نماز و ياد پيامبرصلى الله عليه وآله

در هر دو ركعت نماز، يك تشهد مى‏خوانيم كه در آن به يگانگى خداوند و رسالت حضرت محمّد صلى الله عليه وآله اقرار مى‏كنيم.
 هر روز در پنج وقت اين اقرار و اعتراف به توحيد و نبوّت لازم است تا انسان راه را گم نكند، مكتب و صاحب آن را فراموش نكند، بر او صلوات بفرستد و در اين اقرار و صلوات در رديف خداوند و فرشتگان قرار بگيرد. زيرا قرآن مى‏فرمايد: «انّ اللَّه و ملائكته يصلّون على النبى»(۱) خدا و ملائكه بر پيامبرش صلوات مى‏فرستند، پس چرا ما نفرستيم؟ مگر او ما را نجات نداد؟ سلام بر پيامبر اسلام كه ما را نجات داد.


 ۱) احزاب، 52.

نماز و ياد حسين‏عليه السلام

بهترين چيزى كه سجده بر آن سفارش شده، خاك كربلا و تربت امام حسين عليه السلام است. امام صادق‏عليه السلام هنگام سجده پيشانى مقدّسش را بر خاك كربلا مى‏گذاشت. براى همراه داشتن تسبيح تربت امام حسين نيز رواياتى وارد شده است تا آنجا كه همراه داشتن آن مثل گفتن سبحان اللَّه است و سجده بر مهر آن سبب كنار رفتن پرده‏ها و قرب بيشتر به ذات مقدّس خداوند است.(۱)


۱) وسائل، ج 3 ص 608 .

نماز وشيوه آموزش گام به گام

شيوه تدريجى در آموزش وتربيت، شيوه‏اى است كه در اسلام به ويژه در عبادات، مورد توجّه بوده است.
 روايات تربيتى اسلام دستور مى‏دهد: كودك را سه سال آزاد بگذار، پس از سه سال، جمله «لا اله الاّ اللَّه» را به او تعليم بده.
 وقتى كه سه سال و هفت ماه و بيست روز شد، دوّمين جمله‏اى كه مى‏آموزى «محمد رسول اللَّه» باشد.
 وقتى چهار سال تمام شد، صلوات بر پيامبر آموزش داده شود.
 در پنج سالگى، كه كودك قدرت تشخيص دست راست و چپ را يافت، او را رو به قبله قرار ده و به او سجده بياموز.
 در سال ششم، نماز و ركوع و سجود را آموزش بده.
 در سال هفتم، شستن دست و صورت را به او بياموز.
 و در سال نهم، مسأله نماز را جدّى گرفته و اگر سركشى كرد، با او برخورد تنبيه‏آميز داشته باش.(۱)


۱) وسائل، ج 15 ص 193 .

نماز، وسيله محو گناهان

قرآن، در كنار فرمان نماز، مى‏فرمايد:
    «انّ الحسنات يذهبن السّيّئات»(۱)
    همانا كارهاى نيك، گناهان را محو مى‏كند و از بين مى‏برد.
 حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: اگر بعد از گناه، دو ركعت نماز خوانده و از خداوند، عافيت درخواست شود، اثر آن گناه محو مى‏شود.(۲)
 از رسول اكرم صلى الله عليه وآله نيز روايت شده است: گناهانى كه ميان دو نماز واقع مى‏شود، مورد عفو قرار مى‏گيرد.(۳)
 آرى گناه كه در اثر غفلت از ياد خدا سر مى‏زند، با نماز و عبادت كه مايه انس و ارتباط با خداوند است، زدوده مى‏شود و مغفرت، جاى معصيت را مى‏گيرد.


۱) هود، آيه 114 .
۲) نهج‏البلاغه، حكمت 299 .
۳) شرح ابن ابى الحديد، ج 10 ص 206 .

نماز محور زمان‏بندى‏ها

در آيه 58 سوره نور قرآن به نونهالانى كه هنوز به تكليف نرسيده‏اند مى‏فرمايد: هرگاه خواستيد وارد اتاق والدين شويد، در سه وقت با اجازه وارد شويد: اوّل: قبل‏از نماز صبح، دوّم: بعد از نماز عشا وسوّم: هنگام ظهر كه انسان معمولاً لباس‏هاى خود را براى استراحت در مى‏آورد.
 در اين آيه زمان‏بندى اجازه فرزندان، براساس نماز صبح و عشاء شده است.
 چه زيباست ساعات جلسات ما نيز چنين باشد، مثلاً ملاقات ما بعد از نماز مغرب يا عشا ياقبل از نماز ظهر، تا با تكرار زمان، فرهنگ نماز را در جامعه شايع‏تر سازيم.

