خیزی و هنگامی كه از خواب برای ادای نماز واجب برمی‌‌خیزی و هنگامی كه از هر مجلس و محفلی برمی‌خیزی، حمد و تسبیح او كن.
مفسران در این آیه تفسیرهای گوناگونی دارند ولی جمع میان همه‌ اینها نیز ممكن است، چه در سحرگاه برای نماز شب، و چه بعد از خواب برای ادای فریضه، و چه بعد از قیام از هر مجلس باشد.
آری روح و جانت را به تسبیح و حمد خدا نور و صفا ببخش، زبانت را به ذكر او خشبو كن، از یاد او مدد بگیر و برای مبارزه با كار شكنی‌های دشمن آماده شو.
در روایات متعددی آمده است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هنگامی كه از مجلس برمی‌خاست تسبیح و حمد به جا می‌آورد و می‌فرمود:
انّه كفّاره المجلس.
این تسبیح و حمد كفاره‌ مجلس است![1]
و من اللّیل فسبّحه و ادبار النّجوم.
همچنین در شب او را تسبیح كن و به هنگام پشت كردن ستارگان و طلوع صبح.
بسیاری از مفسران جمله‌ (و من اللّیل فسبحه) را به (نماز شب) تفسیر كرده‌اند، (و ادبار النجوم) را به دو ركعت نافله‌ صبح كه در آغاز طلوع فجر و به هنگام پنهان شدن ستارگان در نور صبح انجام می‌شود.
به هر حال عبادت و تسبیح و حمد خدا در دل شب و در آغاز طلوع فجر لطف و صفای دیگری دارد و از تظاهر و ریا دورتر است و آمادگی روحی برای آن بیشتر می‌باشد چرا كه كارهای مشغول كننده‌ زندگی روزانه تعطیل است استراحت شبانه به انسان آرامش بخشیده،‌ قال و غوغا فرو نشسته و در حقیقت همزمان با وقتی است كه پیامبر به معراج رفت و در مقام (قاب قوسین) در آن خلوتگه راز قرار گرفت و با خدای خود به راز و نیاز پرداخت.
و به همین دلیل در آیات مورد بحث روی این دو وقت تكیه شده است.
و در حدیثی از پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌خوانیم:
ركعتا الفجر خیر من الدّنیا و ما فیها.
دو ركعت نافله‌ صبح برای تو بهتر است از دنیا و آنچه در دنیاست.[2]

[1] . تفسیر المیزان، ج 19، ص 24.
[2] . تفسیر نمونه، ج 22، ص 467 الی 469.

فضیلت نماز شب

این آیات بار دیگر اهمیت شب زنده‌داری و نماز شب و تلاوت قرآن را در آن هنگامی كه غافلان در خوابند گوشزد می‌كند و چنانكه قبلاً نیز اشاره كرده‌ایم عبادت در شب، مخصوصاً‌ در سحرگاهان و نزدیك طلوع فجر، اثر فوق‌العاده‌ای در صفای روح و تهذیب نفوس و تربیت معنوی انسان و پاكی قلب و بیداری دل و تقویت ایمان و اراده و تحكیم پایه‌های تقوی در دل و جان انسان دارد كه حتّی با یك مرتبه‌ آزمایش انسان آثار آن را به روشنی در خود احساس می‌كند. و به همین دلیل علاوه بر آیات قرآن در روایات اسلامی نیز تأكید فراوان روی آن شده است.

از جمله در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌خوانیم:
انّ من روح الله تعالی ثلاثه: التّهجد باللّیل و افطار الصّائم و لقاء الاخوان.
سه چیز از عنایات مخصوص الهی است: عبادت شبانه (نماز شب) و افطار دادن به روزه‌داران و ملاقات برادران مسلمان.
و در حدیث دیگری از همان حضرت می‌خوانیم كه در تفسیر آیه:
ان الحسنات یذهبن السیئات.
كارهای نیك اثر كارهای بد را از بین می‌برد.
و فرمود: صلاه اللیل تذهب بذنوب النهار
نماز شب گناهان روز را از بین می‌برد.

اوقات نماز شب

انّ ربّك یعلم انّك تقوم ادنی من ثلثی اللّیل و نصفه و ثلثه و طائفه من الّذین معك و الله یقدّر اللّیل و النّهار.
پروردگارت می‌داند كه تو و گروهی از كسانی كه با تو هستند نزدیك دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را بپا می‌خیزید و خداوند شب و روز را اندازه‌‌گیری می‌كند. « مزمل ، 20»
اشاره به همان دستوری است كه در آغاز سوره به پیامبر داده شده تنها چیزی كه در اینجا اضافه دارد این است كه گروهی از مؤمنان نیز در این عبادت شبانه، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را همراهی می‌كردند.
ولی به گونه‌ای كه از بعضی روایات استفاده می‌شود جمعی از مسلمانان در نگهداشتن حساب (ثلث) و (نصف) و (دو ثلث) گرفتار اشكال و دردسر می‌شدند (چرا كه وسیله‌ سنجش زمان در آن عصر وجود نداشت) و به همین جهت ناچار احتیاط می‌كردند و این امر سبب می‌شد كه گاه تمام شب را بیدار بمانند، و مشغول عبادت باشند تا آنجا كه پاهای آنها به خاطر قیام شبانه ورم كرد.
لذا خداوند این حكم را بر آنها تخفیف داد و فرمود:
علم ان لن تحصوه فتاب علیكم فاقرءوا ما تیسر من القرآن.
او می‌داند كه شما نمی‌توانید مقدار مزبور را دقیقاً اندازه‌گیری كنید به همین جهت شما را بخشید اكنون آن مقداری كه از قرآن برای شما میسر است تلاوت كنید.
این احتمال نیز وجود دارد كه وقتی حكم وجوب برداشته شود گناهی صورت نمی‌پذیرد و در نتیجه همچون آمرزش الهی خواهد بود. در این كه منظور از جمله‌ «فاقرؤوا ما تیسر من القرآن.»
آن چه از قرآن برای شما میسر است بخوانید.
چیست؟ گفتگو بسیار است: جمعی آن را به نماز شب تفسیر كرده‌اند كه در لابلای آن حتماً آیات قرآن خوانده می‌شود و بعضی گفته‌اند منظور همان تلاوت قرآن است هر چند در اثناء نماز نباشد سپس بعضی مقدار آن را به پنجاه آیه و بعضی به یكصد آیه و بعضی دویست آیه تفسیر كرده‌اند ولی هیچ یك از این اعداد دلیل خاصی ندارد، بلكه مفهوم آیه این است كه هر مقداری كه انسان به زحمت نمی‌افتد از قرآن بخواند.
ولی حق این است كه ظاهراً امر در جمله (فاقرءوا...) وجوب است چنانكه در اصول فقه بیان شده مگر اینكه گفته شود این امر به قرینه‌ (اجماع فقهاء بر عدم وجوب) یك امر استحبابی است و نتیجه این می‌شود كه در آغاز اسلام به خاطر وجود شرایطی این تلاوت و عبادت شبانه واجب بوده و بعد هم از نظر مقدار و هم از نظر حكم تخفیف داده شده و به صورت یك حكم استحبابی آن هم به مقدار میسور در آمده است ولی به هر حال وجوب نماز شب بر پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ تا آخر عمر ثابت ماند (به قرینه‌ سایر آیات قرآن و روایات).
[1]

[1] . سوره‌ی مزمل، نمونه، ج 25، ص 191 الی 194 و 196.

نماز شب بهترین زمان برای عبادت

تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربّهم خوفاً و طمعاً و ممّا رزقناهم ینفقون.

پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می‌شود (به پا می‌خیزند و رو به درگاه خدا می‌آورند) پروردگار خود را با بیم و امید می‌خوانند، و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌كنند.« سجده ، 16»
در این‌ آیه به یكی از صفات مؤمنین اشاره كرده می‌گوید: پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می‌شود به پا می‌خیزند و رو به درگاه خدا می‌آورند و به راز و نیاز با او می‌پردازند». (تتجافی
[1] یعنی چه)

[1] . «تتجافی» از مادّه «جفا» در اصل به معنی برداشتن و دور ساختن است «جنوب» جمع «جنب» به معنی پهلو است و «مضاجع» جمع «مضجع» به معنی بستر است، و دور شدن پهلو از بستر كنایه از برخاستن از خواب و پرداختن به عبادت پروردگار در دل شب است.

نماز شب نشانه بهشتیان

كانوا قلیلاً من اللّیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون.
آنها (پرهیزكاران) كمی از شبها را می‌خوابیدند و در سحرگاهان استغفار می‌كردند.«ذاریات ، 17 و 18»
پاداش سحر خیزان و نیكوكاران
آیات بعد به توضیح چگونگی نیكوكار بودن آنها پرداخته، سه وصف را از میان اوصاف آنها بیان می‌كند.
نخست این كه: آنها كمی از شبها را می‌خوابیدند» «كانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون».
(یهجعون) از ماده‌ (هجوع) به معنی خواب شبانه است.
بعضی گفته‌اند منظور این است كه آنها اكثر شب را بیدار بودند و كمی از شب را می‌خوابیدند، و به اصطلاح همواره شب زنده‌دار بودند.
ولی از آنجا كه این حكم به صورت یك دستور عمومی برای پرهیزكاران و محسنین بعید به نظر می‌رسد این تفسیر مناسب نیست، بلكه منظور این است كه آنها كمتر اتّفاق می‌افتاد تمام شب را بخوابند، و به تعبیر دیگر (لیل) (شب) به صورت جنس و عموم در نظر گرفته شده.
بنابراین همه شب بخشی را بیدار بودند و به عبادت و نماز شب می‌پرداختند و شبهایی را كه تماماً در خواب باشند و عبادت شبانه از آنها به كلّی فوت شود كم بوده است.
این تفسیر در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نیز نقل شده است.[1]
دومین وصف آنها را چنین بیان می‌كند: آنها پیوسته در سحرگاهان استغفار می‌كردند «و بالاسحارهم یستغفرون».
در آخر شب كه چشم غافلان در خواب است، و محیط از هر نظر آرام، قال و غوغای زندگی مادّی فرو نشسته، و عواملی كه فكر انسان را به خود مشغول دارد خاموش است برمی‌خیزند، و به درگاه خدا می‌روند، در پیشگاه معبود به راز و نیاز می‌پردازند، نماز می‌خوانند، و مخصوصاً از گناهان خود استغفار می‌كنند.
بسیاری معتقدند كه منظور از استغفار در اینجا همان نماز شب است، از این جهت كه قنوت نماز وتر مشتمل بر استغفار است.
(اسحار) جمع (سحر) (بر وزن بشر) در اصل به معنی پوشیده و پنهان بودن است، و چون در ساعات آخر شب پوشیدگی خاصّی بر همه چیز حاكم است (سحر) نامیده شده.
واژه‌ (سحر) (بر وزن شعر) نیز به چیزی گفته می‌شود كه چهره‌ حقائق را می‌پوشاند و یا اسرار آن از دیگران پوشیده است.
در روایتی در تفسیر (درّ المنثور) آمده است كه پیغمبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
ان‌ آخر اللیل فی التهجد احب الی من اوله، لان الله یقول و بالاسحارهم یستغفرون: آخر شب برای تهجد (نماز شب) نزد من محبوبتر است از آغاز آن، زیرا خداوند می‌فرماید: پرهیزكاران در سحرگاهان استغفار می‌كنند.[2]
و در حدیث دیگری از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌خوانیم: (كانوا یستغفرون الله فی الوتر سبعین مره فی السحر): (نیكوكاران بهشتی در نماز وتر به هنگام سحر هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش می‌كردند).[3]
ـ و در درّ منثور است كه ابن مردویه از انس روایت كرده كه گفت: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: برای شب زنده‌داری و نماز شب آخر شب را بیشتر از اوّل شب دوست دارم چون خدای تعالی فرموده: «و بالاسحارهم یستغفرون».
و در همان كتاب است كه ابن مردویه از ابن عمر از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت كرده كه در پاسخ كسی كه از معنای جمله «و بالاسحارهم یستغفرون» پرسید، فرمود: یعنی نماز می‌خوانند.
ـ مؤلف: شاید تفسیر استغفار به نماز از این جهت است كه استغفار جزئی از نماز شب یعنی نماز وتر است، همچنان كه در آیه‌: «و قرآن الفجران قرآن الفجر كان مشهوداً»[4] منظور از قرآن فجر همان نماز است.[5]

