ماجرای نماز حضرت سلیمان چه بود؟

این سخن اهل تفسیر که می‌گویند: «در جریان رد الشمس، نماز حضرت سلیمان قضا شد و به دستور حضرتش، فرشتگان خورشید را دوباره بازگرداندند تا وی بتواند نمازش را بخواند»، چقدر صحت دارد؟

شبهه نماز حضرت سلیمان

در هندسه معرفتی شیعه، پیامبران الهی در سه مرحله دریافت، نگهداری و ابلاغ وحی عاری از هر خطا و اشتباه و دستبرد شیاطین و ابالسه هستند. در قرآن اما آیاتی وجود دارد که با قول به عصمت انبیاء منافات دارد. پیشتر در مقالاتی چند، به پاره‌ای از این شبهات پاسخ داده شد.

ادامه نوشته

چرا خدا نفرموده نماز را بخوانید؟!

در قرآن هیچ آیه ای را پیدا نمی کنید که فرموده باشد: نماز را بخوانید! بلکه همواره تاکید دارد بر اینکه نماز را برپای دارید! چه فرقی است بین اقامه نماز و خواندن آن؟

نماز

خداوند جلیل- جلّت عزَّتُه- هیچگاه در حبل متینش، قرآن، نفرموده است که: نماز را بخوانید! بلکه همواره تاکید دارد بر اینکه نماز را اقامه کنید. و بسیار فرق است بین «اقامه» نماز و «قرائت» نماز.

ادامه نوشته

سجده ملک بر آدم، نماد یا حقیقت؟

بزرگانی چون علامه طباطبایی(ره) و آیت الله جوادی آملی(دامت برکاته) بر این باورند که جریان سجده فرشتگان بر حضرت آدم(علیه السلام) یک رویداد واقعی نیست بلکه داستان نمادینی است که پرده از یک حقیقت ملکوتی بر می دارد و آن اینکه انسان موجودی است قابل تکریم. نوشتار پیش رو به تبیین و نقد این دیدگاه پرداخته است

سجده ملائکه بر آدم

داستان آفرینش نیای بزرگ ما، حضرت آدم و جریان سجده فرشتگان بر وی، یکی از غرر آیات قرآن کریم است که در ذهن و زبان مخاطبان وحی، سوالات متعددی را برانگیخته است، مانند اینکه سجده در اینجا به معنادی عبودیت است یا فروتنی؟ مسجود فرشتگان، شخص حضرت آدم بوده است یا نوع آدمی؟ مخاطب امر الهی، ابلیس بوده است یا فرشتگان و یا هر دو؟ و الخ
سوالاتی از این دست، موجب شده است که برخی از بزرگان معاصر همچون علامه طباطبایی و به تبع از ایشان، آیت الله جوادی آملی، داستان یادشده را بر تمثیل حمل کنند.

ادامه نوشته

مسجد؛ تجلی گاه هنر اسلامی

پس از ظهور دین مبین اسلام  و گسترش آن در شبه قاره عربستان، اعراب بادیه نشین  در سال 637میلادی با شکست سپاه ساسانی در ناحیه دماوند، وارد خاک ایران شدند.

مسجد اسلامی

 اما این حمله و فتح، تصرفی ساده نبود، بلکه در پس آن گسترش اسلام، هدف اصلی قرار گرفت و سپاه مسلمانان، تمامی تلاش خود را مبذول داشت تا علاوه بر گسترش قلمرو جغرافیایی خود، عقاید اسلامی را نیز همه گیر کند و پیام این آخرین دین آسمانی را به گوش جهانیان برساند.

ادامه نوشته

حکم سلام به امام زمان(عج) قبل از نماز/ اینفوگرافی

یکی از مواردی که شیعیان رعایت می کنند سلام بر ائمه اطهار علیهم السلام است. و بیشتر بعد از نمازها به اهل بیت علیهم السلام، عرض ارادت می کنند.
کاربران محترم اخیرا سوالی پرسیده اند که آیا می شود قبل از نماز توجه خاص به امام زمان علیه السلام داشته باشیم ؟
برای پاسخ از فقها و مراجع عالیقدر استفتاء شده است.

سلام به امام زمان(عج) قبل از نمازبرای مشاهده تصویر در سایز بزرگتر بر روی آن کلیک کنید.
منبع: تبیان

دعای روز "جمعه"

دعای روز جمعه « اَلْحَمْدُ لِلّهِ الاْوَّلِ قَبْلَ الاِْنْشاءِ وَ الاِْحْياءِ وَ الْآخِرِ بَعْدَ فَناءِ الاْشْياءِ الْعَليمِ..»(4:33)

شيطان و نماز

http://www.axgig.com/images/97703982351937898823.jpg

پيامبر صلى الله عليه و آله همواره از مومن است تا آن هنگام كه او مراقب انجام كامل نمازهاى پنج گانه باشد، پس هر گاه او آن نماز را تباه سازد (مانند اينكه ،بدون اينكه ،بدون شرايط و بزرگ وارد مى سازد (1) و مجددا آن حضرت فرمودند: شيطان پيوسته تا وقتى كه فرزند آدم بر نمازهاى پنجگانه محافظت و مواظبت دارد از وى ترسان است و چون نمازها را ضايع كرد بر او دلير مى شود و او را در گناهان بزرگ مى اندازد.(2)
و باز وجود مبارك رسول اكرم صلى الله عليه و آله در جاى ديگر فرمودند:همانا بنده هنگامى كه مشغول شد، شيطان از دور مى آيد به او مى گويد: فلان چيز را بياد آور،فلان چيز را بياد آور،تا آن جا كه او را آنچنان گم و غافل مى كند كه او حيران مى شود و در مورد اينكه او در كجاى نماز است . (3)
از اينجا معلوم مى شود وقتى شيطان انسان نمازگزار و نماز خوان را در نماز اين طور مشغول مى كند پس واى بحال بى نمازان كه چگونه شيطان به سراغ آنها مى آيد! پناه مى بريم بخدا!!

1-  وسائل الشيعه ج 3 ص 18
2-  بحار الا نوار ج 82 ص 202 به نقل جامع الاخبار ص 87
3-  بحار الانوار ج 84 ص 259

منبع : کتاب نماز راز دوست

نمازمان قضاست

دو شرط مهم در اجابت دعا/ عکس نوشت

در آیات قرآن کریم، در باب دعا، نکاتی زیبا و شرایطی برای استجابت دعا بیان شده است. در این فرصت بر آن هستیم که 2 شرطی که برای استجابت دعا شده است را مروری داشته باشیم.

اجابت دعا
جهت بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید

باطن ذکرهایی که می گوییم چیست؟

توجه دائم به خداوند که می تواند با ذکر ظاهری همراه باشد تمام زندگی و بلکه عالم انسان را متحول می کند.

ذکر

از مسائلی که در دین ما بسیار به آن سفارش شده است ذکر است. منظور از ذکر هم، ذکر حقیقی است. به تعبیر دیگر گاهی ما تنها با زبان و ظاهرا ذکر می گوییم اما در حقیقت و باطن هیچ تغییری در ما رخ نمی دهد. اما گاهی هم ما در باطن به خداوند توجه می کنیم گرچه در ظاهر ذکر نمی گوییم. ذکر حقیقی همان ذکر باطنی و توجه انسان به خداوند است و اگر ذکر ظاهری نیز مفید است بدین خاطر است که باعث آماده شدن روح انسان برای توجه به خداوند است. بنابراین نه تنها اذکاری که معمولا گفته می شود ذکر هستند بلکه هر آنچه انسان را به حقیقت مطلق توجه دهد ذکر است.