نماز، سدّى محكم در برابر گناه

هرجا نماز پايگاه داشت شيطان بساط خود را جمع مى‏كند و هركجا رشته نماز پاره شد همه كمالات متفرق مى‏شود.
 قرآن مى‏فرمايد: «انّ الصلوة تنهى عن‏الفحشاء والمنكر»(۱) قطعاً نماز از فحشا و منكر جلوگيرى مى‏كند.
 نمازگزار نمى‏تواند سست باشد،
 لباس و مكانش حرام باشد،
 بدنش ناپاك و لقمه‏اش آلوده باشد،
 او بخاطر صحيح بودن نمازش مجبور است يك سرى مراقبت‏هائى از خود داشته باشد،
 ارتباط با خداوند روح قدسى به انسان مى‏دهد كه از ارتكاب آلودگى‏ها شرم دارد.
 كجا ديده‏ايد كسى از مسجد به قمارخانه يا مراكز فساد برود؟
 كجا ديده‏ايد كسى از خانه خدا بيرون آيد و براى دزدى پا به خانه مردم گذارد؟
 وبر عكس اگر نماز ضايع شود هر گونه فساد و پيروى از انواع شهوات پيدا مى‏شود.
 قرآن مى‏فرمايد: «فخلف من بعدهم خلف اضاعواالصلاة واتّبعوا الشّهوات»(۲)


۱) عنكبوت، 45.
۲) مريم، 59.

نماز و نياز

آنجا كه كار و تلاش بيشتر است نياز به نماز بيشتر است. انسان معمولاً در شب‏ها خواب است و فعّاليتى ندارد، از اين رو از عشاء تا صبح نمازى واجب نيست ولى نياز معنوى انسان در روز بيشتر است.
 هوس‏ها، طاغوت‏ها، جلوه‏ها، حيله‏ها و تمام پرتگاه‏ها در روز جلوه ديگرى دارند و لذا اوّل روز و آخر روز بايد نماز خوانده شود وبراى وسط روز سفارش ويژه آمده است:
 «اقم الصلوة طرفى النهار»(۱)
 دو طرف روز (صبح و شب) نماز به پا دار.
 «حافظوا على الصلوات و الصلوة الوسطى»(۲)
 نسبت به تمام نمازها به خصوص نماز ظهر حفاظت كنيد. و مثل منافقين گرمى هوا را بهانه ترك جماعت قرار ندهيد.
 و از آنجا كه روزهاى جمعه و عيد ايّام فراغت است و معمولاً فساد در ايّام فراغت بيشتر به سراغ انسان مى‏آيد، سفارش به نماز جمعه و نماز عيد شده است.
 شايد بخاطر لطافت و ظرافت بيشترى كه روح دختر دارد و غبار و فساد در روح‏هاى لطيف زودتر منعكس مى‏شود، نماز دختران از 9 سالگى شروع مى‏شود.
 و هرگاه مشكل اضافه‏اى براى انسان پيش آمد سفارش به نماز بيشترى شده است. «واستعينوا بالصبر والصلوة»
 به هرحال شايد بتوان گفت برنامه‏ريزى نماز مناسبت كامل با نيازها وزمان‏ها و ظرافت‏هاى روحى وروانى دارد. (واللَّه‏العالم)


۱) هود، 114.
۲) بقره، 238.

نماز و جهاد

دستورات اسلام از يكديگر جدا نيست ولذا قرآن مى‏فرمايد: «لاتصلّ على احد منهم مات ابداً ولا تقم على قبره»(۱) به جنازه فراريان از جبهه نماز نخوانيد:
 فراموش نمى‏كنم در ايّام دفاع مقدّس، جوانى وصيّت كرد كه اگر من شهيد شدم مرا دفن نكنيد مگر آن دو دسته‏اى كه با هم قهرند، آشتى كنند و اين جوان از خون مقدّس خودش به نفع اصلاح ذات‏البين استفاده كرد، در حالى كه مى‏توانست بگويد اگر شهيد شدم راضى نيستم فلان شخص يا گروه به تشييع جنازه من بيايد و بدينوسيله آتش فتنه را بيشتر و كينه‏ها را عميق‏تر نمايد.