[1] . مرحوم طبرسی در مجمع البیان به این حدیث اشاره كرده است (ج 9، ص 155) در تفسیر صافی نیز حدیث از كافی به این صورت نقل شده است: «كانوا اقل اللیالی یفوتهم لا یقومون فیها» (تفسیر صافی ذیل آیه‌ی مورد بحث).
[2] . در المنثور، ج 6، ص 113.
[3] . نمونه ج 22، ص 321 ـ 322 ـ 323.
[4] . اسری / 78.
[5] . المیزان. ج 18 ص 586.

زینت نمازگزار

یا بنی آدم خذوا زینتكم عند كلّ مسجدٍ.

ای فرزندان آدم هنگام رفتن به مسجد خود را با زینت آراسته سازید.«اعراف ، 31»
در آیه‌ نخست به همه‌ فرزندان آدم به عنوان یك قانون همیشگی كه شامل تمام اعصار و قرون می‌شود دستور می‌دهد كه زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشید.
این جمله می‌تواند هم اشاره به (زینتهای جسمانی) باشد كه شامل پوشیدن لباسهای مرتب و پاك و تمیز،‌شانه زدن موها و به كار بردن عطر و مانند آن می‌شود، و هم شامل زینتهای معنوی یعنی صفات انسانی و ملكات اخلاقی و پاكی نیت.
و اگر می‌بینیم در بعضی از روایات اسلامی تنها اشاره به لباس خوب یا شانه كردن موها شده و یا اگر می‌بینیم تنها سخن از مراسم نماز عید و نماز جمعه به میان آمده است دلیل بر انحصار نیست بلكه هدف بیان مصداقهای روشن است.
و همچنین اگر می‌بینیم كه در بعضی دیگر از روایات زینت به معنی رهبران و پیشوایان شایسته تفسیر شده دلیل بر وسعت مفهوم آیه است كه همه‌ زینتهای ظاهری و باطنی را در بر می‌گیرد.
لذا در اسلام استفاده كردن از زیباییهای طبیعت لباسهای زیبا و متناسب به كار بردن انواع عطرها و امثال آن نه تنها مجاز شمرده شده بلكه به آن توصیه و سفارش نیز شده است و روایات زیادی در این زمینه از پیشوایان مذهبی در كتب معتبر نقل شده است.
در حدیث دیگری می‌خوانیم كه یكی از زاهدان ریائی به نام عباد بن كثیر با (امام صادق ـ علیه السّلام ـ ) روبرو شد (در حالی كه امام ـ علیه السّلام ـ لباس بسیار ساده می‌پوشید) گفت: چرا چنین لباس جالبی بر تن تو است آیا بهتر نبود كه لباسی كم اهمیت‌تر از این می‌پوشیدی امام فرمود: وای بر تو ای عباد!
من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق
چه كسی حرام كرده است زینتهایی را كه خداوند برای بندگانش آفریده و روزیهای پاكیزه را؟
... و روایات متعدد دیگر.
این تعبیر كه خداوند زیبایی را دوست دارد.
و یا تعبیر به این كه خداوند زیباییها را آفریده همگی اشاره به این حقیقت است كه اگر استفاده از هرگونه زیبایی ممنوع بود خداوند هرگز اینها را نمی‌آفرید آفرینش زیباییها در جهان هستی خود دلیل بر این است كه خالق زیباییها آن را دوست دارد.[1]
در مجمع البیان آمده:
ای اولاد آدم لباسهای نو و زیبای خود را در نماز جمعه و نماز عید بپوشید این معنی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ است.
روایت شده كه امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ هر وقت به نماز بر می‌خاست بهترین لباسهای خود را می‌پوشید علت را جویا شدند فرمود:
«انّ الله جمیلٌ و یحبُّ الجمال فاتجملّ لربّی و هو یقول خذوا زینتكم عند كلِّ مسجدٍ.»
خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد من برای خدایم خود را می‌آرایم او می‌گوید زینت خود را نزد هر نمازی به تن كنید دوست دارم كه بهترین لباسم را بپوشم.[2]

[1] . تفسیر نمونه، ج6، ص147 و 148.
[2] . مجمع البیان، ج9، ص87 و ج3ـ4، ص636.

نماز و آباد كردن مساجد

انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوه و اتی الزّكوه و لم یخش الاّ الله فعسی اولئك ان یكونوا من المهتدین.
مساجد الهی را تنها كسی آباد می‌كند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زكات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند.«توبه ، 18»
در آیه‌ بعد برای تكمیل این سخن شرایط آباد كنندگان مساجد و كانونهای پرستش و عبادت را ذكر می‌كند و برای آنها پنج شرط مهم بیان می‌دارد و می‌گوید:
انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الآخر
تنها كسانی مساجد خدا را آباد می‌سازند كه ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند.
این اشاره به شرط اول و دوم است كه جنبه‌ اعتقادی و زیربنایی دارد و تا آن نباشد هیچ عمل پاك و شایسته و خالصی از انسان سر نمی‌زند بلكه اگر ظاهراً هم شایسته باشد در باطن آلوده به انواع غرض‌های ناپاك خواهد بود. بعد به شرط‌های سوم و چهارم اشاره كرده و می‌گوید:
و اقام الصّلوه و اتی الزّكوه
و نماز را برپا دارد و زكات را بدهد
یعنی ایمانش به خدا و روز رستاخیز تنها در مرحله ادعا نباشد بلكه با اعمال پاكش آن را تأیید كند هم پیوندش با خدا محكم باشد و نماز را به درستی انجام دهد و هم پیوندش با خلق خدا، و زكات را بپردازد.
اهمیت بنای مسجد
درباره‌ اهمیت بنای مسجد احادیث فراوانی از طرق اهل بیت و اهل سنت رسیده است كه اهمیت فوق العاده این كار را نشان می‌دهد.
از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین نقل شده كه فرمود:
من بنی مسجداً و لو كمفحص قطاهٍ بنی الله له بیتاً فی الجنّه.
كسی كه مسجد بنا كند هر چند به اندازه‌ لانه‌ مرغی بوده باشد خداوند خانه‌ای در بهشت برای او بنا خواهد ساخت.
ولی امروزه آنچه بیشتر اهمیّت دارد عمران و آبادی معنوی مساجد است و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن مسجد اهمیّت می‌دهیم باید به ساختن افرادی كه اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. مسجد باید كانونی باشد برای هرگونه حركت جنبش و سازنده اسلامی در زمینه آگاهی و بیداری مردم و پاكسازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای دفاع از میراثهای اسلام.
مخصوصاً باید توجه داشت مسجد مركزی برای جوانان با ایمان گردد نه اینكه تنها مركز بازنشستگان و از كار افتادگان شود. مسجد باید كانونی برای فعّالترین قشرهای اجتماع باشد نه مركز افراد بیكاره و بی‌حال و خواب آلوده.
[1]
انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الآخر از سیاق كلام استفاده می‌شود این كه انحصار مستفاد از كلمه: (انما) از قبیل قصر افراد
[2] است، ‌تو گویی شخص توهم كرده كه هم مؤمنین حقّ دارند مساجد خدا را تعمیر كنند و هم مشركین، لذا در این آیه حق مزبور را منحصر در مؤمنین كرده است، و لازمه‌ این حصر این است كه مراد به جمله: (یعمر) انشاء حق و جواز باشد، كه آن را به صورت خبر تعبیر كرده، نه این كه خبر بوده باشد، و این معنا پر واضح است.
و اگر جواز تعمیر مساجد و داشتن حق آن را مشروط كرده به داشتن ایمان، هم به خدا و هم به روز جزا، و به همین جهت آن را از كفار كه فاقد چنین ایمانی هستند نفی كرده، و خلاصه اگر در این شرط اكتفا به ایمان به خدا تنهایی نكرده و ایمان به روز جزا را هم علاوه كرده است برای این بوده كه مشركین خدا را قبول داشتند، و تفاوتشان با مؤمنین صرف نظر از شرك این بود كه به روز جزاء ایمان نداشتند، لذا حق تعمیر مساجد و جواز آن را منحصر كرد به كسانی كه دین آسمانی را پذیرفته باشند.
به این هم اكتفا نكرد، بلكه مسأله نماز خواندن و زكات دادن و نترسیدن جز از خدا را هم علاوه كرد، و فرمود: (و اقام الصلوه و آتی الزكاه و لم یخش الا الله) برای این كه مقام آیه مقام بیان و معرفی كسانی است كه بر خلاف كفّار از عمل‌شان منتفع می‌شوند، و معلوم است كسی كه تارك فروع دین آن هم نماز و زكات كه دو ركن از اركان دینند بوده باشد او نیز به آیات خدا كافر است، و صرف ایمان به خدا و روز جزا فایده‌ای به حالش ندارد، ‌هر چند در صورتی كه به زبان منكر آنها نباشد در زمره مسلمان محسوب می‌شود، وقتی كافر است كه به زبان انكار كند.
و اگر از میان فروع دین تنها نماز و زكات را اسم برد، برای این بود كه نماز و زكات از آن اركانی است كه به هیچ وجه و در هیچ حالی از احوال تركش جایز نیست.
و از این اقتضای مقامی كه گفتیم بر می‌آید كه مراد به جمله: (و لم یخش الا الله) خشیت دینی است كه همان عبادت است، نه خشیّت و ترس طبیعی و غریزی، چه این رقم ترس را همه دارند، مگر اولیاء مقربین، مانند انبیاء كه قرآن درباره‌شان فرموده: «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احداً الا الله».
[3]

[1] . تفسیر نمونه، ج7، ص315 و 318 ـ سوره‌ی توبه، آیه‌ی 18. [2] . یعنی با حرف عطف (واو) آن را به ما قبل خود متصل نكرد. [3] . احزاب / 39: كسانی كه رسالت‌های خدا را ابلاغ نموده و از او می‌ترسند، و از احدی جز خداوند نمی‌هراسند.