ادامه نوشته

سرود «صلوات»

سرود بسیار زیبای با نام «صلوات» تقدیم به بچه های خوب «آید از سوی بهشت و آسمانها برکات / هر زمانی که فرصتی بر محمد صلوات» تولید شده توسط شبکه ماهواره ای هدهد

نماز بسیار عظیم شان

گزیده ای از بیانات آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا درباره نمازی که در روایت وارد شده و برای آن ثوابی ذکر شده که ملائک قادر به مشخص کردن اندازه آن نیستند (1:59)

رمزی برای استجابت دعا

بر اساس منابع روایی برترین و محبوب ترین کارها نزد خداوند متعال در بین بندگان خویش، دعا کردن معرفی شده است، از طرفی منفور ترین افراد نزد خدا کسانی هستند که از طلب دعا و در خواست از او تکبر می ورزند.

استجابت دعا

دعا کلید فیض و رحمت الهی، مایه تقرب و نزدیکی به معبود و عاملی مهم در دستیابی به خواسته های مادی و معنوی و نجات از گرفتاری ها و سختی هاست.
با توجه به آثار و برکات ارزشمندی که دعا و ارتباط با معبود برای انسان به دنبال دارد، آموزه های اسلامی همواره افراد را به سوی این عمل عبادی تشویق نموده و از هرگونه سستی و تنبلی در انجام آن پرهیز داده است. «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ؛[سوره غافر؛ آیه 60] پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم! كسانى كه از عبادت من تكبّر مى ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى شوند!».

ادامه نوشته

نمازی که ضامن روزی تاجران است!

صدای کوبیدن طبل و دائره و سازهای طرب انگیز به گوش نمازگزاران رسید؛ این صدایی بود که کاروانی از تجار مدینه برای اعلام ورود خود و جلب توجه مردم به سمت خود، به راه انداخته بودند.

نماز جمعه

عده ای از مردم صف های نماز را رها کردند و با وجود اینکه پیامبر صلی الله و علیه و آله در حال ایراد خطبه بود، از جمع نمازگزاران پراکنده شده و به جمع تجار و کالاهایشان پیوستند و بدین ترتیب تعداد اندکی در مسجد باقی ماندند.

ادامه نوشته

فریب نماز و روزه ی اینها را نخورید!

اسلام دین راستى و درستى است ... و هم از نظر سلبى با این موضوع مبارزه كرده و هم از نظر ایجابى ترغیب به راستى کرده است. از نظر سلبى، راهنمایى هایى براى ریشه كن كردن این ماده فساد نموده كه در ادامه این نوشتار به نظر خوانندگان ارجمند، خواهد رسید.

فریب خوردن

در ابتدا به طور مختصر و كوتاه به مبارزه اسلام با دروغ، از نظر ایجابى و ترغیب به سوى راستى و درستى اشاره مى شود:

ادامه نوشته

با نماز به خیر و برکت برسیم

در میان تمام مخلوقات تنها انسان است که مفتخر به هم صحبتی با آفریدگار مهربان است.نماز گذاردن افتخاری بس بزرگ است که خداوند به بندگان خداباورش عطا کرده است.نماز منشاء خیر و برکت های بسیاری برای مومنین است.

هیچ یک از اوامر الهی هم چون نماز مورد تاکید و سفارش خداوند و رسول اکرم و اهل بیت علیهم السلام واقع نشده است.

نماز ، نماد و پرچم اسلام است و تفاوت میان کافر و مسلمان به حساب می آید.علمای وارسته و عارف شیعه که دل در گرو یار دارند به نماز عشق می ورزند و به هیچ کاری هم چون نماز اهمیت نمی دهند.آن چنان نماز برای علمای خداجویی هم چون آیت الله العظمی  بهجت  اهمیت دارد که این بندگان راه یافته به حرم دوست ، هیچ کاری را مقدم بر نماز نمی دارند.

نماز داری آثار پر خیر و برکت فراوان و بی بدیل برای انسان است.آثار سودمندی که برخی از آن ها دنیای ما را آباد می سازد و برخی دیگر به کار فردای قیامت ما می آید و ما را رهسپار بهشت برین می سازد.

ادامه نوشته

مسجد؛ قرارگاه ايثار و شهادت

مسجد، از روزهاي نخست ابلاغ رسالت الهي رسول اعظم صلي الله عليه و آله، مهم‌ترين پايگاه اجتماعي و سياسي مسلمانان بود. حضرت محمد صلي الله عليه و آله مسجد النبي را پايگاه و سنگر فرماندهي مبارزه با مشرکان قرار داد و در واقع قرارگاه عملياتي حضرت شمرده مي‌شد که سرداراني چون اميرالمؤمنين علي سلام الله عليه، جعفر بن ابي طالب، سلمان، حمزه، حنظله، مقداد، عمار و ... در کنار آن حضرت حضور داشتند. حضرت امام قدس الله نفسه الزکيه در تبيين جايگاه مسجد با نگاه به عصر پيامبر، مي‌فرمايند: «مساجد در زمان رسول اکرم، مركز جنگ‏ها و مركز سياست‏ها و مركز امور اجتماعى و سياسى بوده. اين طور نبوده است كه در مسجد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله همان مسائل عبادى نماز و روزه باشد؛ مسائل‏ سياسى‏اش بيشتر بوده. هر وقت مى‏خواستند اشخاص را به جنگ بفرستند و بسيج كنند مردم را براى جنگ‏ها، از مسجد شروع مى‏كردند اين امور را.»(1) افزون بر اين، سخنراني‌هاي پيامبر و خواندن آيات جهاد و شهادت، در عميق کردن فرهنگ ايثار در باور مسلمانان نقش اساسي داشت؛ از اين رو مسجد، اولين پايگاه ترويج فرهنگ ايثار و شهادت است. در طول تاريخ نيز هر مبارزه‌اي که بين حق و باطل شکل گرفته است؛ مرکز پشتيباني، تجهيز و آمادگي روحي پيروان حق، مسجد بوده است.

ادامه نوشته

تا آخر عمر در حال نماز باشیم

 و اعبد ربّك حتّی یأتیك الیقین.

و پروردگارت را عبادت كن تا یقین (مرگ) فرا رسد.«حجر / 99»

دستور به پیامبر می‌دهد كه دست از عبادت پروردگارت در تمام عمر برمدار و همواره او را بندگی كن تا یقین فرا رسد «اعبد ربك حتی یأتیك الیقین.»
معروف و مشهور در میان مفسران این است كه منظور از (یقین) در اینجا مرگ است و به این جهت مرگ، یقین نامیده شده كه یك امر مسلم است، در هر چیز شك كند در مرگ نمی‌تواند تردید به خود راه دهد.
و یا اینكه به هنگام مرگ پرده‌ها كنار می‌رود و حقایق در برابر چشم آشكار می‌شود و حالت یقین برای او پیدا می‌گردد. در سوره مدثر آیه (46 ـ 47) از قول دوزخیان می‌خوانیم:
و كنا نكذب بیوم الدین حتی أتانا الیقین (ما همواره روز رستاخیز را تكذیب می‌كردیم تا اینكه یقین (مرگ ما) فرا رسید).
از اینجا روشن می‌شود كه آن چه از بعضی از صوفیه نقل شده كه آیه‌ فوق را دستاویزی برای ترك عبادت قرار داده‌اند و گفته‌اند آیه می‌گوید: عبادت كن تا زمانی كه یقین فرا رسد، بنابراین بعد از حصول یقین نیازی به عبادت نیست! گفتار بی‌اساس و بی‌پایه‌ای است، چرا كه اوّلاً: به شهادت بعضی از آیات قرآن كه در بالا اشاره كردیم یقین به معنی مرگ است، كه هم برای مؤمنان و هم برای دوزخیان، برای همه خواهد بود.
ثانیاً: مخاطب به این سخن، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، و مقام یقین پیامبر و همه محرز است آیا كسی می‌تواند ادعا كند كه دارای مقام یقین از نظر ایمان نبوده است و ثالثاً: تواریخ متواتر نشان می‌دهد كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تا آخر ساعات عمرش عبادت را ترك نگفت و علی ـ علیه السّلام ـ در محراب عبادت كشته شد، و همچنین سایر امامان.
[1]

[1] . تفسیر نمونه، ج 10، ص 143.