۱) توبه، 84.

نماز همراه با آگاهى

قرآن درباره تسبيح ونماز ساكنان آسمان‏ها وپرندگان مى‏فرمايد:
    «كل قد علم صلواته و تسبيحه»(۱) نماز آنها آگاهانه است.
 ولى در جاى ديگر خطاب به انسان‏ها مى‏فرمايد:
 «لاتقربوا الصلوة و انتم سُكارى حتّى تعلموا ما تقولون»(۲) در حال مستى نماز نخوانيد تا بدانيد چه مى‏گوئيد.
 به همين دليل در روايات آمده است:
    عبادت عالم از عابد بهتر است.
 در اسلام به تجّار سفارش شده: «الفقه ثم المَتجَر»(۳) اوّل مسائل حلال و حرام را فرا گيريد بعد به سراغ تجارت برويد. در آموزش نماز هم بايد سعى كنيم اسرار نماز را به نسل نو تعليم دهيم تا آگاهانه براى نماز قيام كنند.


۱) نور، 41.
۲) نساء، 43.
۳) بحار، ج 103، ص 117.

نماز و الگوپذيرى

در نماز با گفتن «صراط الذين انعمت عليهم» از خداوند مى‏خواهيم كه الگوى ما را كسانى قرار بده كه مورد لطف تو هستند، تو را شناختند و به تو عشق ورزيدند، در راه تو گام برداشته و استقامت كردند و از تو جدا نشدند.
 بر اساس آيه 69 سوره نساء كسانى كه خداوند به آنها نعمت داده، عبارتند از: انبيا و شهدا و صديّقين و صالحان.
 آرى نعمت واقعى همان ايمان و ارتباط با خداوند و گام در راه رضاى او برداشتن و در راه او فدا شدن است. نعمت‏هاى مادّى نصيب حيوانات هم مى‏شود «متاعاً لكم ولانعامكم»(۱) مقام معنوى است كه به انسان ارزش مى‏دهد.


۱) نازعات، 33.

نماز و روح بزرگ

انسان در نماز خداوندى را حمد و سپاس مى‏كند كه خالق تمام هستى است. سرچشمه تمام رحمت‏ها و بركات است. مالك روز قيامت است.
 كسى كه حمد و ثناى خود را نثار اين وجود مقدّس با اين خصوصيات مى‏كند هرگز حاضر نيست براى هر چيز پست و جزئى و در برابر هر قدرت ناچيزى ستايش كند.
 زبانى كه ثناگوى خالق هستى شد، ديگر تن به ثناگويى هر نالايقى نمى‏دهد. فراموش نكنيم كه امام حسين عليه السلام فرمود: كسى كه وصل به پيامبر صلى الله عليه وآله باشد و از دامن زهراعليها السلام برخاسته باشد، بيعت يزيد را نخواهد پذيرفت.
 آرى ... ستايش او نه ديگران،
 ثناى او نه طاغوت‏ها،
 ثناى او براى ربّ‏العالمين بودنش،
 الرّحمن الرّحيم بودنش،
 مالك يوم الّدين بودنش،
 ديگران چه و كه هستند و چه قدرتى دارند كه من ثناگوى آنها باشم؟ به خصوص كه مسلمان مى‏داند اگر ظالمى ستايش شود عرش خداوند به لرزه در مى‏آيد.
 بنابراين ثناى او، آنچنان روح بزرگى به ما مى‏دهد كه ديگر حاضر به ثناى ديگران نمى‏شويم و اين روح بزرگ را از نماز و حمد مى‏توان تحصيل كرد.
 حيف كه ما با توجّه نماز نخوانديم و مزه نماز را نچشيديم.