آثار دنيوي و اخروي سبك شماري نماز

پرسش:
براي كساني كه حسب ظاهر به نماز اعتقاد دارند ولي در بجا آوردن و اقامه آن سهل انگاري و كوتاهي كرده و حق آن را به تمام و كمال ادا نمي كنند، چه آثار دنيوي و اخروي مترتب مي گردد؟
پاسخ:
بي گمان نماز ستون دين است و از اين روست كه آن را مرز ميان كفر و ايمان شمرده اند. برخي از مردم اصولا نماز به جا نمي آورند و از اسلام تنها همان نام اسلامي را دارند. اما برخي ديگر هرچند كه نماز مي خوانند ولي آن را سبك مي شمارند و حق آن را به تمام و كمال ادا نمي كنند. از پيامبر(ص) روايت شده كه فرمود: ليس مني من استخف بصلاته؛ هر كس نماز را سبك شمارد از من نيست. (فروع كافي، كليني، ج 2، ص 269)
بسياري از گرفتاري هاي دنياو آخرت ما به سبب همين سبك شماري نسبت به نماز است.
فاطمه زهرا(س) از پدر بزرگوارش پرسيد: پدرجان! سزاي مردان و زناني كه نماز خود را سبك شمارند چيست؟
رسول خدا(ص) فرمود: اي فاطمه! هر مرد و زني كه نماز خود را سبك شمارد خداوند او را به پانزده خصلت دچار مي كند. شش خصلت از اين گرفتاري ها در دنيا و سه مورد در هنگام مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قيامت زماني كه از قبر خارج شود:
اما آن شش خصلت و بلايي كه در دنيا دامن گيرش مي شود:
1- خداوند عمرش را بي بركت كند.
2- بركت از روزي اش برمي دارد.
3- سيماي صالحين شايستگان را از چهره اش محو مي كند.
4- در برابر كارهايش پاداشي به او نمي دهد.
5- دعايش به آسمان بالا نمي رود و اجابت نمي شود.
6- از دعاي شايستگان و صالحان بهره مند نمي شود.
اما آن سه بلا و خصلت هايي كه هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد:
1- خوار و ذليل مي ميرد.
2- گرسنه جان مي دهد.
3- تشنه از دنيا خواهد رفت اگرچه آب همه نهرهاي دنيا را به او بدهند ولي سيراب نشود.
اما آن سه بلايي كه در قبر دامنگيرش مي شود:
1) خداوند فرشته اي بر او مي گمارد كه هميشه او را در قبر زجر و آزار دهد.
2) قبر را بر او تنگ مي كند.
3) ظلمت و تاريكي قبرش را فرا مي گيرد.
اما آن سه بلايي كه در روز قيامت گرفتار خواهد شد:
1) خداوند فرشته اي بر او مي گمارد كه او را در برابر چشمان مردم به صورت روي زمين مي كشد.
2) حساب او را سخت مي گيرند.
3) خدا به نظر لطف به او نمي نگرد و او را پاك نمي سازد وعذابي دردناك خواهد داشت. (سفينه البحار، ج 2، ص 44)

سجده؛ كوتاه ترين راه تقرب به خدا زمينه هاي سجده - بخش دوم

در نخستين بخش از مقاله حاضر نويسنده با تشريح حقيقت و ماهيت سجده، به برخي از آثار سجده بر خداوند اشاره كرد. آنچه درپي مي آيد دومين و آخرين بخش اين مقاله است كه باهم آن را از نظر مي گذرانيم.
زمينه هاي سجده
پرسش اين بخش اين است كه چه علل و عواملي دروني و بيروني موجب مي شود تا انسان نسبت به خداوند و يا هر كس ديگر به سجده بيفتد و پيشاني بر خاك بسايد؟
در پاسخ بايد گفت كه مهم ترين عامل، شناخت ايماني است. به اين معنا كه شناخت انسان نسبت به خدا و خود و الوهيت و ربوبيت وي از سويي و مخلوق بودن و فقر ذاتي خود موجب مي شود تا انسان در برابر كمال و عظمت الهي به خاك افتد و به اين شيوه، بندگي و عبوديت خويش را بروز دهد.
از اين رو قرآن مهم ترين زمينه انجام سجده اطاعت و عبوديت را، ايمان به خدا مي شمار و بر نقش آن جهت فروتني انسان در برابر خداوند و سجده بر او تاكيد مي ورزد. (اعراف آيات 120 تا 122 و نيز طه آيه 70 و شعراء آيات 46 و 47)
بر اين اساس در آيه 107 سوره اسراء بر علم و آگاهي انسان نسبت به خود و خدا به عنوان زمينه سجده انسان براي خدا از يك سو و نيز توجه به علم گسترده خدا (نحل آيه 25) و خالقيت و آفريدگاري او (فصلت آيه 37) و ربوبيت و پروردگاري خداوندي (اعراف آيات 120 تا 122 و طه آيه 70 و شعراء آيات 46 و 47) تاكيد شده است؛ زيرا توجه و التفات همراه با علم و آگاهي معرفت است كه انسان را نسبت به لزوم فروتني توجه مي دهد و او را به انجام سجده به عنوان نماد اطاعت و عبوديت وادار مي كند.
در حقيقت سجده به عنوان نماد عبوديت محض و عبادت كامل از سوي انسان در برابر خداوندي انجام مي گيرد كه آفريدگار و پروردگار اوست؛ از اين رو آيه 62 سوره نجم ارتباط ميان عبوديت و سجده را ارتباطي محكم و استوار مي داند.

ادامه نوشته

سجده؛ كوتاه ترين راه تقرب به خدا- بخش اول

هرچند كه راه هاي رسيدن و تقرب به خدا، گوناگون و به تعبير برخي به تعداد انسان ها بلكه به شمار نفس ها و دم هاي هر شخصي است، با اين همه برخي از راه ها كوتاه تر و برخي ديگر دورتر است. انسان عاقل همواره در جست وجوي كوتاه ترين و آسان ترين راه هاست، و لذا به جست وجوي اين راه در آيات و روايات برمي آيد.
از سوي ديگر، تفاوت آدم ها و حالات انساني موجب مي شود كه هر كسي به راهي گرايش و تمايل بيش تري داشته باشد. چنان كه حالات قبض و بسط آدمي نيز موجب مي شود تا در زماني به برخي از راه ها تمايل بيش تري يابد و از برخي ديگر دوري كند. با آن كه همه اين راه ها به خدا ختم مي شود و همه مانند آب واحدي است كه از آسمان حق و حقيقت به سوي آدمي جاري و روان است، ولي آثار و بركات آن، متنوع و متعدد همانند درختان و گياهان و ميوه هاي آن هاست. انسان هر ميوه را با بو و طعم و مزه مختلفي مي يابد و بدان گرايش پيدا مي كند.
با اين همه برخي از راه ها و ابزارها و اسباب تقرب، از هر لحاظ كوتاه تر، آسان تر و دلپذيرتر است. يكي از راه هايي كه داراي اين ويژگي است، سجده است كه در آيات بسياري به آثار و بركات آن اشاره و به عنوان كوتاه ترين راه تقرب معرفي شده است. نويسنده در اين نوشتار با بهره گيري از آيات قرآني و تحليل آن نسبت به سجده كوشيده است تا نگاهي گذرا به اين مباحث داشته باشد. با هم اين مطلب را ازنظر مي گذرانيم.

ادامه نوشته

برکات نماز اول وقت

نماز

1- برآورده شدن خواسته ها:

حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."1 حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.

مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.

ادامه نوشته

ثمره کم حرف زدن

کم حرف زدن

ترجیح نماز بر امتحان

آقا سید محسن جَبَل عامِلی از علمای بزرگ شیعه است، نواده‌ی برادر مرحوم آقا سید جواد، صاحب مفتاح الكرامة است. ایشان در دمشق مدرسه‌ای تأسیس كرده‌اند كه دانش‌آموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل می‌كنند حاج سید احمد مصطفوی كه یكی از تُجار قم است، گفت من از خود سید محسن اَمین شنیدم كه می‌گفت یكی از تربیت یافتگان مدرسه‌ی ما برای تحصیل علم به آمریكا مسافرت كرد از آنجا نامه‎ای برای من نوشت به این مضمون كه: چند روز پیش شاگردان مدرسه‌ی ما را امتحان می‌كردند من هم برای امتحان رفتم.

مدتی نشستم تا نوبت به من رسید، بسیار طول كشید تا اینكه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نمازم فوت می‌شود، از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم، آنهایی كه در آنجا بودند پرسیدند كجا می‌روی؟ چیزی نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من یك تكلیف دینی دارم وقتش می‌گذرد. گفتند امتحان هم وقتش می‌گذرد، اگر این جلسه برگزار شد، دیگر جلسه‌ای تشكیل نخواهند داد و برای خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسه‌ی خصوصی تشكیل نمی‌دهند. گفتم هر چه بادا باد. من از تكلیف دینی خود صرف نظر نمی‌كنم. بالأخره رفتم.

ادامه نوشته

امیدبخش ترین آیه

فقط بوی خدا

 

ابو حمزه ثمالی از یكی از امامین همامین ، امام محمّد باقر یا امام جعفر صادق عیهما السّلام ، روایت كرده است كه : امیرالمؤ منین علیه السّلام روزی خطاب به اصحاب خود فرمود: كدامیك از آیات كلام اللّه مجید نزد شما امیدوار كننده ترین آیات است ؟

بعضی گفتند آیه :  «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاء وَمَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا»( النساء آیه 48) همانا خداوند مشرك را نمی آمرزد و می آمرزد پایین تر از شرك را برای كسی كه بخواهد... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، اما امیدوار كننده ترین آیات برای غفران و آمرزش معاصی نیست .

عده ای دیگر گفتند آیه : «وَمَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا »(النساء 110 ).

و كسی كه به كاری زشت بپردازد یا ستم بر خویشتن كند و سپس از خدا آمرزش خواهد، بیابد خداوند را آمرزنده مهربان .

حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست .

بعضی دیگر گفتند آیه «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»( الزمر 53)

بگو ای بندگانم كه با گناه به نفس خود اسراف می ورزید. از رحمت خدا ماءیوس نباشید، چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد.... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست .

بعضی دیگر گفتند آیه : «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ»( آل عمران 135)

تقواپیشگان آنهایند كه هر گاه كار ناشایستی از ایشان سر زند یا ظلمی به خویش كنند، خدا را به یاد آورند و از گناه خود استغفار نمایند... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است، اما آیه مورد نظر نیست. آیا آیه دیگری نمی دانید كه به نظر شما امیدوار كننده ترین آیات قرآن باشد؟

ادامه نوشته

اولین نماز جمعه در اسلام

نماز جمعه

بزرگترین اجتماع عبادى سیاسى هفته

آیات 9 تا 11 سوره جمعه، پیرامون یكى از مهمترین وظایف اسلامى كه در تقویت پایه‌هاى ایمان تاثیر فوق‌العاده دارد، و از یك نظر هدف اصلى سوره را تشكیل مى‌دهد؛ یعنى نماز جمعه و بعضى از احكام آن سخن می‌گوید.