ترك نكردن نماز حتّی در صحنه جنگ

فان خفتم فرجالاً او ركباناً فاذا امنتم فاذكروا الله كما علّمكم مالم تكونوا تعلمون.
و اگر (به خاطر جنگ یا خطر دیگری) بترسید نماز را در حال سواره و یا پیاده انجام دهید، امّا به هنگامی كه امنیت خود را باز یافتید خدا را یاد كنید نماز را به صورت معمولی بخوانید آنچنان كه به شما تعلیم داد چیزهایی را كه نمی‌دانستید.«بقره ، 239»
رجال در اینجا جمع (راجل) به معنی پیاده است و (ركبان) جمع (راكب) به معنی سواره است، یعنی شما به هنگام ترس از دشمن در میدان نبرد یا مانند آن می‌توانید نماز را در حالتی كه پیاده یا سواره، در حال حركت و فعالیّت هستید انجام دهید.
در این آیه تأكید شده است كه حتّی در سخت‌ترین شرائط همانند صحنه جنگ نباید نماز را ترك كنید با این تفاوت كه اگر در معرض خطر قرار گرفته باشید، بسیاری از شرائط نماز همچون رو به قبله بودن، و انجام ركوع و سجود به طور متعارف، و امثال آن ساقط می‌گردد، و می‌توانید ركوع و سجود را با ایماء و اشاره بجا آورید.
چنانكه نقل شده است كه امیر المؤمنان ـ علیه السّلام ـ در بعضی از جنگها دستور می‌داد تا هنگام جنگ با ایماء و اشاره نماز بخوانند.
[1]و نیز در حدیث دیگری وارد شده است كه: (ان النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ صلّی یوم الاحزاب ایمائاً) :پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در جنگ احزاب با اشاره نماز خواند.
و نیز امام كاظم ـ علیه السّلام ـ در پاسخ این سؤال كه اگر شخصی گرفتار حیوان درنده‌ای شود و نتواند كوچكترین حركتی به خود دهد، وقت نماز هم تنگ شده باشد چه وظیفه‌ای دارد؟ فرمود: با همان وضعی كه دارد باید نماز بخواند گرچه پشت به قبله باشد.
[2]
ممكن است كسانی تصور كنند كه اصرار و تأكید درباره نماز، تا این حدّ یك نوع سخت‌گیری محسوب می‌شود و شاید انسان را از وظایف خطیری كه برای دفاع از خود در چنین لحظات دارد غافل سازد.
در حالی كه این یك اشتباه بزرگ است معمولاً انسان در این حالات بیش از هر چیز نیازمند به تقویت روحیه دارد، و اگر ترس و وحشت و ضعف روحیه بر او غلبه كند شكست او تقریباً قطعی خواهد بود، چه عملی بهتر از نماز و پیوند با خدایی كه فرمانش در تمام جهان هستی نافذ است و همه چیز در برابر اراده او سهل و آسان است، می‌تواند روحیه سربازان مجاهد یا كسانی كه مواجه با خطری شده‌اند، تقویت كند؟ گذشته از شواهد فراوانی كه در مجاهدات مسلمین صدر اوّل دیده می‌شود، در اخبار مربوط به جنگ چهارم مسلمانان با صهیونیستها كه در رمضان امسال (1393 هجری قمری) روی داد می‌خوانیم كه توجّه سربازان اسلام به نماز و مبانی اسلام، اثر فوق العاده‌ای در تقویت روحی آنها و پیروزی بر دشمن داشت.
فاذا امنتم فاذكرو الله كما علمكم مالم تكونوا تعلمون.
این قسمت از آیه خاطر نشان می‌سازد، كه خواندن نماز به صورت نماز خوف و در حال راه رفتن و سواره، مخصوص حالت ترس و خوف است، امّا هنگامی كه امنیت باز گردد و آرامش حاصل شود باید نماز را به همان صورت عادی خواند، «فاذا امنتم فاذكرو الله».
سپس اضافه می‌كند كه خداوند، بسیاری از چیزها كه نمی‌دانستید به شما تعلیم كرد، و از جمله طرز نماز خواندن در حالت امن و خوف. روشن است كه شكرانه این تعلیم همان است كه بر طبق آن عمل شود، و هر دستوری در جای خود انجام گردد .
«كما علمكم مالم تكونوا تعلمون».
[3]
در تفسیر المیزان آمده:
اگر ترس ندارید بر نمازها محافظت كنید و اگر ترس دارید به هر اندازه‌ای می‌توانید پیاده یا سواره، ایستاده یا در حال حركت و این همان نماز خوف است.
حرف فاء در جمله فاذا امنتم... برای تفریح است، یعنی محافظت بر نمازها به كلی ساقط نمی‌شود چنانچه ترسی ندارید و محافظت برایتان امكان دارد واجب است آن را رعایت كنید و چنانچه برایتان دشوار است به هر اندازه‌‌ای امكان دارد محافظت كنید و اگر ترستان مرتفع شد و مجدداً ایمن شدید وجوب برمی‌گردد و باید یاد خدا كنید.
خدا را یاد كنید یادی كه همانند نمازی باشد كه در حال امن بر شما واجب است و آن را در ضمن سایر دستورات دینی به شما تعلیم داده است.
[4]
ـ در همین كتاب از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت كرده كه فرمود: هر گاه در سرزمین خوفناكی بودی و بیم درنده یا راهزنی داشتی نماز را در همان حالی كه بر مركب سواری می‌‌گزاری.
از امام باقر ـ علیه السّلام ـ روایت كرده كه فرمود: كسی كه از راهزنانی می‌ترسد نماز را روی مركب با اشاره بگذارد.
[5]
روایت شده كه علی ـ علیه السّلام ـ در لیله الهریر (در جنگ صفین شبی كه تا صبح نبرد ادامه داشت به نام (لیله الهریر) نامیده شده است) پنج نماز را با اشاره خواند و بعضی گفته‌اند كه با تكبیر خواند.
و نیز نقل شده است كه رسول اكرم در روز احزاب نماز را با اشاره به جا آورد.
[6]

[1] . تفسیر نور الثقلین. [2] . وسائل الشیعه، ج 5، ابواب صلوه الخوف. [3] . تفسیر نمونه، ج 2، ص 146 و 147 ـ 148. [4] . المیزان، ج 2، ص 348. [5] . المیزان. ج 2، ص 367. [6] . مجمع البیان. ج 3، ص 58.