عواقب اعراض از ياد خدا ونماز

نماز ذكر خداست وكسى‏كه از ذكر خداوند اعراض‏كند زندگى نكبت‏بارى دارد: «مَن‏اعرض عن‏ذكرى فانّ‏له معيشة ضنكا»(۱)
 ممكن است بگوئيد بسيارى اهل نماز نيستند ولى زندگى خوبى دارند، ولى بايد به درون آنها سرى زد تا ببينيم آيا صفا وآرامش لازم را دارند يا نه؟ در مشكلاتى كه براى آنها پيش مى‏آيد چقدر دستپاچه مى‏شوند و خودشان را مى‏بازند؟ باقى انسان‏ها را با چه ديدى مى‏نگرند؟ تقوى و عدالت چه جايگاهى نزدشان دارد؟ روحشان به چه چيز وابسته است؟ به آينده خود چقدر اطمينان دارند؟ اضطراب وهيجان‏هاى روانى، تزلزل خانوادگى، ضعف اعصاب، بدگمانى، احساس غربت و تنهايى از درون، فساد و فحشا، آمار جنايت، فرار فرزندان از خانه، بالا بودن آمار طلاق، خودباختگى، ترس و... در جامعه بى نماز بيشتر است يا با نماز؟


۱) طه، 124.

آموزش نماز مسئوليّت والدين

تعليم نماز در روايات از وظايف مهمّ والدين است. والدين بايد فرزندان خود را از سه سالگى با بيان كلماتى از قبيل «لااله الا اللَّه» آشنا كنند و كم‏كم او را آماده نماز نمايند.
 خداوند به پيامبر مى‏فرمايد: «وامر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها»(۱) به اهل خود فرمان نماز بده وپشتكار داشته باش.
 قرآن در ستايش حضرت ابراهيم مى‏فرمايد: «و كان يأمر اهله بالصلوة»(۲) او اهل خود را به نماز فرمان مى‏داد.
 لقمان هم‏به فرزندش سفارش نماز مى‏كرد: «يابنّى‏اقم‏الصلوة»(۳)


۱) طه، 132.
۲) مريم، 55.
۳) لقمان، 17.

نماز و ادب

در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دست‏ها روى ران‏ها، بدن آرام، نگاه‏ها به محل سجده، لباس‏ها نو و تميز، همراه با بوى خوش و معطّر. اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام را نگهداريم، قبل از او كارى انجام ندهيم، به ركوع يا سجود نرويم و بهتر است حتّى قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جارى نكنيم. مجموعه اين دستورالعمل‏ها روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مى‏كند، آن هم ادبى بر اساس ارزش‏هايى چون: شناخت، محبّت، تواضع و ادب در برابر كسى كه اهليّت دارد، نه تملّق و نه خودباختگى.
 در حديث است: كسى كه سجده نماز را با سرعت انجام مى‏داد حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله فرمود: گويا كلاغى نوك به زمين مى‏زند.(۱)

 ۱) وسائل، ج‏3، ص 25.

نماز و طبيعت

نماز تنها يك توجّه قلبى نيست، بلكه عملى است همراه با مردم و با بهره‏گيرى از طبيعت. بايد به آسمان نگاه كرد تا وقت نماز را شناخت، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت، به آب توجّه كرد تا پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت كرد تا براى سجده و تيمم شرائط لازم را داشته باشد. رسول اكرم صلى الله عليه وآله سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مى‏كرد و فكر مى‏كرد و مى‏گفت: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» پروردگارا! اينها را بيهوده خلق نكردى. آنگاه به نمازشب مى‏ايستاد. فكر در طبيعت يكى از راه‏هاى خداشناسى است. البتّه توجّه به طبيعت صحيح است نه غرق شدن در طبيعت. طبيعت، آيه و علامت و فلش براى عبور است نه توقفگاه و غرقاب، آب دريا براى آن است كه كشتى روى آن برود، نه آنكه آب توى كشتى وارد شود و همه را غرق كند. خورشيد براى آن است كه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه به نورش خيره گردد و كور شود.

نماز، تكرارى نيست، تعميق است

بر خلاف تصوّر بعضى كه نماز را تكرار مى‏دانند، نماز نردبان ترقى است كه هر چه بيشتر با حضور قلب خوانده شود بالاتر مى‏روى، گرچه در ظاهر ركوع و سجودها تكرار مى‏شود ولى در حقيقت همانند پلّه‏هاى نردبانى است كه موجب بالا رفتن معرفت و ايمان انسان مى‏شود.
 به تعبير ديگر اين اعمال به ظاهر تكرارى، همانند كلنگى است كه براى حفر چاه مى‏زنند، كلنگ زدن در ظاهر تكرارى است، امّا در واقع هر كلنگى كه مى‏زنيد به عمق بيشترى مى‏رويد ويك قدم به آب نزديك‏تر مى‏شويد. به هر حال، ظاهر نماز تكرارى است، امّا در واقع عمق بخشيدن و پرواز است