نخست همه مسلمانان را مخاطب قرار داده مى‌فرماید: اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته مى‌شود به سوى ذكر خدا(خطبه و نماز) بشتابید و خرید و فروش را رها كنید، این براى شما بهتر است اگر مى‌دانستید.

«نودى» صیغه مجهول نادی از با مفاعله می باشد از ماده «نداء» به معنى بانگ برآوردن است، و در اینجا به معنى اذان است، زیرا در اسلام ندایى براى نماز جز اذان نداریم به استثناء برخی نمازها مانند نماز عیدین و نماز میت . به این ترتیب هنگامى كه صداى اذان نماز جمعه بلند مى‌شود، مردم موظفند كسب و كار را رها كرده، به سوى نماز كه مهمترین یاد خدا است بشتابند.

اما این كه چرا روز "جمعه" را به این نام نامیده‌اند؟ به خاطر اجتماع مردم در این روز براى نماز است .

منظور از "ذكر الله" در آیات سوره سوره، در درجه اول نماز است، ولى مى‌دانیم كه خطبه‌هاى نماز جمعه هم كه آمیخته با ذكر خدا است، در حقیقت بخشى از نماز جمعه است، بنابراین باید براى شركت در آن نیز تسریع كرد.

ادامه نوشته

چرا برای نماز نشاط ندارم

نماز

وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ

در زندگی از صبر و نماز كمك گیرید هر چند نماز كار مشكلی است مگر برای فروتن‌ها. « بقره ، 45»

استعانت از دو نیرو صبر و نماز

ـ‌‌ برای پیشرفت و پیروزی بر مشكلات دو پایه اساسی لازم است، كه یكی در درون وجود می‌بایست باشد و آن ورزیدگی خاصّ انسان است،‌و دیگری تكیه‌گاه نیرومندی كه هر آن از آن مدد گرفته شود و خیلی روشن است كه هنگام بروز سختی‌ها انسان احتیاج به نیروی بیشتری دارد و باید با اتكاء به نیروی بزرگتر و مبدء لایزالی خود را تقویت كند تا به كمك او قادر به حل مشكلات باشد.

ـ‌ در این آیه همان طور كه مشاهده می‌شود به این دو اصل اساسی اشاره شده كه می‌بایست از این دو نیرو استعانت جست.

یكی (صبر) كه در روایات فراوانی از آن تعبیر به (روزه) شده كه در پرتو آن ورزیدگی مخصوص و چیرگی بر خواسته‌های درون به وجود می‌آید و دیگری نماز كه وسیله ارتباط انسان با خدا است كه در هر آن از او مدد بگیرد. در حقیقت نماز وسیله ارتباطی، با آن تكیه‌گاه نیرومند می‌باشد.

هنگامی كه با غمی از غم‌های دنیا روبرو شدید وضو گیرید و به مسجد رفته نماز بخوانید و در حال نماز دعا كنید زیرا خداوند دستور داده است كه از نماز و صبر استعانت بجویید
ادامه نوشته

معنای اقامه نماز چیست؟

نماز صبح

به نظر می‏رسد با توجه به ریشه لغوی اقامه، كه از قیام ـ در مقابل قعود است ـ اقامه نماز را به معنای برپایی آن بگیریم در مقابل آن زمین ماندن و زمین‌گیر شدن و بی‏اعتنایی به آن است و این معنا دارای مصادیقی است:

الف ـ گزاردن درستِ نماز با حدود و شرایط آن؛

ب ـ به جای آوردن نماز به نحو كامل و احسن؛

ج ـ تداوم در برپایی نماز؛

د ـ تلاش برای مطرح كردن و گسترش نماز در جامعه.

راغب در مفردات گوید: «و لم یأمر تعالی بالصّلوة حیثما امر و لا مدح به حینما مدح الاّ بلفظ الاقامة تنبیها انّ المقصود منها توفیة شرائطها لا الاتیان بهیئاتها...؛1 در تمام مواردی كه خداوند به نماز امر یا مدح به آن كرده است واژه اقامه نماز آمده است تا به این معنا توجه داده شود كه مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها به جای آوردن هیأت نماز(بدون روح).»

در قرآن كریم، اقامه نماز با ویژگی‏های ذیل مطلوب است:

الف ـ برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

در دو آیه از قرآن، نماز خواندن با كسالت از ویژگی‏های منافقان شمرده شده است: «وإِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلاً ؛2 ومنافقان خدا را فریب می دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فریب می دهد و، چون به نماز برخیزند با اکراه و کاهلی برخیزند و برای خودنمایی نماز کنند و در نماز جز اندکی خدای را یاد نکنند.»

ادامه نوشته

چگونه از نماز کمک بگیریم؟

نمازانسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می‏گیرد، امكانات و توان انسان محدود است و با مشكلات بسیار، بدون پشتوانه نمی‏توان زندگی كرد. آنان كه مادی می‏اندیشند، فقط به پشتوانه‏های مادی فكر می‏كنند، ولی آنان كه الهی فكر می‏كنند پیوسته با پشتوانه‏های معنوی خود را از بن بست می‏رهانند. از این دست پشتوانه‏ها، نماز است. نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»1

«وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ 2؛ از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و كنترل هوس‏های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این كار جز برای خاشعان سنگین است.» بر این اساس است كه در روایات فراوانی آمده است كه وقتی پیامبر اکرم یا امام علی(علیهماالسلام) با مشكلی رو به رو می‏شدند به نماز روی می‏آوردند.(3) امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: مستند این كار همین آیه شریفه است.(4)

از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است كه فرمود: چه مانعی دارد وقتی كه با غمی از غم‏های دنیا رو به رو می‏شوید؛ وضو گرفته به مسجد بروید، دو ركعت نماز بخوانید و در نماز دعا كنید، زیرا خداوند دستور داده: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ .»(5)

و بی‏تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ها سست است و غیر قابل اعتماد:

«مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ 6؛ كسانی كه غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنكبوت‏اند كه خانه‏ای برای خود انتخاب كرده و سست‏ترین خانه‏ها خانه عنكبوت است؛ اگر می‏دانستند!»

«هر حیوان و حشره‏ای برای خود خانه و لانه‏ای دارد اما هیچ یك از این خانه‏ها به سستی خانه عنكبوت نیست. اصولاً خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ كند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه‏ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنكبوت كه از تعدادی تارهای بسیار نازك ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری. اینها همه از یك سو .

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی‏دوام است كه در برابر هیچ حادثه‏ای مقاومت نمی‏كند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را در هم می‏ریزد. اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می‏كند. كمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می‏سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می‏شود و از سقف خانه آویزان می‏گردد. معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشكلی را حل می‏كند و نه در روز بیچارگی پناهگاه كسی هستند.»7

آری فقط او پناه‏گاه است و بس!

 

منبع: تبیان

 

 


 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- رعد (13)، آیه28.

2- بقره(2)، آیه45

3- مجمع البیان، ج1 ـ 2، ص217.

4- فروع كافی، ج3، ص480.

5- تفسیر مجمع البیان، ج1 ـ 2، ص217.

6- عنكبوت(29)، آیه 41.

7- تفسیر نمونه، ج16، ص277 و 288.

فلسفه سلام نماز

آخرین‌ مرحله‌ نماز، سلام‌ و درود فرستادن‌ بر پیامبر اكرم‌ (صلی الله علیه و آله‌)، بندگان‌ صالح‌ و همه‌ نماز گزاران‌ است‌. نماز

«تكبیرة‌ الاحرام‌» اجازه‌ ورود به‌ نماز و «سلام‌» اجازه‌ خروج‌ از آن‌ است‌.

در باره‌ حكمت‌ و فلسفه‌ «سلام‌» می‌توان‌ به‌ موارد زیر اشاره‌ كرد:

1. احساس‌ یگانگی‌ و همدلی‌ مسلمانان‌

نمازگزار وقتی‌ در سلام‌ نماز به‌ همه‌ مؤمنان‌ و بندگان‌ صالح‌ و بر خودش‌ سلام‌ می‌دهد، احساس‌ می‌كند كه‌ تنها نیست‌ و یكی‌ از آحاد امت‌ بزرگ‌ اسلام‌ است‌ و با مردان‌ خدا، در هر جای‌ زمین‌ احساس ‌همبستگی‌ می‌كند.

2. امان‌ خواستن‌ از خدا ؛

واژه‌ سلام‌ در میان‌ دو معنا مشترك‌ است‌: 1 ـ درود و تحیت‌ 2 ـ نام‌ مقدس‌ خداوند .

طبق‌ معنای‌ اول‌، معنای‌ سلام‌های‌ نماز روشن‌ است‌؛ ولی‌ بر اساس‌ معنای‌ دوم‌ ؛ اشاره‌ و كنایه‌ از این‌ است‌ كه‌ نمازگزار به‌ اذن‌ پروردگار، سلامتی‌ و امن‌ از عذاب‌ را برای‌ مؤمنان‌ تفأل‌ می‌زند.

چنانكه‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌) می‌فرماید: «معنی‌ السلام‌ فی‌ دَبر كل‌ّ صلاة‌ٍ الامان‌ ؛ معنی‌ سلام‌ در آخر هر نمازی‌، امان‌ است‌» یعنی ‌اگر نماز را در حالی‌ كه‌ قلبش‌ خاضع‌ است‌ به‌ جای‌ آورد از بلاهای‌ آخرت‌ در امان‌ خواهد بود».(1)     

3. جلب‌ رحمت‌ الهی‌،

امام‌ علی (علیه السلام‌) می‌فرماید: در معنای‌ «السلام‌ علیكم‌ و رحمة‌ الله‌ و بركاته‌» از خدا ترحّم‌ خواستن‌ برای خود و همه‌ بندگان‌ است‌، كه‌ این‌ خود سبب‌ ایمن‌ شدن‌ از عذاب‌ قیامت‌ است‌»(2)   

4. یاد آوری‌ نام‌ الهی‌؛

امام‌ صادق (علیه السلام‌) فرموده‌ است‌: «سلام‌، یكی‌ از اسم‌های‌ خدا است‌ و اگر می‌خواهی‌ سلام‌ نماز را به‌خوبی‌ انجام‌ داده‌ و معنایش‌ را ادا كنی‌، پس‌ باید از خدا بترسی‌ و دین‌ و قلب‌ و عقلت‌ را سالم‌ نگه‌ داری‌ و آنها را به‌ ظلمت ‌گناه‌ نیالایی.‌»(3)           

امام صادق علیه السلام می فرماید: «معنی‌ سلام‌ در آخر هر نمازی‌، امان‌ است‌» یعنی‌اگر نماز را در حالی‌ كه‌ قلبش‌ خاضع‌ است‌ به‌ جای‌ آورد از بلاهای‌ آخرت‌ در امان‌ خواهد بود».