نتیجه‌ روگردانی از ذكر خدا

و من اعرض عن ذكری فانّ له معیشهً ضنكاً و نحشره یوم القیامه اعمی.
هر كسی از یاد من روی گردان شود زندگی تنگ و سختی خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا محشور می‌كنیم.«طه ، 124»
مجازات برای كسانی كه روی گرداندن از خدا: كسانی كه از یاد خدا روی می‌گردانند دو مجازات در آیه فوق تعیین شده:
1ـ یكی تنگی معیشت در این جهان، 2ـ دیگری نابینایی در جهان دیگر.
1ـ غفلت از یاد حق و پی‌آمدهای آن: گاه می شود درهای زندگی به روی انسان به كلّی بسته می‌شود، و دست به هر كاری می‌زند با درهای بسته روبه‌رو می‌گردد، و گاهی به عكس به هر جا روی می‌آورد خود را در برابر درهای گشوده می‌بیند، مقدّمات هر كار فراهم است و بن‌بست و گرهی در برابر او نیست، از این حال تعبیر به وسعت زندگی و از اولی به ضیق یا تنگی معیشت تعبیر می‌شود، منظور از (معیشت ضنك) كه در آیات بالا آمده نیز همین است.
[1]
گاهی تنگی معیشت به خاطر این نیست كه در آمد كمی دارد، ای بسا پول و در آمدش هنگفت است، ولی بخل و حرص و آز زندگی را بر او تنگ می‌كند نه تنهامیل ندارد در خانه‌اش باز باشد و دیگران از زندگی او استفاده كنند، بلكه گویی نمی‌خواهد آن را به روی خویش بگشاید، به فرموده علی ـ علیه السّلام همچون فقیران زندگی می‌كند و همانند اغنیاء و ثروتمندان حساب پس می‌دهد.
راستی چرا انسان گرفتار این تنگناها می‌شود، قرآن می‌گوید: عامل اصلیش اعراض از یاد حقّ است.
یاد خدا مایه‌ آرامش جان، و تقوا و شهامت است و فراموش كردن او مایه‌ اضطراب و ترس و نگرانی است.
هنگامی كه انسان مسؤولیتهایش را به دنبال فراموش كردن یاد خدا به فراموشی بسپارد، غرق در شهوات و حرص و طمع می‌گردد، پیداست، كه نصیب او معیشت ضنك خواهد بود، نه قناعتی كه جان او را پر كند، نه توجّه به معنویت كه به او غنای روحی دهد، و نه اخلاقی كه او را در برابر طغیان شهوات باز دارد.
اصولاً تنگی زندگی بیشتر به خاطر كمبودهای معنوی و نبودن غنای روحی است، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابودن شدن امكانات موجود، و وابستگی بیش از حدّ به جهان مادّه است، و آن كس كه ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاك او بسته، از همه‌ این نگرانیها در امان است.
البتّه تا اینجا سخن از فرد بود، هنگامی كه به جامعه‌هایی كه از یاد خدا روی گردانده‌اند وارد شویم، مسأله از این وحشتناكتر خواهد بود، جوامعی كه علی‌رغم پیشرفت شگفت‌انگیز صنعت و علی‌رغم فراهم بودن همه‌ وسایل زندگی در اضطراب و نگرانی شدید به سر می‌برند، در تنگنای عجیبی گرفتارند و خود را محبوس و زندانی می‌بینند.
جالب این كه در روایات اسلامی می‌خوانیم كه از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: منظور از آیه‌ (من اعرض ذكری فان له معیشه ضنكا) چیست؟ فرمود:(اعراض از ولایت امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ است).
[2] آری آن كس كه الگوی خود را از زندگی علی ـ علیه السّلام ـ بگیرد همان ابر مردی كه تمام دنیا در نظرش از یك برگ درخت كم ارزش‌تر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگی گشاده و وسیعی خواهد داشت، امّا آنها كه این الگوها را فراموش كنند در هر شرایط گرفتار معیشت ضنك هستند.[3]
صاحب المیزان می‌فرماید:
كسی كه از ذكر من اعراض كند معیشتی ضنك یعنی تنگ دارد، برای این است كه كسی كه خدا را فراموش كند، و با او قطع رابطه نماید دیگر چیزی غیر دنیا نمی‌ماند كه وی به آن دل ببندد، و آن را مطلوب یگانه‌ خود قرار دهد، در نتیجه همه كوششهای خود را منحصر در آن كند، و فقط به اصلاح زندگی دنیایش بپردازد، و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده به تمتع از آن سرگرم شود و این معیشت او را آرام نمی‌كند، چه كم باشد و چه زیاد، برای این كه هر چه از آن به دست آورد به آن حدّ قانع نگشته, و به آن راضی نمی‌شود، و دائماً چشم به زیادتر از آن می‌دوزد، بدون این كه این حرص و تشنگیش به جایی منتهی شود، پس چنین كسی دائماً در فقر و تنگی بسر می‌برد، و همیشه دلش علاقه‌مند به چیزیست كه ندارد، صرف نظر از غم و اندوه و قلق و اضطراب و ترسی كه از نزول آفات، و روی آوردن ناملایمات، و فرا رسیدن مرگ، و بیماری دارد، صرف نظر از اضطرابی كه از شرّ حسودان و كید دشمنان دارد، پس او علی الدوام در میان آرزوهای برآورده نشده، و ترس از فراق آنچه برآورده شده بسر می‌برد.
[4]

[1] . «ضنك» به معنی سختی و تنگی است، این كلمه همیشه به صورت مفرد به كار می‌رود و تثنیه و جمع و مؤنت ندارد. [2] . نور الثقلین، ج 3، ص 405. [3] . تفسیر نمونه، ج 13، ص 367. [4] . المیزان. ج 14، ص 341.

ضایع كنندگان نماز

فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلوه و اتّبعوا الشّهوات فسوف یلقون غیّاً.
امّا بعد از آنها فرزندان ناشایسته‌ای روی كار آمدند كه نماز را ضایع كردند و پیروی از شهوات نمودند و به زودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید.«مریم ، 59»
فرزندان ناشایسته نماز را ضایع می‌كنند.
سپس از گروهی كه از مكتب انسان‌ساز انبیاء جدا شدند و پیروانی ناخلف از آب در‌آمدند سخن می‌گوید و قسمتی از اعمال زشت آنها را برمی‌شمرد و می‌گوید: بعد از آنها فرزندان ناشایسته‌ای روی كار آمدند كه نماز را ضایع كردند، و از شهوات پیروی نمودند كه به زودی مجازات گمراهی خود را خواهند دید «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلوه‌ و اتّبعوا الشّهوات فسوف یلقون غیّاً».
(خلف) بر وزن برف به معنی فرزندان ناصالح و به اصطلاح (ناخلف) است در حالی كه (خلف) (بر وزن صرف) به معنی فرزند صالح است.
این جمله ممكن است اشاره به گروهی از بنی‌اسرائیل باشد كه در طریق گمراهی گام نهاده، خدا را فراموش كردند، پیروی از شهوات را بر ذكر خدا ترجیح دادند جهان را پر از فساد نمودند و سرانجام به نتیجه‌ی اعمال سوء خود در دنیا رسیدند و در آخرت نیز خواهند رسید.
در این كه منظور از (اضاعه صلاْه) در اینجا ترك نماز است و یا تأخیر از وقت آن، و یا انجام دادن اعمالی كه نماز را در جامعه ضایع كند؟ مفسران احتمالهای مختلفی داده‌اند، ولی معنی اخیر، صحیح‌تر به نظر می‌رسد.
چرا از میان تمام عبادات روی نماز در اینجا انگشت گذارده شده؟ شاید دلیل آن باشد كه، نماز چنان كه می‌دانیم سدّی است در میان انسان و گناهان، هنگامی كه این سدّ شكسته شد غوطه‌ور شدن در شهوات، نتیجه قطعی آن است.
ـ و به تعبیر دیگر همان گونه كه پیامبران، ارتقاء مقام خود را از یاد خدا شروع كردند و به هنگامی كه آیات خدا بر آنها خوانده می‌شد به خاك می‌افتادند و گریه می‌كردند این پیروان ناخلف سقوط و انحرافشان از فراموش كردن یاد خدا شروع شد.
از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده:
و تعطیهم طرف الهدایا من الله لمواقیت الصلوه الّتی كانوا یصلون فیها فی الدّنیا.
در ایامی جالب و نخبه از سوی خداوند بزرگ در اوقاتی كه در این دنیا نماز می‌خواندند به آنها در بهشت می‌رسد.
[1]
صاحب المیزان می‌فرماید:
ـ معنای جمله (فخلف من بعدهم خلف)، این است كه به جای آنان كه خدا انعامشان كرده بود، و طریقه‌شان خضوع و خشوع برای خدای تعالی بوده همواره با عبادت متوجّه او می‌شدند، قومی آمدند و قائم مقام ایشان شدند، كه آنچه را از آنان گرفتند یعنی نماز و توجه عبادی به سوی خدای سبحان را ضایع كردند و در آن سهل انگاری نموده، بلكه به كلی از آن اعراض نمودند و در عوض شهوات را پیروی كردند، و در نتیجه همان شهوات انسان را از مجاهده در راه خدا و توجه به او مانع گردید.
[2]
از همین جا روشن می‌شود كه مراد به ضایع كردن نماز فاسد كردن آن است، به این كه در آن سهل‌انگاری و بی‌اعتنایی كنند، و در نتیجه كار به جایی برسد كه آن را بازیچه قرار دهند، و در آن دخل و تصرّف نمایند و سرانجام بعد از قبولش به كلّی تركش كنند، و ضایعش گذارند.
ـ پس این كه بعضی‌ها گفته‌‌اند: مراد به ضایع كردن نماز ترك آن است خیلی حرف صحیحی نیست، چون ترك به كلّی را ضایع كردن نمی‌گویند.
و عنایت در آیه شریفه متعلّق به این نكته است كه دین الهی از آن طبقه صالح منتقل به این طبقه كه خلف و ناخلف آنها بودند گردید، و حق جانشینی آنان را درباره این اداء نكردند، و آن چه را ارث برده بودند ضایع گذاردند در حالی كه تنها ركن عبودیّت بود، و در عوض شهوات را كه سدّ راه حقّ است پیروی نمودند.
[3]
از ابی سعید خدری روایت كرده‌اند كه گفت: از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ شنیدم كه می‌خواند (فخلف من بعدهم خلف) و می‌فرمود بعد از شصت سال این خلف خواهد آمد (اضاعوا الصّلوه...) آنگاه خلفی پدید می‌آید كه قرآن می‌خوانند امّا این قرآن از گلویشان تجاوز نمی‌‌كند، سه طائفه قرآن می‌خوانند هم مؤمن و هم منافق و هم فاجر.
[4]
مرحوم طبرسی می‌فرماید:
ـ پس از آنها یهودیان به وجود آمدند كه مردمی نابخرد و زشت رفتار هستند. مجاهد و قتاده گویند: مقصود دسته‌ای از همین امّت است.
اضاعوا الصّلوه.
محمّد بن كعب گوید: یعنی نماز را ترك كردند. ابن مسعود و ابراهیم و عمر بن عبدالعزیز و ضحاك گویند: یعنی نماز را به تأخیر انداختند. از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نیز همین طور روایت شده است.
و اتّبعوا الشّهوات.
و در راه حرام،‌ شهوات خود دنبال كردند، وهب گوید: یعنی، پس از آنها مردمی آمدند كه قهوه می‌نوشیدند و قمار بازی می‌كردند و دنبال شهوت و لذّت بودند و وظایف خود را ترك و نمازها را تضییع كردند.
[5]