نماز، درگاه لطف خدا

افراد ديگر غير از خداوند، يا لطفى ندارند يا لطفشان ناچيز و محدود است،  يا لطف خود را به ديگران نمى‏رسانند و يا با هزار منّت ذرّه‏اى محبّت دارند و اگر لطفى كنند از بهره خودشان كم مى‏شود. امّا خداوند:
 1- لطفش بى نهايت است.
 2- باب لطف او هميشه به روى همه باز است.
 3- دعوت به ورود هم كرده است.
 4- از ورود ديگران در مدار لطفش شاد مى‏شود.
 5 - مردم را بدون هديه و رشوه و با دست خالى مى‏پذيرد.
 6- رابطه با او و بهره‏گيرى از الطاف او نه زمان مى‏خواهد نه زمين، نه واسطه مى‏خواهد، نه رابطه و نه هيچ شرطى ديگر، فقط صداقت قلبى كافى است. صادقانه به لغزش خود اقرار كنيم و به درگاه او رو آوريم.

نماز، ميزان سنجش ايمان

قرآن مى‏فرمايد: «و انّها لكبيرة الاّ على الخاشعين»(۱) نماز بار سنگينى است مگر براى افراد خاشع.
 بنابراين هرگاه احساس كرديم نماز براى ما سنگين است بايد بفهميم روح خشوع نسبت به پروردگارمان نداريم و رفتن خشوع زمينه بى تفاوتى و كبر است.
 امام سجّاد عليه السلام در دعاى سحر ماه رمضان كه نامش دعاى ابوحمزه ثمالى است، در ضمن مناجات‏هاى خود فلسفه سنگينى نماز را تحليل مى‏كند و مى‏گويد:
 خدايا! چرا هنگام نماز نشاط ندارم؟
 شايد مرا از درگاه خود رانده‏اى!
 شايد بخاطر ياوه گوئى‏ها توفيقم كم شده!
 شايد مرا صادق نمى‏دانى!
 شايد رفيق بد در من اثر گذاشته و ...
 به هر حال سنگينى نماز علامت خطر است.

۱) بقره، 45.

نماز و اخلاص

در سراسر نماز، قصد قربت شرط صحيح بودن آن است، حتّى اگر حركت يا كلمه‏اى از واجبات يا مستحبات نماز را براى غير خدا انجام دهيم نماز باطل مى‏شود و اگر مكان نماز يا زمان آن را براى غير خدا تعيين نمائيم نماز باطل است، اگر حالتى كه هنگام نماز به خود مى‏گيريم براى غير او باشد نماز باطل است.
 بنابراين عبادت بودن نماز مربوط به آن است كه انسان هيچ‏گونه قصد غير خدائى نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پايان همچنان ادامه يابد.
 ناگفته پيداست كه انسان در لابلاى آن همه زرق و برق‏ها و جاذبه‏هاى زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهى كند و ريسمان معنوى روح خود را با ذات مقدّس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمى را به دست آورده است.
 ما در نماز با گفتن «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» به عبوديّت و بندگى خالصانه اعتراف مى‏كنيم واين اخلاص را از خداوند مى‏خواهيم.

نماز و بزرگى خداوند

اوّلين كلمه واجب در نماز «الله اكبر» است و كسى كه خداوند نزدش بزرگ شد، همه چيز را كوچك خواهد ديد.
 كسانى كه سوار هواپيما مى‏شوند، همين طور كه بالا مى‏روند خانه‏هاى بزرگ ومحلّه‏ها و شهرها نزد آنان كوچك مى‏شود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمين كوچك‏تر جلوه خواهد كرد.
 كسى هم كه خداوند نزد او بزرگ شود، ديگر طاغوت‏ها و قدرت‏ها و مال و مقام‏ها نزد او ارزش نخواهد داشت.
 حضرت اميرعليه السلام در بيان صفات متّقين مى‏فرمايد:
 «عظم الخالق فى‏اعينهم فصغر مادون  ذلك فى انفسهم»(۱)
 چون خداوند در چشم مؤمنين بزرگ شد، غير او هر چه و هركس باشد كوچك جلوه خواهد كرد. اگر دنيا نزد ما كم ارزش شد وابستگى ما به آن كم مى‏شود و قهراً براى مال و مقام آن اين همه جنايت و خلاف مرتكب نمى‏شويم.
 از سخنان امام خمينى‏قدس سره اين بود كه «آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند.» اين يك تهديد تو خالى و شعار نيست، كسى كه يك عمر باور داشته كه خدا بزرگ است، آمريكا نزدش كوچك جلوه مى‏كند و هر حادثه‏اى پيش او ساده است.
 حضرت زينب كبرى‏عليها السلام عصر عاشورا گفت: «ربّنا تقبّل منّا هذا القليل» خداوندا! اين اندك را از ما بپذير.
 حادثه كربلا و شهادت امام حسين عليه السلام بسيار بزرگ بود، ولى كسى كه خدا را بزرگ ببيند آن حادثه را هم كوچك مى‏بيند.
 و در پاسخ حاكم ستمگر بنى‏اميّه كه پرسيد در كربلا چه ديديد؟ فرمود: «ما رأيت الاّ جميلا» من جز زيبائى چيزى نديدم.
 آرى در ديد عارفان، تمام كارهاى خداوند حكيمانه وزيباست.