5. تلقین‌ نیكی‌ ها و شایستگی‌ ها؛

یكی‌ از درس‌ها و ثمرات‌ نماز این‌ است‌ كه‌ هر نمازگزاری‌، در هر شبانه‌ روز پنج‌ بار به‌ خود تلقین‌ می‌كند كه‌ از بندگان‌ نیكوكار و شایسته‌ خداوند است‌ (السلام‌ علینا و علی‌ عبادالله‌ الصالحین‌). كسی‌ كه‌ نماز می‌خواند، اگر به‌ معنای‌ این‌ جمله‌ توجّه‌ كند، وجدانش‌ تحت‌ تأثیر قرار می‌گیرد و سعی‌ می‌كند با پیام‌ آن‌ تلقین‌ مخالفت‌ نكند و اعمال‌ خلاف‌ مرتكب‌ نشود و خود را هر چه‌ بیشتر به‌ نیكوكاران‌ الگو نزدیك‌ سازد.(4)             

6. ارتباط‌ با فرشتگان‌

سلام‌، نوعی‌ ارتباط‌ با فرشتگان‌ و اظهار دوستی‌ با آنان‌ است‌. در تعیین‌ این‌ مطلب‌، روایتی‌ نقل‌ شده‌ است‌:

از امام‌ صادق‌(علیه السلام‌) پرسیدند، چرا در وقت‌ سلام‌، نمازگزار رو به‌ طرف‌ راست‌ بر می‌گرداند، نه‌ به‌ چپ‌؟ فرمود: ملكی‌ كه‌ كارهای‌ بد را می‌نویسد، در طرف‌ چپ‌ است‌. و چون‌ نماز همه‌اش‌ خوب‌ است‌ و بدی‌ در او نیست‌، به‌ طرف‌ راست‌ سلام‌ داده‌ می‌شود، نه‌ طرف‌ چپ.‌»

7. پیوند دوستی‌ و محبت‌ با دیگران‌

سلام‌، خواستاری‌ سلامتی‌، امنیت‌، خیر و بركت‌ و سعادت‌ است‌. نمازگزار با سلام‌ دادن‌، نشان‌ می دهد كه‌ دوستدار و خیرخواه‌ همه‌ خوبان‌ و نیكوكاران‌ است‌ و همواره‌ آرزوی‌ سلامتی‌ آنان‌ را دارد. این‌ مسأله‌ باعث‌ نزدیكی‌ قلب‌ها به‌ هم‌ و مستحكم‌تر شدن‌ دوستی‌ها و برادری‌ها است‌.

 


 

پی نوشت ها:

1- مصباح‌ الشریعة‌، ص‌ 90، اسرار نماز، ص‌ 162 .

2- میزان‌ الحكمه‌، ج‌، 5، ص‌ 395 .

3- آداب‌ الصلاة‌، ص‌ 399 .

4- رموز نماز، ص‌ 83 .

منبع: ایپرسش

 

گروه دین و اندیشه تبیان - مهدی سیف جمالی

آیا نماز شیعه بدعت است؟

نماز

یکی از ایراداتی که عده ای از روی ناآگاهی نسبت به سنت فعلی پیامبر(ص) مطرح می کنند این است که چرا شیعیان همچون اهل تسنن برخی نمازهای پنجگانه را در وقت فضیلت خویش اقامه نمی کنند بلکه به عکس میان آنها قایل به جمع هستند و مثلا نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشاء را با هم به جای می آورند؟ برخی حتی پا را از این فراتر گذارده و به شیعه نسبت بدعتگذاری در دین داده اند؟

پاسخ اجمالی به مساله فوق این است که اولا باید دانست که نماز جزء فروع دین است و در مسائل فرعی نیز همواره میان دانشمندان، نحله ها و مذاهب اسلامی اختلاف وجود داشته و دارد اما صرف این اختلاف دلیل بر حقانیت گروهی نسبت به گروه دیگر نمی باشد همانطور که پیشوایان و علمای اربعه اهل سنت نیز با هم اختلاف زیادی در این مسائل دارند بلکه آنچه مهم است ادله طرفین است، پس باید ادله را بررسی کرد، ثانیا: چنانکه مذکور خواهد افتاد شیعه در این مساله از هر اهل تسننی سنی تر است؛ چه آنکه روایاتی که خود علمای بزرگ اهل تسنن در معتبرترین کتابهای خویش آورده اند گواه بر آن است که سنت حضرت ختمی مرتبت (ص) نیز چنین بوده که میان نمازهای یاد شده جمع می کردند.

به هر روی، جمع خواندن پاره ای از نماز های یومیه و نیز عدم جمع میان آنها سنت جاری رسول الله در صدر اسلام و نیز ائمه هدی علیهم السلام بوده و نمی توان چشم را بر واقعیات تاریخ بست و به کثیری از مسلمانان چنین نسبتی ناروا روا داشت، نه شیعیان و نه حتی اهل تسنن هیچ کدام در این مساله بدعت گذار نبوده و نیستند جز اینکه اهل تسنن به دلایلی خاص قایل به تفکیک و اقامه نمازهای یاد شده در وقت فضیلت خویشند وشیعه به دلایلی دیگر از جمله رفع حرج، توسعه و تسهیل امت به سنت جمع خوانی پیامبر تمسک جسته است

ادامه نوشته

معنای اضاعه نماز و خطر آن


در قرآن کریم، در سوره مریم، پس از آنکه سلسله های انبیاء را یکی پس از دیگری معرفی کرده و آنها را ستوده است، ایشان را منعمین از ذریه آدم و نوح خوانده است که در برابر تلاوت آیات الهی بی تفاوت نمانده و با اشک و سائیدن پیشانی خویش به خاک، خشوع و بندگی خود را در برابر حق نشان می دهند.
سپس می فرماید: «فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا؛ آنگاه پس از آنان، نسلی به جایشان آمدند که نماز را تباه ساختند و از هوس ها پیروی کردن، پس به زودی، با شر و نکبتی [بزرگ] رو به رو خواهند شد. (سوره ی مریم، آیه ی 59)
نسل ناخلف پس از سلسله پیامبران را با دو ویژگی معرفی کرده است: « ضایع کردن نماز و طبعیت کردن از شهوت ها» .
این آیه کریمه نشان می دهد که اولا، ترک نماز با پیروی از شهوت ها رابطه مستقیمی دارد همان طور که نماز، مؤثر از فحشاء و منکر بازمی دارد و مانع ارتکاب گناهان می شود، ضایع کردن نماز هم، سبب پیروی از شهوت ها و خواهش های نفسانی که سرچشمه فحشا و منکر است، می شود.
ثانیا، نقطه حساس حفظ سلامت نسل و تداوم پاکی در نسل های بعدی پای بندی به ارتباط مستمر خداوند است و ضایع کردن این رابطه، پاکی و طهارت را از سلسله فرزندان بشر می رباید.

ادامه نوشته

تاثیر نماز بر درمان های معجزه وار


یا من اسمه دواء و ذکره شفاء و طاعته غنی (دعای کمیل) وقتی انسان چیزی را از خدا می خواهد و به خاطر طلب آن، نماز می گذارد و در نماز به خدای خود توجه می کند. و خدا نیز دو صد چندان او را مورد لطف و توجه خود قرار می دهد، آن چیز به طرز اعجاب انگیزی برای او حاصل خواهد شد. این منطقی کاملا گویا در تمامی ادیان است.
در تاریخ اسلام و ایران تا به امروز، موارد بی شماری از درمان های معجزه وار و شفای بیماران غیر قابل علاج و رو به مرگ در امام زاده ها و مساجد و درمان توسط شخصیت های مذهبی را می توان یافت.
هر چند که این موضوع ، گاهی به انگیزه سود جویی و استحمار مردم انجام گرفته و در واقع به شارلاتان بازی تبدیل شده است، اما موارد متعددی که مورد تایید "علم و دین" می باشد را نیز، در بر می گیرد، زیرا علم پزشکی این مقولات را به وسیله پدیده نیرومند تلقین، توجیه می کند. از طرفی در دین با اعتقاد به قدرت بی انتهای الهی و ممکن نمودن هر غیر ممکن بشری توسط ذات اقدس خداوند، می توان با اطمینان کامل، شفای هر دردی، هر چند لاعلاج را از او خواست و در درمان هر بیماری که حتی پزشکان از کنترل آن عاجز مانده اند، از رحمت بیکرانه اش استفاده کرد.
با این دیدگاه می توان گفت، زمانی که پزشکان به مادری بگویند: " برای فرزندت، دیگر هیچ کاری از دست ما ساخته نیست"، آن موقع همه چیز به پایان نرسیده است، بلکه همان خدایی که پزشکان را وسیله ای برای انتقال رحمت خودش در درمان بیماران علاج پذیر قرار داده است، چنان چه اراده کند می تواند وسایل و واسطه های دیگری را هم که چه بسا غیر مادی باشند، برای درمان کودک بیمار برانگیزد.
اما جایگاه نماز در بروز چنین درمان هایی خاص است. چه بسیار است شرح حال کسانی که با متوسل شدن به درگاه نورانی ائمه دین(ع) و به خصوص حضرت رضا(ع)، و پس از اقامه نمازهای طولانی و عجز و لابه بسیار به بارگاه حضرت باریتعالی یا با واسطه قرار دادن حضرت امام زمان(عج)، چنان از چنگال بیماری های سخت نجات یافته اند، که زبان و قلم از توصیف آن قاصر و دانش پزشکی از کشف ماهیت آن، انگشت به دهان است!
بدین ترتیب آن زمان که همه درهای علم و طبابت، بر روی انسان های دردمند و ناتوان، بسته می شود و علم از نقص نسبی خود، شرمسار می گردد، شکوهمند ترین جلوه دین یعنی نماز است که قادر خواهد بود دروازه هایی بزرگ از رحمت الهی را بر بنده عاجز و بیمار بگشاید و شفایی شگفت انگیز، به او هدیه کند، چرا که نماز گفتگو با کسی است که اسمش دوا و ذکرش شفاست.

تاثیر قرآن و نماز بر اضطراب


اختلالات اضطرابی رایج ترین بیماری های روانی در جامعه اند که در ۱۵ تا ۲۰ درصد از بیماران کلینیک های درمانی دیده می شود. اضطراب حالتی نامطبوع، همراه با انتظاری نامطمئن از رخداد موضوعی زیان آور است. اضطراب موقعیتی است که گاهی در زمان امتحان یا اعمال جراحی و ... دیده می شود. اضطراب بر اساس تجربه باعث اختلال در یادگیری و ایجاد خطاهای بیشتر می شود.
از نشانه های ذهنی اضطراب می توان عدم تمرکز فکری، ضعف در ادراک، ناتوانی در تحلیل و ضعف حافظه را نام برد.