[1] . تفسیر نمونه، ج 13، ص 107. [2] . المیزان، ج14، ص114. [3] . المیزان، ج 14، ص 114. [4] . المیزان. ج 14، ص 118. [5] . مجمع البیان، ج 15، ص 183.

ترك نماز

 فلا صدّق و لا صلّی.

او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند. « قیامت ، 31»

این انسان منكر به معاد هرگز ایمان نیاورد و آیات خدا را تصدیق نكرد و برای او نماز نگزارد «فلا صدّق و لا صلّی».
منظور از جمله فلا صدّق عدم تصدیق قیامت و حساب و جزا و آیات الهی و توحید و نبوّت اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ است، ولی بعضی آن را اشاره به ترك انفاق و (صدقه) از ناحیه كافران دانسته‌اند به قرینه ذكر آن در كنار نماز.[1]
صاحب المیزان می‌فرماید:
مراد به این كه فرمود: نه تصدیق كرد و نه نماز خواند، تصدیق دعوت حقّه‌ای است كه قرآن كریم متضمن است و مراد به نماز نخواندن این است كه توجّه بندگی و عبادت كه همان نماز و عمود دین است به خدای تعالی نكرد.
در آیه بعد در همین سوره می‌افزاید: سپس او به سوی خانواده خود بازگشت، در حالی كه متكبرانه راه می‌رفت «ثم ذهب الی اهله یتمطی».

[1] . تفسیر نمونه، ج 25، ص 315.

مزاحمت كافران نسبت به نمازگزاران

 ارایت الّذی ینهی، عبداً اذا صلّی.
به من خبر دهید آیا كسی كه نهی می‌كند بنده‌ای را كه مشغول نماز است آیا مستحق عذاب نیست.«علق ، 9 و 10»
ـ قسمتی از كارهای طغیانگران مغرور، ممانعت آنها از سلوك راه حق و پیمودن طریق هدایت و تقوی، پرداخته می‌افزاید به من خبر ده آیا كسی كه نهی می‌كند بنده‌ای را به هنگامی كه نماز می‌خواند، آیا چنین كسی مستحق عذاب و كیفر الهی نیست.
مانع نماز رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ
در احادیث آمده است ابو جهل، از اطرافیان خود سؤال كرد آیا محمّد در میان شما نیز (برای سجده) صورت به خاك می‌گذارد؟ گفتند: آری. گفت: سوگند به آنچه ما به آن سوگند یاد می‌كنیم، اگر او را در چنین حالی ببینم با پای خود گردن او را له می‌كنم. به او گفتند: ببین او در آنجا مشغول نماز خواندن است.
ـ ابو جهل حركت كرد تا گردن پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را زیر پای خود بفشارد ولی هنگامی كه نزدیك آمد عقب نشینی كرده و با دستش گویی چیزی را از خود دور كرد. به او گفتند: این چه وضعی است در تو می‌بینیم؟ گفت: ناگهان میان خودم و او خندقی از آتش دیدم و منظره وحشتناك و همچنین بال و پرهایی مشاهده كردم.
در اینجا پیغمبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: قسم به كسی كه جانم در دست او است اگر به من نزدیك شده بود فرشتگان خدا بدن او را قطعه قطعه می‌كردند و عضو عضو او را می‌ربودند.
اینجا بود كه آیه فوق نازل شد.
ـ در آیه آمده اگر این شخص طغیانگر كه رهروان راه حق را از نماز و هدایت و تقوی باز می‌دارد اگر تكذیب حق كند و از آن روی گرداند چه سرنوشت دردناكی خواهد داشت.[1]
در تفسیر المیزان آمده:
ـ مرا خبر ده از كسی كه نهی می‌كرد بنده‌ای را كه نماز می‌خواند و خدا را عبادت می‌كرد، و با این حال شخص نمازگزار را از نماز نهی می‌كند و یا این كه می‌داند خدا می‌بیند آیا جز عذاب استحقاقی جز این دارد.[2]
ـ از سیاق برمی‌آید نمازگزار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بوده نه مردم.[3]

[1] . تفسیر نمونه، ج 27، ص 166.
[2] . تفسیر المیزان، ج 20، ص 753.
[3] . تفسیر المیزان. ج 20، ص 760؛ مجمع البیان، ج 20، ص 760.