 ۱) نهج‏البلاغه، خطبه 193.

نماز، يعنى ايمان

بعد از حدود 15 سال كه مسلمانان به سوى بيت‏المقدّس نماز مى‏خواندند، وقتى به دلائلى قبله به سوى كعبه تغيير كرد، سؤالى براى مسلمانان پيش آمد كه نمازهاى قبلى ما چه حكمى دارد؟ اين مسئله را از پيامبر پرسيدند.
 آيه نازل شد كه نمازهاى قبلى شما صحيح است و خداوند پاداش نمازهاى شما را ضايع نمى‏كند.
 لكن آيه‏اى كه نازل شد اين بود: «وماكان اللّه ليضيع ايمانكم»(۱) خداوند ايمان شما را ضايع نمى‏كند. يعنى به جاى اينكه بگويد: نمازهايتان از بين نرفته و صحيح است، مى‏فرمايد: ايمانتان ضايع نشده، كه اين تعبير نشان دهنده آن است كه نماز يعنى ايمان و ترك نماز يعنى ترك ايمان.


۱) بقره، 143.

نماز و آرامش

تنها مشكلى كه دنياى علم وصنعت امروز آن را حل نكرده، مشكل آرامش روحى است. هر روز آمار بيمارى‏هاى روانى، و مصرف قرص اعصاب زياد مى‏شود. هيچ چيز به انسان آرامش نمى‏دهد جز ياد خدا و ايمان و اُنس و عشق و توكّل به او.
 آرى نماز ياد خداست و فقط با ياد خدا دل‏ها آرامش مى‏يابد.
 افرادى را مى‏شناسيم كه داراى قدرت، مال و علم هستند، امّا آرامش لازم را ندارند. در مقابل، افرادى تهيدست هستند كه به خاطر ايمان به سرچشمه هستى داراى قلبى آرامند، ديد و بينش و اعتقاد خاصّى دارند كه حوادث تلخ و شيرين را مى‏پذيرند و براى آنها تحليل منطقى دارند.
 آرى با ياد خداوند دل‏ها آرام مى‏گيرد و بهترين ياد خدا همان نماز است، كمبود امروز بشر علم و تخصصّ نيست، بلكه دل آرام است. نه فرعون‏ها و ابرقدرت‏ها دل آرام دارند، نه قارون‏ها، و نه ابولهب‏ها، و نه منافقان چند چهره.
 تنها رهبرى را كه ما در زمان خودمان داراى دل‏آرام ديديم، حضرت امام خمينى‏قدس سره بود كه روز 12 بهمن 57 وقتى در هواپيما نشست تا به ايران بيايد، خبرنگار از او پرسيد چه احساسى داريد؟ فرمود: هيچ.
 با اينكه هنوز نظام شاهنشاهى سرِ پا بود و احتمال سرنگونى هواپيما داده مى‏شد.
 در وصيّت نامه خود نيز نوشت من با قلبى آرام به سوى خدا مى‏روم. اين دل آرام از زور و پول و مقام نيست، از پيوند با خداست كه بهترين نوع آن نماز است.