تاثیر صوت قرآن بر کاهش اضطراب

روش های گوناگونی برای کاهش اضطراب می توان نام برد که از جمله آنها روش های "تن آرامی" و "موسیقی درمانی" را نام برد. بدیهی است که انتخاب یک روش درمانی بدون عارضه، کم هزینه، سالم و ساده نظیر موسیقی درمانی از ارجحیت برخوردار است.
یکی از صداهای دلنشین و جذاب، آوای عرفانی قرآن کریم است. کلام الهی با قدرت نفوذ فراوان خود، آنچنان بر روح و جسم اثر می نماید که گویی بعد از شنیدن آن انسان تازه متولد شده و احساس سبکی، سرزندگی و رهایی از قید و بندهای مادی می نماید. هراس و نگرانی را از دل می زداید و در فرد شنونده ایجاد آرامش می کند.
همانگونه که در قرآن آمده "الا بذکر الله تطمئن القلوب"، ۲۶۰ بار کلمه "ذکر" آورده شده است که منظور یادآوری است.
بهداشت روان انسان بحث سراسر قرآن کریم است. قرآن در حدود ۶۲۳۶ آیه در زمینه پرورش صحیح انسان و حفظ بهداشت روان سخن گفته است.
قرآن آرامش و امنیت را، راه دستیابی به سلامت روان می داند. مطالعات انجام شده با مضمون تاثیر آوای قرآن بر اضطراب و درد بیماران تحت عمل جراحی یا آزمون های تشخیصی، بیانگر تاثیر مثبت آوای قرآن بر بهداشت روان و جسم می باشد. لذا جهت برخورداری از آثار معنوی قرآن، بهره گیری از این کلام الهی به عنوان یک روش تسکین دهنده ی مفید و قابل دسترسی برای کاهش اضطراب پیش از آزمون دانشجویان پیشنهاد می شود. چرا که نظم آهنگ واژگان قرآن، نغمه دلکش و نوایی دلپذیر می آورد، نوایی که احساسات آدمی را برمی انگیزد و دل ها را شیفته خود می کند.
نوای زیبای قرآن برای هر شنونده ای، هرچند غیر عرب، جذاب و روح بخش است.

بررسی نقش نماز بر کاهش اضطراب

انسان از دو دیدگاه جهان بینی الهی و مادی نگریسته می شود.
در جهان بینی الهی، انسان بر اساس آیات قرآنی "نفخت فیه من روحی" و "انی جاعلک فی الارض خلیفه"، دارای فطرتی خدایی و به عبارتی نیمه ملکوتی است. موجودی مستقل، امانت دار خدا، مسئول خویشتن و جهان، مسلط به طبیعت و زمین و آسمان، ملهم به خیر و شر که وجودش از سستی و ناتوانی به قوت و کمال سیر می کند.
در جهان بینی مادی، در تفسیر انسان و توجیه رفتار او، به یک سری عوامل بیوشیمیایی، ارثی و مسائل زیست شناختی بسنده می شود.
حال این سوال مطرح است که آیا باورها و اعتقادات فرد، در سلامت روحی - روانی او موثر است؟
تحقیقات نشان داده است که بیشتر بیماری های روانی ناشی از ناراحتی های روحی و تلخ کامی های زندگی، در میان افراد غیرمذهبی، بیشتر دیده می شود. از طرفی شیوع اضطراب در میان زنان بیشتر از مردان است.
اضطراب عبارت است از تشویشی فراگیر، ناخوشایند و مبهم که اغلب با علائمی مانند سردرد، تعریق، تپش قلب، درد قفسه سینه، ناراحتی مختصر معده و ... همراه است. به علاوه اضطراب، بر تفکر، ادراک و یادگیری فرد اثر می گذارد.
اضطراب طبیعی، پاسخی مفید به واقعیتی تهدید کننده است. در حالی که اضطراب مرضی به دلیل شدت یا مدتش، پاسخی است نامتناسب به یک محرک فرضی.
دکتر هاسیلوپ می گوید "مهم ترین عامل خواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی با کسب تجربه در مسایل روانی به آن پی بردم، همین نماز است".
همچنین بسیاری از روان شناسان و روان پزشکان دریافته اند که دعا و داشتن یک ایمان محکم به دین، باعث رفع نگرانی، تشویش و یا حس ترس را که موجب بیشتر بیماری هاست می شود. توجه کامل به خداوند با تمام اعضاء و حواس، روی گردانی از مشکلات زندگی و اشتغالات فکری که در حین نماز ایجاد می شود و مدتی پس از نماز هم ادامه دارد، باعث به وجود آمدن حالتی از آرامش روانی می شود. بر اساس تحلیلی از این آیه قرآن هم می توان به نقش آرامش بخش بودن نماز پی برد.
از طرفی آمده در قرآن که "الا بذکر الله تطمئن القلوب" (با یاد خدا دل ها آرام می گیرد) و از طرفی آیه "اقم الصلوه لذکری" (نماز را برای یاد من اقامه کنید)، اشاره به این دارد که نماز باعث آرامش دل هاست.
در مطلب بعدی در مورد " رابطه توکل به خدا با کاهش اضطراب " برای شما صحبت خواهیم کرد

نماز و شخصیت منزوی (اسکیزوئید)


برخی روان پزشکان ایرانی" شخصیت منزوی" را به عنوان بهترین ترجمه، به جای"شخصیت"اسکیزوئید"(Schizoid) پیشنهاد کرده اند، چرا که مبتلایان به این اختلال، عمری را در کناره گیری از اجتماع گذرانده اند و در نظر دیگران آدم هایی مردم گریز، منزوی و تنها هستند.(۱) مطالعات آماری در ایالات متحده آمریکا، احتمال این که از هر ۱۰۰ آمریکایی، حدود ۷ نفر مبتلا به این اختلال باشند را مطرح کرده است که دلالت بر شیوع بالای آن دارد. مبتلایان به این حالت بیشتر مشاغل انفرادی که حداقل تماس با دیگران را ایجاب می کند، انتخاب می کنند و حتی برخی کار شبانه را به کار روزانه ترجیح می دهند تا مجبور به مدارا با افراد بیشتری نباشند.این افراد آرام، مردم گریز، درون گرا و غیر اجتماعی هستند و ضمن کناره گیری و عدم دخالت در امور روزمره، به دیگران چنان اهمیتی نمی دهند و شاید اگر مختصر ذوق ادبی هم داشته باشند، با برداشتی سطحی از این بیت مشهور عارفانه، پیوسته زمزمه می کنند: دلا خوکن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد
همین وضعیت آنهاست که باعث می شود، غیر از بستگان درجه یک، دوستان نزدیک یا محرم خاصی نداشته باشند و علاوه بر آن هیچ میلی نیز برای ایجاد روابط نزدیک با دیگران در خود احساس نکنند.
روش های مورد استفاده در روان پزشکی امروز، برای درمان این عارضه اعم از روان درمانی، گروه درمانی و یا حتی دارو درمانی، به خصوص در شرایط و امکانات کشور ما چندان عملی و کاربردی نمی باشند. اما چنانچه در پیشگیری یا درمان این اختلال شخصیتی، روش عملی بی نظیری را جویا باشیم، کلمه درخشان" نماز" باز هم راه گشا خواهد بود.
توصیه مؤکد اسلام مبنی بر اقامه نمازهای واجب یومیه به جماعت و علاوه بر آن، بانگ روح افزای نماز جمعه در فرا خواندن به یک اجتماع شکوهمند و پر شور هفتگی به عنوان سمبل بزرگی از اصالت "اجتماعی بودن" و ترک رهبانیت در همه تعالیم اسلامی مطرح اند و گویی همه این قبیل تعالیم، خود به خود نمازگزار را از گوشه نشینی و تنهایی، به بطن اجتماع می کشاند.
به علاوه، نکته مهم دیگری که در آموزش های متعالی نماز در زدودن روحیه انزوا و مردم گریزی در انسان، خودنمایی می کند، این مطلب است که فعل های موجود در سوره مبارکه" حمد" (به عنوان"ام الکتاب" و هسته اصلی نماز و تعالیم اسلامی)، همه به صورت جمع ادا می شوند:(ایاک نعبد و ایاک نستعین، اهدنا صراط المستقیم)
به قول استاد ارجمند، جناب آقای" دکتر حسن توانایان فرد" در کتاب ارزشمند "بهره وری در آموزش های نماز": این که "نعبد" می گوییم و نه "اعبد" و این که "نستعین" می گوییم و نه "استعین"، به عبارت دیگر این که می گوییم "می پرستیم" و نه "می پرستم" و می گوییم "کمک می جوییم" و نه "کمک می جویم"، یعنی ضمیر جمع به کار رفته و نه ضمیر متکلم وحده، به این دلیل است که به ما بیاموزد، در اسلام، جمع مقدم بر فرد است.(۲)
این مطلب، یعنی وجود ضمایر جمع و تکرار"ما بودن" و نه "من بودن" در جای جای نماز عمومیت دارد و در اساسی ترین اذکار نماز به چشم می خورد؛ مثلا در سلام دوم نماز می گوییم:(السلام علینا و علی عباد الله الصالحین) و یا حتی در معروف ترین دعاهای مستحب در قنوت، دعا می کنیم:( ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار)
نماز نه تنها از ابتلا به اختلال اسکیزوئید پیشگیری می کند، بلکه توانایی آن را دارد که مبتلایان به این عارضه را برای همیشه از کنج عزلت، به قلب جامعه بکشاند.

تأثیر نماز بر سلامت کلیه ها


سلامت دستگاه ادراری انسان، به خصوص کلیه ها، تأثیر بی نهایت مهمی در ادامه حیات انسان دارند و بیماری کلیوی از دردناک ترین و پر مخاطره ترین، گرفتاری های جسمی است.
در این میان عفونت دستگاه ادراری که یکی از شایع ترین علل مراجعه بیماران به مطب پزشکان می باشد، علاوه بر آن که خود بخود و به تنهایی بیماری آزار دهنده ای است، گاهی سبب بروز بیماری های دیگر نیز در بدن انسان می شود. به عنوان مثال برخی عفونت های دستگاه ادراری می توانند، گاهی باعث نارسا شدن و از کارافتادگی کلیه شوند یا عفونت کلیوی در خون و در نتیجه در تمام بدن پخش شود یا برخی عفونت ها ممکن است به ایجاد سنگ کلیه در بیماران منتهی شوند، که همه اینها نشانه اهمیت موضوع است.
ادرار پس از آنکه توسط دو کلیه انسان تولید شد، توسط دو لوله موسوم به " حالب" که کلیه ها را به مثانه وصل می کنند، به مثانه تخلیه می شود تا بدان وسیله از بدن دفع گردد.
حال چنانچه مثانه به موقع از ادرار خالی نشود، ادرار از مثانه به حالب ها و حتی کلیه باز می گردد و همین "برگشت ادرار از مثانه به حالب ها، سبب ایجاد استعداد در فرد برای ابتلا به عفونت کلیه می شود" و به این ترتیب کسانی که در شبانه روز، بنا به هر علتی به ندرت ادرار می کنند به طور جدی در معرض خطر هستند.
اما در رسایل فقهی توضیح المسائل، یکی از مبطلات وضو و نماز، خروج بول و غائط و نفخ کلیه (گاهی کلیه ها را دردی می گیرد شبیه به درد کلیه اما شن یا سنگی در کلیه ها یا مجاری ادراری وجود ندارد. اطباء سنتی معتقدند گاهی مقداری از گازها و حباب های هوای داخل خون از راه مویرگ ها به کلیه منتقل شده و تجمع تعدادی از آنها در کلیه ها حالتی را به نام نفخ کلیه به وجود می آورد)، از بدن انسان درج شده است و این موضوع سبب می شود که شخص نمازگزار و احیاناً "دائم الوضو"، برای پرهیز از ابطال عبادتش به طور معمول و بر حسب عادت ، قبل از وضو ، به تخلیه ادرار بپردازد.(تعبیه توالت در مجاورت وضو خانه مساجد در واقع به منظور پاسخ به این عادت پسندیده و سلامتی بخش صورت می گیرد).
به این ترتیب حداقل سه بار، دفع ادرار از بدن، در زمان هایی به فواصل مناسب نسبت به یکدیگر و در حدی که برای یک انسان طبیعی لازم است، فرد را در مقابل ابتلا به عفونت های کلیه و دستگاه ادراری مصون می سازد و می تواند به عنوان نکته ای مهم پیرامون نماز مورد توجه قرار گیرد.