نهی نماز بر میّت منافق

و لا تصلّ علی احد منهم مات ابداً و لا تقم علی قبره انّهم كفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون.
ای محمّد بر هیچ یك از آنها كه بمیرد نماز نخوان و بر كنار قبرش (برای دعا و طلب آمرزش) نایست، چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حالی كه فاسق بودند از دنیا رفتند.«توبه ، 84»
ـ این آیه نهی می‌كند رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را از این كه نماز میّت بخواند برای كسی كه منافق بوده باشد و از این كه كنار قبر منافقی بایستد.
ـ كسی كه به خاطر احاطه و استیلای كفر در دلش فاقد ایمان به خدا گشته دیگر راهی به سوی نجات ندارد، و نیز برمی‌آید استغفار جهت منافقین و هم چنین نماز خواندن بر جنازه‌های ایشان و ایستادن كنار قبور ایشان و طلب مغفرت كردن لغو و بی‌نتیجه است.
ـ در این آیه اشاره است به این كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ بر جنازه مؤمنین نماز می‌خوانده و در كنار قبور ایشان می‌ایستاده و طلب مغفرت و دعا می‌كرده است.
علت نماز خواندن
ـ پس از آن كه منافقان با تخلّف صریح از شركت در میدان جهاد پرده‌ها را دریدند و كارشان بر ملا شد، خداوند به پیامبرش دستور می‌دهد روش صریح‌تر و محكمتری در برابر آنها اتّخاذ كند تا برای همیشه فكر نفاق و منافق‌گری از مغزهای دیگران برچیده شود و منافقان نیز بدانند در جامعه اسلامی محلّی برای آنها وجود نخواهد داشت، لذا می‌فرماید: بر هیچ یك از آنها (منافقان) كه از دنیا می‌روند نماز نگزار و هیچگاه در كنار قبر او برای طلب آمرزش و استغفار نایست.
در حقیقت این یك نوع مبارزه منفی و در عین حال مؤثر در برابر گروه منافقان است، زیرا به جهاتی،‌پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نمی‌توانست رسماً دستور قتل آنها و پاكسازی محیط جامعه‌ اسلامی را از این طریق صادر كند ولی مبارزات منفی به حدّ كافی در بی‌اعتبار ساختن آنان و انزوا و طردشان از جامعه‌ اسلامی، اثر گذارد.
زیرا می‌دانیم كه یك فرد مؤمن راستین، هم در حال حیات و هم پس از مرگ محترم است، به همین دلیل، در برنامه‌های اسلامی دستور غسل و كفن و نماز و دفن او داده شده است كه با احترام هر چه بیشتر با تشریفات خاصی، او را به خاك بسپارند و حتّی پس از دفن در كنار قبر او بیایند و برای گناهان و لغزشهای احتمالی او از خداوند طلب بخشش كنند.
عدم انجام این مراسم درباره یك فرد به معنی طرد او از جامعه اسلامی است و اگر این طرد كننده شخص پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بوده باشد، ضربه‌ای سخت و سنگین به حیثیت چنین فرد مطرودی وارد خواهد آمد، در حقیقت این یك برنامه مبارزه حساب شده در برابر گروه منافقان در آن زمان بود كه امروز هم مسلمانان باید از روشهای مشابه آن استفاده كنند.[1]
صاحب المیزان می‌فرماید:
ـ نقل می‌كنند بعد از آنكه عبدالله ابن ابی از دنیا رفت پسرش عبدالله نزد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمد در خواست نمود تا پیراهنش را بدهد و او پدرش را در آن كفن كند، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ هم پیراهن خود را داد، بار دیگر آمد در خواست كرد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر جنازه پدرش نماز بگذارد، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ برخاست تا برود عمر بن خطاب برخاست و لباس رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را گرفت و گفت یا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌خواهی بر عبدالله بن ابی نماز بگذاری با این كه خداوند تو را از نماز گزاردن بر منافقین نهی كرده؟ حضرت فرمود: پروردگار من اختیار این امر را به خود من واگذار نمود و فرمود استغفار بكنی یا استغفار نكنی اگر هفتاد بار هم استغفار كنی خداوند ایشان را نخواهد آمرزید و من از هفتاد بار هم بیشتر استغفار می‌كنم، و هر چه گفت آخر او منافق است، حضرت توجّه نفرمود و بر جنازه او نماز گزارد و خداوند این آیه را نازل فرمود( و لا تصل...) و از آن به بعد دیگر بر منافقین نماز نگذارد.[2]
از بعضی دیگر از روایات بر می‌آید كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تصمیم داشت نماز بر او بگذارد جبرئیل نازل شد و این آیه را بر او خواند و او را از این كار باز داشت.
ـ ولی آنچه جای انكار نیست این است كه از لحن آیه چنین برمی‌‌آید كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قبل از نزول این آیه بر منافقان نماز می‌گزارد، و بر كنار قبر آنها توقف می‌كرد، چرا كه آنها ظاهراً مسلمان بودند ولی پس از نزول این آیه به طور قطع این برنامه برای همیشه تعطیل شد.[3]
در ایام جهاد مقدّس، جوانی وصیّت كرد كه اگر من شهید شدم مرا دفن نكنید مگر آن دو دسته‌ای كه با هم قهرند آشتی كنند و این جوان از خون مقدّس خودش به نفع اصلاح ذات البین استفاده كرد، در حالی كه می‌توانست بگوید اگر شهید شدم راضی نیستم فلان شخص یا گروه به تشییع جنازه من بیاید و بدین وسیله آتش فتنه را بیشتر و كینه‌ها را عمیق‌تر نماید.[4]

[1] . تفسیر نمونه، ج 8، ص 68.
[2] . تفسیر المیزان، ج 9، ص 537.
[3] . تفسیر نمونه، ج 8، ص 72؛ تفسیر ابو الفتوح رازی، ج 9، ص 315.
[4] . یكصد و چهارده نكته، ص 62.

نماز منافقان از روی كسالت

و لا یأتون الصّلوه الاّ و هم كسالی.

و منافقان نماز نمی‌خوانند مگر با كسالت و بی‌‌‌حالی.« توبه ، 54»
پس از ذكر عدم قبول انفاقهای مالی آنها به وضع عبادات آنان اشاره كرده می‌گوید: آنها نماز را بجا نمی‌آورند مگر از روی كسالت و با ناراحتی و سنگینی «و لا یاتون الصلوه‌ الا و هم كسالی».[1]
این آیه همان نپذیرفتن انفاق منافقین را به بیانی مفصل‌تر تعلیل می‌كند و به عبارت دیگر به منزله شرح و توضیح فسق ایشان است و در آن كفر به خدا و رسول او، و كسالت و بی‌میلی به نماز خواندن، و كراهت در انفاق از اركان نفاق آنان شمرده شده.[2]
پیام آیه
1ـ منافقین هر‌گاه به نماز می‌ایستند بی‌‌حالند.
2ـ سستی و نشاط نداشتن در نماز و مقدّمات آن از صفات منافقان است.
3ـ ضرورت برپایی نماز با میل و نشاط و پرهیز از كسالت و خمودی در انجام آن.
4ـ ریاكاری در نماز و عبادت، از صفات منافقان و نشانه نفاق است.

[1] . تفسیر نمونه، ج 7، ص 448.
[2] . تفسیر المیزان، ج 9، ص 480.

فلسفه‌ نماز جمعه(1)

قسمت اول

یآ ایّها الّذین آمنوآ اذا نودی للصّلوه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذكر الله و ذروا البیع ذلكم خیر لكم ان كنتم تعلمون.
ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! هنگامی كه برای نماز روز جمعه اذان گفته می‌شود به سوی ذكر خدا بشتابید، و خرید و فروش را رها كنید كه این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید. « سوره‌ی جمعه ، آیه 9»