نماز و نيّت

علاوه بر حضور قلب و خشوع در نماز كه سفارش اسلام و از علامات مؤمن است و اهميّت آن تا آنجاست كه اگر نمازى با توجّه خوانده نشود قبول نمى‏شود و از نماز همان مقدارى مورد قبول است كه با حضور قلب باشد، ولى با اين همه اسلام سفارش كرده كه نماز با بهترين لباس از نظر پاكى و نو بودن، همراه با عطر و وقار و آرامش انجام گيرد، تا جائى كه بعضى به امام سجاد عليه السلام كه به سوى مسجد مى‏رفت، گفتند: گويا منزل عروس مى‏روى! امام فرمود: ملاقات با خالق زيبائى‏ها دارم.
 به خصوص زنان خوب است به هر نحو خود را براى نماز بيارايند، به اين معنا كه زيورهايى گرچه ساده و اندك هنگام نماز با خود داشته باشند.

طهارت و سلامت قلب

همان گونه كه براى انجام نماز، طهارت ظاهرى، در قالب وضو و غسل و تيمم، شرط است، قبول و پذيرفته شدن نماز نيز، به طهارت باطنى نياز دارد.
 بارها قرآن به پاكى دل اشاره كرده است. گاهى مى‏فرمايد: تنها قلب سليم به درگاه خداوند راه دارد. قلبى است كه در آن شك و شرك وجود نداشته باشد.
 به هر حال، نماز نيز همانند قرآن كريم ظاهرى دارد و باطنى و آنچه ما انجام مى‏دهيم اگر درست باشد ظاهر نماز است كه بايد سكّوى پرواز به باطن آن باشد.
 نمازى بر اساس معرفت و عشق.
 نمازى برخاسته از اخلاص و محبّت.
 نمازى با حال خشوع.
 نمازى دور از غرور و عُجب و ريا.
 نمازى سازنده و محرّك.
 نمازى از قلبى بى‏هوى و بى‏مرض.
 نمازى كه پرتوى از آن را فهميديم و نوشتيم و گفتيم، ولى لياقت خواندن يك ركعت آن را نويسنده در تمام عمرش پيدا نكرده است.

جهاد تا شهادت براى حفظ نمازخانه

در آيه 40 سوره حج مى‏خوانيم:
 «ولولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم اللَّه» اگر مؤمنان دست به اسلحه نبرند و جلو مفسدين را با قدرت و جنگ نگيرند، تمام نمازخانه‏ها و عبادتگاه‏هاى يهوديان و مسيحيان و مسلمانان خراب مى‏شود.
 صَوامع، جمع صُومعه، به مكان عبادت در بيرون شهر (دِير) گفته مى‏شود كه براى زُهّاد ساخته مى‏شد. بِيَع جمع بيعة، محل عبادت نصارى‏ است كه همان كليسا و كِنيسه است.
 صلوات، جمع صلوة، محل عبادت يهوديان است كه بعضى آن را معرّب ثلوثا در زبان عبرى دانسته‏اند و مسجد محل عبادت مسلمين است.
 به هر حال بايد به قيمت خون دادن، از مكان نماز و عبادات حفاظت كرد.

نماز، جنگ با شيطان است

همه ما با كلمه محراب آشنا هستيم، اين كلمه در قرآن نيز درباره محلّ نماز زكريّاعليه السلام آمده است. «هو قائم يصلّى فى المحراب»(۱)
 محراب در لغت يعنى محلّ حرب وجنگ، پس نماز وحضور در محرابِ عبادت، قيام براى جنگ با ابليس است.
 اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگيرد كه نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوس‏ها و شيطان‏ها و طاغوت‏ها، القاى اين كلمه چه تأثيرى در فرد و جامعه دارد؟
 بگذريم كه امروز به خاطر فرهنگ غلط، محراب‏ها را تزيين مى‏كنند وگل‏بوته‏هاى كاشى‏كارى‏ها، صحنه را درست به عكس كرده وبه جاى فرار شيطان جولانگاه او قرار داده است.
 روزى پيامبرصلى الله عليه وآله به فاطمه‏عليها السلام فرمود:
 اين پرده را از جلو ديد من بردار، زيرا گلِ روى اين پارچه، در حال نماز توجّه مرا از بين مى‏برد.
 ولى ما امروز مبلغ سنگينى خرج مى‏كنيم تا محراب را با انواع كاشى تزيين كنيم. نمى‏دانم چرا به اسم شعائر مذهبى و هنر معمارى، از متن اسلام دور مى‏شويم؟ اسلام هر چه عميق ولى بى آلايش معرفى شود جاذبه بيشترى خواهد داشت. ما با اين همه تزيينات چند نفر را به مسجد جذب كرده‏ايم و اگر بودجه اين تشريفات را صرف نيازهاى ضرورى جوانان كنيم چقدر جذب خواهيم كرد؟


۱) آل‏عمران، 38 - 39.