تاثیر نماز بر بیماری های مقاربتی


"ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر" ( سوره عنکبوت آیه ۴۵ ) با این که همواره نام "زیگموند فروید" به عنوان پزشکی نابغه و اندیشمندی بی نظیر که با کاوش در عمیق ترین ابعاد روان انسانی،
بانی بزرگ ترین انقلاب در علم روان پزشکی شد، بر پیشانی دانش بشری می درخشد، اما برخی خطاهای او و همچنین تعبیرهای نادرستی که متاخرین او از نظریاتش به عمل آوردند، منجر به فجایعی جبران ناپذیر در عرصه جوامع گوناگون شد.
فروید می گفت: عقده های جنسی بشر مسبب رکود و عقب ماندگی انسان ها در زمینه های مختلف علمی، اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و .. است
و غربی ها با قبول نظریه او از حدود ۵ دهه ی پیش و آزاد گذاشتن بی قید و شرط روابط جنسی به ناگاه به رشدی باور نکردنی و جهشی سرسام آور در زمینه های گوناگون دست یافتند !؟! (۱)
اما در عوض، آزادی بی حد و حصر جنسی ارمغان های مرگبار گوناگون نیز برای آنها به همراه داشت که از آن جمله بیماری های مختلف مقاربتی، از جمله سوزاک و سیفلیس و ... است که در طب امروز با عنوان بیماری های (S.T.D) Venereal شناخته می شوند و بخش عمده ای از مراقبت های پزشکی را به خود اختصاص می دهند.
از طرفی بیماری مهلک و مرموز Aids (ایدز) را نیز می توان به نوعی جزو این گروه بیماری ها به حساب آورد. در بروز همه این بیماری ها، روابط متعدد و نامشروع جنسی با شریک های جنسی گوناگون نقش اصلی را ایفا می کنند.
اما اسلام و شکل حقیقی آن یعنی تشیع، با این که با رهبانیت و تجرد به شدت مخالفت می کند(بر خلاف مسیحیت کاتولیکی و متعصب)، نسبت به ارضای غریزه جنسی در حد نیاز و در چارچوب مشروع نظر بسیار مساعدی دارد تا جایی که قانون "ازدواج موقت" را برای بهره وری از این نعمت بزرگ الهی وضع می نماید. اما آنجا که کار این غریزه به فساد کشیده شود و به صورت فحشا(۲) بروز نماید ،اسلام برخورد و مقابله قاطع با موارد فتنه را پیشنهاد می نماید و مجازات های سخت برای افراد خاطی در نظر می گیرد.
بسیاری از قوانین اسلامی از جمله "نماز" به گونه ای خود بخود و شاید ناخوداگاه (آن طور که خدای بزرگ در سوره عنکبوت فرموده است) انسان های مومن را از نزدیک شدن به فحشا بر حذر می دارد که مثلا ضمن مقایسه اجمالی آمار بیماری های مقاربتی در غرب با جوامع مسلمان، می توان به این نکته مهم دست یافت .
توجیه علمی این قضیه نیز با توجه به تغییر و تحولاتی که بر اثر نمازهای پنجگانه در ناقل های عصبی محرک جنسی به وقوع می پیوندد و منجر به مهار شهوت در موارد نامشروع می شود، قابل بررسی است که ما در بحث تعادل ناقل های عصبی بدان توجه خاص خواهیم داشت. هر چند که در این مورد، تلقین نیز به عنوان یک توجیه علمی خوب مطرح است.
به قول حضرت آیت ا.. خزعلی : "پسر و دختر جوان که انگیزه شهوت دارد، وقتی به نماز ایستاد و پنج نوبت "الحمدا.. رب العالمین" گفت، یعنی تمام سپاس و ثنای من مال آن کسی است که مالک بدن و جسم عواطف و احساس، سلسله اعصاب و قلب و گردش خون من و تمام امکانات و ارزش های من است، یک انگیزه قوی در او پیدا می شود. انگیزه ای که توان مقابله او را در مقابل انگیزه جنسی فزونی می بخشد." (۳)
و به این ترتیب نماز حقیقی، خود به خود و فعالانه ریشه فساد جنسی و فحشاء را می خشکاند و متعاقب آن آمار بیماری های مقاربتی را به شدت کاهش می دهد.

کاهش انحرافات جنسی با نماز


ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر سوره مبارکه عنکبوت آیه ۴۵ انحرافات جنسی از دردناک ترین مشکلات بشر در آستانه قرن بیست و یکم است.
بررسی های کینزی در سال ۱۹۴۸ نشان داد که از هر ۱۰۰ مرد آمریکایی ۴ مرد منحصراً همجنس خواه هستند، یعنی کوچکترین تمایلی به جنس مخالف ندارند!؟ این در حالیست که تعداد زیادی از این ۱۰۰ نفر، همجنس را بر غیر همجنس ترجیح می دهند یا تفاوتی بین همجنس و غیر همجنس برایشان مطرح نیست و یا با این که به غیر همجنس متمایلند، به طور اتفاقی یا بیش از اتفاق همجنس بازی نیز می کنند.
بدین ترتیب این آمار نشان می دهد، بیش از ۳/۱مردان آمریکایی بعد از سال های بلوغ خود همجنس بازی کرده اند و حداقل نصف این آمار در مورد زنان آمریکایی نیز صادق است.(۱)
تازه این آمار مربوط به زمانی است که تفسیر غلط از نظریات فروید و انحراف از آن، گسترش چندانی پیدا نکرده بود. بدیهی است پس از گذشت چند دهه باید هم، همجنس بازها به جایی رسیده باشند که در پارلمان آمریکا برای خود نماینده داشته باشند و کمیسیون تشکیل دهند.
جالب اینجاست که برخی منابع علمی روانپزشکی، حتی این تمایل را در برخی کاملاً بهنجار و طبیعی با شخصیت پایدار و عاری از هر گونه نشان روانی و با انطباق خوب از نظر اجتماعی توصیف کرده اند! (۲)
با این اوصاف اگر همجنس بازی و لواط انحراف جنسی نیست، می توان حدس زد که انحرافات جنسی در قاموس غرب دیگر چه واویلایی است؟!
بچه بازی، نمایش اعضای جنسی، سادیسم و مازوخیسم جنسی، مبدل پوشی، خود ارضایی، نظر بازی، حیوان دوستی، مرده دوستی و نمونه های بسیار متعدد دیگری که قداست قلم مانع از توصیف آنهاست، همگی نمونه هایی از مهار گسیختگی و سقوط فاجعه آمیز غرب در قهقرای فساد جنسی و فحشاء به شمار می آیند.
بدین ترتیب انحرافات جنسی صرف نظر از مشکلات اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و .. که ایجاد می کنند، تنها در بعد پزشکی و آن هم جدای از نتایجی که در بروز بیماری های جسمی ماند بیماری های مقاربتی بر جای می گذارند، به خودی خود، از بزرگ ترین مشکلات پزشکی بشر امروز به حساب می آیند.
این در حالیست که در جوامع اسلامی، قرن هاست که نماز فعالانه و مقتدرانه بسان یک منجی قابل اطمینان، دامان مدد جویندگان از خویش را از هر گونه فحشاء و انحراف جنسی پاک و مصون داشته است.
آیین اسلام با ترغیب های متعدد به امر ازدواج و به خصوص با وضع قانون ازدواج موقت(که با وجود آنکه از موارد اساسی اختلاف شیعه و سنی است، در کشور شیعه مذهب ما نیز بسان ممالک اهل سنت به فراموشی محض سپرده شده است) از هر جهت انسان را برای ارضای غریزه نیرومند جنسی، از طریق مشروع راهنمایی می کند. آیات متعدد سوره های نور، احزاب، بقره، نساء و .. بهترین گواه این موضوع است.
اما علاوه بر تحریک همه جانبه اسلام برای ازدواج و حتی سهل نمودن آن مثلاً با وضع قانون متعه یا ازدواج موقت(برای ریشه کن کردن موانع اقتصادی ازدواج) و علاوه بر مجازات های سختی که برای منحرفین جنسی در نظر گرفته شده است، سایر قانون های اسلامی به گونه ای ارائه شده اند که چنانچه حتی شخص به دلایلی از ازدواج باز ماند، هرگز به فساد و انحراف آلوده نشود و در رأس این قانون ها، فریضه نورانی "نماز" است.(۳)
نمازگزار با امداد از "نماز" توانایی کنترل غرایز خود را افزونی می بخشد و آتش سوزاننده و پر لهیب فحشاء را که چه بسا ممکن است به انحراف جنسی بیانجامد به آب عفاف، سرچشمه گرفته از "نماز" خاموش می کند.