بزرگترین اجتماع عبادی ـ سیاسی هفته
در آیات گذشته بحثهای فشرده‌ای پیرامون توحید و نبوت و معاد و نیز مذهب یهود دنیاپرست آمده بود آیات مورد بحث به گفتگو پیرامون یكی از مهمترین وظایف اسلامی كه در تقویت پایه‌های ایمان تأثیر فوق العاده‌ دارد و از یك نظر هدف اصلی سوره را تشكیل می‌دهد، یعنی نماز جمعه و بعضی از احكام آن می‌پردازد.
نخست همه‌ مسلمانان را مخاطب قرار داده می‌فرماید:‌ (ای كسانی كه ایمان آورده‌اید هنگامی كه برای نماز روز جمعه اذان گفته می‌شود به سوی ذكر خدا (خطبه و نماز) بشتابید و خرید و فروش را رها كنید این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید
(نودی) از ماده (نداء) به معنی بانگ برآوردن است و در اینجا به معنی اذان است زیرا در اسلام ندایی برای نماز جز اذان نداریم چنانكه در آیه‌ 58 سوره‌ی مائده نیز می‌خوانیم:
و اذ نادیتم الی الصلوه اتخذوها هزواً و لعباً ذلك بانهم قوم لا یعقلون.
هنگامی كه مردم را به سوی نماز می‌خوانید (و اذان می‌گویید) آن را به مسخره و بازی می‌گیرند این به خاطر آن است كه آنها قومی هستند بی‌عقل.
به این ترتیب هنگامی كه صدای اذان نماز جمعه بلند می‌شود مردم موظفند كسب و كار را رها كرده به سوی نماز كه مهمترین یاد خدا است بشتابند.
جمله (ذلكم خیر لكم...) اشاره به این است كه اقامه نماز جمعه و ترك كسب و كار در این موقع منافع مهمی برای مسلمانان در بر دارد اگر درست پیرامون آن بیندیشند و گرنه خداوند از همگان بی‌نیاز و بر همه مشفق است.
علت نامیدن روز جمعه
اما این كه چرا روز (جمعه) را به این نام نامیده‌‌اند؟ به خاطر اجتماع مردم در این روز برای نماز است و این مسأله تاریخچه‌ای دارد كه در بحث خواهد آمد.
قابل توجه این كه در بعضی از روایات اسلامی در مورد نمازهای روزانه آمده است:
اذا اقیمت الصلوه فلا تأتوها و انتم تسعون و أتوها و انتم تمشون و علیكم السكینه.
هنگامی كه نماز (نمازهای یومیه) برپا شود برای شركت در نماز ندوید و با آرامش گام بردارید.
ولی در مورد نماز جمعه آیه‌ فوق می‌گوید: فاسعوا (بشتابید) و این دلیل بر اهمیت فوق العاده نماز جمعه است.
نكته‌‌ها:
1ـ نخستین نماز جمعه در اسلام
در بعضی از روایات اسلامی‌آمده است كه مسلمانان مدینه پیش از آن كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هجرت كند با یكدیگر صحبت كردند و گفتند: یهود در یك روز هفته اجتماع می‌كنند (روز شنبه) و نصاری نیز روزی برای اجتماع دارند (یكشنبه) خوب است ما هم روزی قرار دهیم و در آن روز جمع شویم و ذكر خدا گوئیم و شكر او را به جا آوریم، آنها روز قبل از شنبه را كه در آن زمان (یوم العروبه) نامیده می‌شد، برای این هدف برگزیدند، و به سراغ (اسعد بن زراره) (یكی از بزرگان مدینه) رفتند، او نماز را به صورت جماعت با آنها به جا آورد و به آنها اندرز داد و آن روز، (روز جمعه) نامیده شد زیرا روز اجتماع مسلمین بود.
اسعد دستور داد گوسفندی را ذبح كردند و نهار و شام همگی از همان یك گوسفند بود چرا كه تعداد مسلمانان در آن روز بسیار كم بود...
و این نخستین جمعه‌ای بود كه در اسلام تشكیل شد.
اما اولین جمعه‌ای كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ با اصحابش تشكیل دادند هنگامی بود كه به مدینه هجرت كرد و وارد مدینه شد و آن روز، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول هنگام ظهر بود حضرت چهار روز در (قبا) ماندند و مسجد قبا را بنیان نهادند سپس روز جمعه به سوی مدینه حركت كردند (فاصله‌ میان قبا و مدینه بسیار كم است و امروز قبا یكی از محله‌های داخل مدینه است) و به هنگام نماز جمعه به محله‌ (بنی سالم) رسیدند و مراسم نماز جمعه را در آنجا برپا داشتند و این اولین جمعه‌ای بود كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در اسلام بجا آوردند. خطبه‌ای هم در این نماز جمعه خواندند كه اولین خطبه حضرت در مدینه بود.
[1]
2ـ‌ اهمیت نماز جمعه
بهترین دلیل بر اهمیت این فریضه بزرگ اسلامی قبل از هر چیز آیات همین سوره است كه به همه‌ مسلمانان و اهل ایمان دستور می‌دهد به محض شنیدن اذان جمعه به سوی ان بشتابند و هرگونه كسب وكار وبرنامه مزاحم را ترك گویند تا آنجا كه اگر در سالی كه مردم گرفتار كمبود مواد غذایی هستند كاروانی بیابد و نیازهای آنها را با خود داشته باشد به سراغ آن نروند و برنامه‌ نماز جمعه را ادامه دهند.
در احادیث اسلامی نیز تأكیدهای فراوانی در این زمینه وارد شده است از جمله: در خطبه ای كه موافق و مخالف ان را از پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل كرده اند آمده:
انّ الله تعالی فرض علیكم الجمعه فمن تركها فی حیاتی او بعد موتی استخفافاً بها او جحوداً لها فلا جمع الله شمله، و لا بارك له فی امره، الاّ و لا صلوه له، الا و لا زكوه له، الا و لا حجّ له، الا و لا صوم له، الا و لا برّله حتی یتوب.
خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده هر كس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روی استخفاف یا انكار ترك كند خداوند او را پریشان می‌كند و به كار او بركت نمی‌دهد، بدانید نماز او قبول نمی‌شود، بدانید زكات او قبول نمی‌شود، بدانید حج او قبول نمی‌شود، بدانید اعمال نیك او قبول نخواهد شد تا از این كار توبه كند.
[2]!
كسی خدمت رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمد، عرض كرد یا رسول الله! من بارها آماده‌ حج شده‌ام اما توفیق نصیبم نشده فرمود:
علیك بالجمعه فانّها حجّ المساكین.
برتو باد به نماز جمعه كه حج مستمندان است. (اشاره به این كه بسیاری از بركات كنگره عظیم اسلامی حج در اجتماع نماز جمعه وجود دارد).
[3]
3ـ‌ فلسفه‌ نماز عبادی ـ سیاسی جمعه
نماز جمعه قبل از هر چیز یك عبادت بزرگ دست جمعی است و اثر عمومی عبادات را كه تلطیف روح و جان و شستن دل از آلودگیهای گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب می‌باشد در بر دارد به خصوص این كه مقدمتاً دو خطبه دارد كه مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوی و پرهیزگاری است.
و اما از نظر اجتماعی و سیاسی یك كنگره‌ عظیم هفتگی است كه بعد از كنگره‌ سالانه حج، بزرگترین كنگره‌ اسلامی می‌باشد و به همین دلیل در روایتی كه قبلاً از پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل كردیم آمده بود كه جمعه حج كسانی است كه قادر به شركت در مراسم حج نیستند.
در حقیقت اسلام به سه اجتماع بزرگ اهمیت می‌دهد:
اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل می‌شود.
اجتماعی هفتگی كه در مراسم نماز جمعه است.
و اجتماع حج كه در كنار خانه‌ خدا هر سال یك بار انجام می‌گیرد، نقش نماز جمعه در این میان بسیار مهم است به خصوص این كه یكی از برنامه‌های خطیب در خطبه نماز جمعه ذكر مسائل مهم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است و به این ترتیب این اجتماع عظیم و پرشكوه می‌تواند منشاء بركات زیر شود:
الف: آگاهی بخشیدن به مردم در زمینه‌ معارف اسلام و رویدادهای مهم اجتماعی و سیاسی.
ب: ایجاد همبستگی و انسجام هر چه بیشتر در میان صفوف مسلمین به گونه‌ای كه دشمنان را به وحشت افكند و پشت آنها را بلرزاند.
ج: تجدید روح دینی و نشاط معنوی برای توده‌ مردم مسلمان.
د: جلب همكاری برای حل مشكلات عمومی.
به همین دلیل همیشه دشمنان اسلام از یك نماز جمعه جامع الشرایط كه دستورهای اسلامی دقیقاً در آن رعایت شود بیم داشته‌اند.
و نیز به همین دلیل نماز جمعه همیشه به عنوان یك اهرم نیرومند سیاسی در دست حكومتها بوده است منتها حكومتهای عدل همچون حكومت پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ از آن بهترین بهره‌برداریها را به نفع اسلام و حكومتهای جور همانند بنی‌امیه از آن سوء استفاده برای تحكیم پایه‌های قدرت خود می‌كردند.
اما با نهایت تأسف این مراسم عبادی ـ سیاسی كه می‌تواند مبداء حركت عظیمی در جوامع اسلامی گردد به خاطر نفوذ حكومتهای فاسد در آن در بعضی كشورهای اسلامی چنان بی‌روح و بی‌رمق شده است كه عملاً هیچ اثر مثبتی از آن گرفته نمی‌شود و شكل یك برنامه‌ تشریفاتی به خود گرفته و به راستی این از سرمایه‌های عظیمی است كه برای از دست رفتن آن باید گریه كرد.
مهمترین نماز جمعه سال نماز جمعه‌ای است كه قبل از رفتن به عرفات در مكه انجام می‌گیرد كه تمام حجاج خانه‌ خدا از سراسر جهان در آن شركت دارند كه نماینده‌ واقعی تمام قشرهای مسلمین در كره‌ زمین هستند، سزاوار است كه برای تهیه‌ خطبه‌ چنین نماز حساسی عده‌ زیادی از دانشمندان هفته‌ها و ماهها مطالعه كنند و محصول آن را در آن روز حساس و خطبه‌ تاریخی بر مسلمانان عرضه نمایند و مسلماً می‌توانند به بركت آن آگاهی زیادی به جامعه‌ی اسلامی داده و مشكلات مهمی را حل كنند.
4ـ آداب نماز جمعه و محتوای خطبه‌ها
نماز جمعه (با وجود شرایط لازم) بر مردان بالغ و سالم كه قدرت بر شركت در نماز را دارند واجب است و بر مسافران و پیرمردان واجب نیست هر چند حضور در نماز جمعه برای مسافر جایز است، همچنین زنها نیز می‌توانند در نماز جمعه شركت كنند هر چند بر آنها واجب نیست.