نماز و راه‏يابى

 ما در هر نماز با گفتن «اهدنا الصرط المستقيم» از خداوند راه مستقيم را مى‏خواهيم.
 انسان هر لحظه فكر تازه‏اى دارد، دوستان و دشمنان، نزديكان و بيگانگان، طاغوت‏ها و وسوسه‏گران وشياطين نيز با تلقين و تشويق و تهديد و تبليغ، براى انسان طرح‏هائى را دارند و برنامه‏ريزى‏هائى مى‏كنند كه انسان جز با امداد الهى هرگز نمى‏تواند در ميان اين همه راه كه از هوسها مايه مى‏گيرد، نجات يابد و راه مستقيم را بپيمايد.
 «اهدنا الصراط المستقيم»، را مستقيم:
 راه خدا و اولياى خداست.
 راهى است كه از هرگونه خطا و انحراف دور است.
 راهى است كه ترسيم كننده آن مرا دوست دارد و نيازم را مى‏داند.
 راهى است كه به بهشت منتهى مى‏شود.
 راهى است كه با فطرت سالم هماهنگ است.
 راهى است كه اگر در آن راه بميرم شهيد محسوب مى‏شوم.
 راهى است كه از عالم بالا و بالاتر از علم ماست.
 راهى است كه انسان در آن دچار شك وپشيمانى نمى‏شود.
 راهى است از همه راه‏ها صاف‏تر، نزديك‏تر و روشن‏تر.

 وبالاخره راه مستقيم، راه انبيا، شهدا، صالحان وصديّقين است.
 اينها نشانه‏هاى راه حقّ ومستقيم است كه شناخت آن مشكل و دقيق است وحركت وپايدارى در آن نياز به امداد الهى دارد.

نماز و قيامت

مردم نسبت به رستاخيز و معاد، چند دسته هستند:
 1- گروهى به قيامت شك دارند: «ان‏كنتم فى‏ريب من البعث»(۱)
 2- گروهى به قيامت گمان دارند: «يظنّون انّهم ملاقوا اللَّه»(۲)
 3- گروهى به قيامت يقين دارند: «و بالاخرة هم يوقنون»(۳)
 4- گروهى منكر قيامت هستند: «و كنا نكذب بيوم الدّين»(۴)
 5 - گروهى ايمان دارند ولى فراموش مى‏كنند: «نسوا يوم‏الحساب»(۵)
 قرآن براى رفع شك استدلال كرده و از مؤمنين وگمان دارندگان ستايش كرده است و از منكران، برهان خواسته كه دليل انكار شما چيست؟ و براى گروه پنجم دائماً تذكّراتى داده كه انسان فراموش نكند.
 نماز، هم شك‏زدايى مى‏كند و هم غفلت‏ها را به «ياد» تبديل مى‏سازد. در نماز با گفتن «مالك يوم الدّين» در هر شبانه روز حداقل ده بار، انسان مسئله قيامت را به خود تلقين مى‏كند و تذكّر مى‏دهد.


۱) حج، 5.
۲) بقره، 46.
۳) نمل، 31.
۴) مدّثر، 46.
۵) ص، 26.

نماز و تشكّر

يكى از اسرار نماز، تشكّر از ولى نعمت است، قرآن مى‏فرمايد: «واعبدوا ربّكم الّذى خلقكم والّذين من قبلكم»(۱)
 عبادت كنيد پروردگارى را كه شما و نياكان شما را آفريد، هستى شما و همه از اوست.
 در سوره كوثر مى‏خوانيم: «انّا اعطيناك الكوثر فصلّ» ما به تو «كوثر» داديم، خير زياد عطا كرديم پس نماز بخوان. يعنى به شكرانه عطاياى ما نماز به پا دار.
 نماز بهترين نوع شكرگزارى است كه شيوه آن را خداوند بيان فرموده و تمام انبيا و اوليا هم آن شيوه را به كار بسته‏اند. نماز تشكّرى است عملى، زبانى، دائمى و سازنده.

 ۱) بقره، 21.