تاثیر نماز بر شخصیت نارسیستیک


حضرت علی (علیه السلام): نماز، داروی تکبر است.نارسیس نام پسر جوان افسانه ای است، که در دوران قدیم، تصویر خود را در آب زلالی مشاهده کرد و نه یک دل بلکه صد دل، عاشق خود شد!؟ و این داستان عجیب، وجه تسمیه ای برای معرفی نوعی اختلال موسوم به اختلال شخصیت خود شیفته (۱) (narcissistic personality disorder) گردید. افراد مبتلا به این اختلال، دچار احساس عمیق اهمیت شخصی و خود بزرگی بینی هستند و به نوعی به بی نظیر بودن خودشان اعتقاد دارند. این اختلال عمیق شخصیتی که در اوایل بزرگسالی ظهور می کند، روی افکار، اعمال و رفتار شخص به شدت تاثیر می گذارد.بدین صورت که آنها خود را آدم های خاصی می پندارند و انتظار دارند که به طور خاصی با آنان مدارا شود. اینان هرگز تحمل انتقاد را ندارند و چنان چه کسی از آنان انتقادی بکند، دچار خشم می گردند یا ممکن است آنچنان به رفتار خود اطمینان داشته باشند که شخص انتقاد کننده را جز ابلهی بیش به شمار نیاورند و نسبت به انتقاد او "کاملا" بی تفاوت باشند.
خودشیفته ها، چنان چه کمی استعداد یا موفقیت در زمینه ای داشته باشند، در آن مورد به شدت مبالغه می کنند و انتظار دارند بدون هیچ دلیلی با آن ها به صورت فردی بی نظیر، مخصوص و استثنایی رفتار شود!
این بیماران برای رسیدن به اهداف خود، به راحتی از دیگران سوء استفاده می کنند و در اشتغال ذهنی دائم، با مفاهیمی چون: موفقیت، قدرت، استعداد درخشندگی، زیبایی و ایده آلیسم به سر می برند و پیوسته در پی شکار اظهارات محبت آمیز و تعریف و تمجید دیگران می باشند.
نمونه مبتلایان به این اختلال را، در جامعه ما نیز بسیار می توان یافت. مثلا کسانی که تصور می کنند ضرورتی ندارد آن ها هم در صفی که دیگران منتظر ایستاده اند، انتظار بکشند!
این تافته های جدا بافته که خود را بر همه چیز و همه کس ترجیح می دهند، با عناوینی چون: از خود متشکر، خودخواه، مغرور، متکبر، از خود راضی و .. در جامعه ایرانی شناخته می شوند و با این صفت بد خود، ناراحتی های متعددی را برای خود و اطرافیان شان ایجاد می کنند.
به اعتقاد بسیاری از روان پزشکان درمان "اختلال شخصیت خود شیفته" بی نهایت مشکل است، چون برای پیشرفت درمان، خود این افراد باید دست از خودشیفتگی بردارند که این کار راحتی نیست و در واقع هنوز داروی شیمیایی که بر"عدم تعادل ناقل های عصبی" مربوط به خودخواهی انسان غلبه کند، ساخته نشده است.
اما پزشکان معنوی بشر، از قرن ها پیش، راه حل های بی نظیر و درخشانی، برای مقابله با خودخواهی و تکبر او پیشنهاد کرده اند که بنا بر فرمایش حضرت علی (ع) در صدر این راه حل ها، "نماز" جای دارد.
در مطالب قبلی گفتیم که در سرتاسر اذکار نمازهای یومیه، ضمایر متکلم مع الغیر(جمع) به جای ضمایر متکلم وحده(مفرد) به کار رفته است، به این معنی که پیوسته "ما بودن" و نه "من بودن" در نماز، تکرار و تلقین می گردد و این موضوع در رفع بسیاری از اختلالات پیچیده شخصیتی، از جمله اختلال شخصیت اسکیزوئید(منزوی)، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت اسکیزوتایپی( اسرار آمیز)، اختلال شخصیت خودشیفته و .. نقش مهم و اساسی دارد. چرا که در همه این اختلالات برتری "من" نسبت به "ما" زیر بنای بیماری به حساب می آید.
در حالی که در جریان نماز این "ما" است که اهمیت می یابد و" من" بودن انسان(به عنوان مثال خودخواهی و تکبر او ) به فراموشی سپرده می شود.
اما جالب این جاست که در اذکار نماز تنها یک جا سخن از" من" به میان می آید و آن زمانی است که بنده ی ناتوان، در نهایت ذلت در مقابل پروردگار خود، کرنش می کند و به رکوع می رود. پس آن گاه خود را در مقابل آفریننده خویش به خاک می اندازد و به سجده می رود و می گوید: سبحان ربی الاعلی و بحمده.
"سجده" در روایات بالاترین مرتبه قرب نمازگزار، به پروردگار معرفی شده است. (۲)
شاید سخن گفتن از"من" در لحظاتی سرشار از خشوع و هنگام افتادن به خاک، و فلسفه آن که سجده نزدیک ترین حالت بنده نسبت به خدا معرفی شده است، این نکته باشد که "من" را باید از میان برداشت و به خاک سپرد تا به "او" نزدیک شد. به قول ملامحسن فیض کاشانی (ره) :
با من بودی ، منت نمی دانستم
یا من بودی ، منت نمی دانستم
چون"من" شدم از میان، تو را دانستم
تا من بودی، منت نمی دانستم

بنایی برای نیایش ابدی


مسجدها، یکی از نشانه های ارزشمند معماری اسلامی هستند. از مساجد اولیه که از الگوی مسجد پیامبر در مدینه ساخته می شدند تا به امروز، گونه های بیشماری مسجد بنا شده که می توان به درستی، تأثیر متقابل این بناها فرهنگ هر دوره را، از نگاه جستجوگر تاریخی به این تجلی هنر اسلامی مشاهده کرد. به جای کاخهای عظیمی که چنان خود نمایانه قدرت و افتخار شاهان را به نمایش می گذاشتند، مسجد را با خصلت عامیانه تر و مردمی تر جانشین کردن به همان ضرورت و اهمیت کلیساهای جامع در اروپا سده های میانه بود. فروتنی و سرسپردگی ایمان اصیل، به این کانونهای تازه فرهنگی سادگی و عظمت خاصی بخشید.
مسجد کارکردهای زیادی داشت که از آن جمله می توان به خواندن نمازهای روزانه و نماز جمعه، یک مؤسسه آموزشی بنیادی (معمولا مدرسه به مسجد متصل بود)، کتابخانه، یک نهاد سیاسی و گاهی برای حل اختلاف محلی و... اشاره کرد.
در مجموع پس از پیروزی اسلام در ایران یک موج ساختمان سازی آغاز شد. ساختمان های دینی و عرفی تازه، بیشتر مورد نیاز بود و می باید با مصالح، فنون و سبک های محلی ساخته می شد. بدین روی معماری مساجد در هر دوره ای به شیوه ای متفاوت بوده و هر دوره عناصر تزیینی و فنون ساختمان سازی ویژه خود را دارد. مثلا در دوره سلجوقی آجر کاری و در دوره ایلخانی گچ بری و در دوره ی تیموری و صفویه کاشی کاری رایج بوده است.
حال با این مقدمه چینی می توان به سراغ یکی از مهمترین مساجد ایران و جهان رفت که آن مسجد «جامع عتیق اصفهان» است که بی شک در نگاه نخست قدرت و نجابت معماری سلجوقی را در ذهن بیننده نقش می زند.
این مسجد نه تنها آثار مسجدهای قرون اولیه اسلامی را در بر دارد، بلکه در دوره های بعدی نیز توسعه چشمگیری یافته است. در بیست ساختمان کاملا متمایز آن بیش از 800 سال از معماری ایران هویدا است.
در چشم اندازی از این مسجد می توان حیاط چهار گوشی را دید که بوسیله رواقها و دهلیزهای رو باز دو طبقه کاشی کاری یا آجر نخودی احاطه شده است. در قسمت زیرین مسجد می توان اتاقی را دید – فضا دار و عالی عظمتی خیره کننده – که گنبد عظیمی را نگه داشته که به قطر 17 متر بر روی بر روی گوشواره های سه پره قرار دارد. می توان طاقهای آجری گنبد مانندی را دید که اغلب این طاقها روی ستونهایی است که تاریخشان از پیش از سلجوقی تا عصر صفوی متفاوت است می توان اتاقی را دید با محرابی عالی از اوایل سده چهاردهم که مربوط به الجایتوست، یا مدرسه ای را دید که دارای یک طاق عرضی و ایوان ورودی است.
اما از لحاظ زیبایی مهمترین واحد مسجد جامع گنبد کوچک ولی عالی شمالی معروف به خرکاست. این شاید کاملترین گنبد شناخته شده است. وقار به یادمانی گنبد مربوط به ابعادش نیست (با 20 متر بلندی و 10 متر قطر)، بلکه ناشی از طرح آن است. در هر گوشه چهار طاقچه هلالی باریک با ستونهای نبشی دنباله گوشواره ها را به سمت پایین تشکیل می دهد و بسیاری ریزه کاری ها زیبا که چشم را به سوی بالا و مرکز کمال پیش می برد. این گنبد تک جداره نزدیک به نهصد سال بدون یک ترک خوردگی در کشوری زلزله خیز دوام آورده و شاهدی است بر «ریاضیات دقیق و مکانیک بی عیب» معمار عصر سلجوقی.
در آخر کلام باید اشاره کرد که مسجد جامع عتیق اصفهان در شکل امروزی خود به صورت یک مسجد چهار ایوانی با گنبدخانه و شبستانها و بناهای پیرامونی خود قرار دارد که گنجینه ای از آثار هنری و معماری دوره های مختلف معماری اسلامی ایران و یکی از برجسته ترین مساجد جهان اسلام است.

بزرگ راه خود سازی


اعتکاف مخصوص دین اسلام نیست بلکه در ادیان الهی دیگر نیز وجود داشته و در اسلام استمرار یافته است اگر چه ممکن است در شرع مقدس اسلام پاره ای از خصوصیات و احکام و شرایط آن تغییر یافته باشد. آیین مهدپرستی، پرستش و ستایش مهر یا میترا پیش از ظهور زرتشت به عنوان یک نیروی حاکم معنوی مورد توجه آریایی ها بوده است و مهرپرستان مراسم دینی خود را در غارهای تاریکی به نام «مهرابه» انجام می دادند. فردی که می خواست وارد جمع مهرپرستان شود ابتدا باید موافقت مرشد را جلب کند و سپس تعالیم خاصی را فراگیرد.
پیروان این آیین در محیطی دور از اجتماع با انجام فرایضی نظیر روزه و غسل به تطهیر درونی خویش می پرداختند.

دین زرتشت

در دین زرتشت سکونت در آتشکده و خلوت گزینی در کوه به عنوان محل نیایش و دنیاگریزی مورد توجه بوده است؛ زیرا یکی از راه های خداجویی و خدایابی اجتماع گریزی بوده است. همان گونه که زرتشت برای نیایش پروردگار و احراز مقام پیامبری مدتی در کوه سولان خلوت گزینی کرد. هم چنین ساسان، فرزند بهمن، ترک دنیا و سلطنت کرده و برای انجام دادن عبادتش در کوه سکونت گزید.

ادامه نوشته

تاکید پیامبر و ائمه بر مسواک زدن


شاید برایتان جالب باشد که بدانید در حدود ۱۱۰ حدیث مختلف در خصوص مسواک زدن، در کتب حدیث آمده است. محتوای بیشتر این احادیث،
بر نقش مسواک در حفظ سلامت دهان و دندان و لزوم توجه و استفاده مردم از آن تاکید می کنند. نکاتی که امروز برای ما کاملا بدیهی به نظر می‌رسد، اما برای اقوام عرب در هزار و پانصد سال پیش کاملا آموزشی و مفید بوده است. این احادیث علی رغم متن ساده، توصیه های مفیدی در خود دارند که بسیاری از آنها امروزه توسط دندانپزشکان به بیماران توصیه می شوند.

اهمیت مسواک زدن و رعایت بهداشت دهان

حضرت محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: "دندان ها که صاف و زیبا هستند، در اثر جویدن غذا، آلوده می شوند و کم کم بوی دهان تغییر می یابد و ایجاد فساد در قوای دماغیه می نماید. وقتی که انسان مسواک نماید، فساد از بین می رود و دندان دوباره تمیز و پاکیزه می گردد."
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمود: "اگر برای مردم دشوار نبود در هر نماز، مسواک زدن را واجب می کردم."
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده اند: "جبرئیل همواره مرا به مسواک زدن سفارش می‏کرد تا جایی که گمان کردم آن را واجب خواهد ساخت."
رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده اند: "به مسواک زدن امر شدم آن گونه که ترسیدم بر من فرض گردد."
امام حسین(علیه السّلام) چنین می‌فرمود: "پدر ما به ما دستور می داد بعد از خلال دندان ها، سه مرتبه آب را در دهان بگردانیم و دور بریزیم (مضمضه کنیم ). سپس آب را بیاشامیم."
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: "مسواک زدن، اقتضای فطرت انسان است."

ادامه نوشته