[1] . مجمع البیان.‌ج 10، ص 286. [2] . وسائل الشیعه، ج 5، ص 7، باب وجوب صلوه الجمعه، ج 28. [3] . همان مدرك، صفحه‌ی 5، حدیث 17.

فلسفه‌ نماز جمعه

قسمت دوم

كمترین عددی كه نماز جمعه با آن منعقد می‌شود پنج نفر از مردان است.
نماز جمعه دو ركعت است و جای نماز ظهر را می‌گیرد و دو خطبه‌ای كه قبل از نماز جمعه خوانده می‌شود در حقیقت به جای دو ركعت دیگر محسوب می‌شود.
نماز جمعه همانند نماز صبح است و مستحب است حمد و سوره را در آن بلند بخوانند و نیز مستحب است سوره‌ (جمعه) را در ركعت اول و سوره‌ (منافقین) را در ركعت دوم قرائت كنند.
در نماز جمعه دو قنوت مستحب است یكی قبل از ركوع ركعت اول و دیگر بعد از ركوع ركعت دوم.
خواندن دو خطبه قبل از نماز جمعه واجب است همان گونه كه ایستادن خطیب به هنگام ایراد خطبه نیز واجب می‌باشد، شخصی كه خطبه می‌خواند حتماً باید همان امام جمعه باشد.
خطیب باید صدای خود را چنان بلند كند كه مردم صدای او را بشنوند تا محتوای خطبه به گوش همگان برسد.
به هنگام ایراد خطبه باید خاموش بود و به سخنان خطیب گوش داد و رو به روی خطیب نشست.
شایسته است خطیب مردی فصیح و بلیغ و آگاه به اوضاع و احوال مسلمین و باخبر از مصالح جامعه‌ اسلامی و شجاع و صریح اللهجه و قاطع در اظهار حق باشد. اعمال و رفتار او سبب تأثیر و نفوذ كلامش گردد و زندگی او مردم را به یاد خدا بیندازد.
شایسته است پاكیزه‌ترین لباس را بپوشد و خود را خوشبو كند و با وقار و سكینه گام بردارد و هنگامی كه بر فراز منبر جای گرفت بر مردم سلام كند و رو به روی آنان بایستد و بر شمشیر یا كمان یا عصا تكیه كند، نخست بر منبر بنشیند تا اذان تمام شود و بعد از فراغت از اذان شروع به خطبه كند.
محتوای خطبه نخست حمد خدا و درود بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است (احتیاط این است كه این قسمت به زبان عربی باشد ولی بقیه به زبان مستمعین خوانده می‌شود) سپس مردم را به تقوای الهی توصیه كند و یكی از سوره كوتاه قرآن را بخواند و این امر را در هر دو خطبه رعایت كندو در خطبه‌ دوم بعد از درود بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دعا بر ائمه‌ مسلمین كند و برای مؤمنین و مؤمنات استغفار نماید.
و شایسته است در ضمن خطبه مسائل مهمی كه با دین و دنیای مسلمین ارتباط دارد مطرح كند و آنچه مورد نیاز مسلمین در داخل و خارج كشورهای اسلامی و در داخل و خارج آن منطقه می‌باشد مورد بحث قرار دهد و مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و دینی را با در نظر گرفتن اولویتها مطرح نماید، به مردم آگاهی بخشد و آنها را از توطئه‌های دشمنان باخبر بسازد، برنامه‌های كوتاه مدت و دراز مدت برای حفظ جامعه‌ اسلامی و خنثی كردن نقشه‌های مخالفان به آنها گوشزد كند.
خلاصه، خطیب باید بسیار هوشیار و بیدار و اهل فكر و مطالعه در مسائل اسلامی باشد و از موقعیت این مراسم بزرگ حداكثر استفاده را برای پیشبرد اهداف اسلام و مسلمین بنماید.
[1]
در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ می‌خوانیم:
انّما جعلتِ الخطبه یوم الجمعه لانَّ الجمعه مشهدُ عامٍِ، فاراد ان یكون للامیر سببٌ الی موعظتهم، و ترغیبهم فی الطّاعه، و ترهیبهم من المعصیه و توقیفهم علی ما اراد من مصلحه دینهم و دنیاهم، و یخبرهم بما ورد علیهم من الافاق من الاهوال الّتی لهم فیها المضرّه و المنفعه... و انّما جعلت خطبتین لیكون واحدهٌ للثّناءِ علیَ الله و التّمجید و التّقدیس لله عزّوجلّ و الاخری للحوائج و الاعذار و الانذار و الدُّعاءِ و لما یرید ان یعلّمهم من امرهِ و نهیه ما فیه الصّلاح و الفساد.
خطبه، برای این در روز جمعه تشریع شده است كه نماز جمعه یك برنامه‌ عمومی است، خداوند می‌خواهد به امیر مسلمین امكان دهد تا مردم را موعظه كند، به اطاعت ترغیب نماید و از معصیت الهی بترساند و از آنچه مصلحت دین و دنیایشان است آگاه سازد، و اخبار و حوادث مهمی كه از نقاط مختلف به او می‌رسد و در سود و زیان و سرنوشت آنها مؤثر است به اطلاعشان برساند... و دو خطبه‌ قرار داده شده تا در یكی حمد و ثنا و تمجید و تقدیس الهی كنند و در دیگری نیازها و هشدارها و دعاها را قرار دهند و اوامر و نواهی و دستوراتی كه به اصلاح و فساد جامعه‌ اسلامی مرتبط است به آنها اعلام دارند.
[2]
5ـ شرایط وجوب نماز جمعه
در این كه امام جمعه مانند هر امام جماعت دیگر باید عادل باشد تردیدی نیست ولی سخن در این است كه شرایطی افزون بر این دارد یا نه؟
جمعی معتقدند این نماز از وظایف امام معصوم ـ علیه السّلام ـ یا نماینده‌ خاص او است و به تعبیر دیگر مربوط به زمان حضور امام معصوم ـ علیه السّلام ـ است.
در حالی كه بسیاری از محققین معتقدند كه این شرط وجوب عینی نماز جمعه است، ولی برای وجوب تخییری این شرط لازم نیست و در زمان غیبت نیز می‌توان نماز جمعه را برپا داشت و جانشین نماز ظهر می‌شود و حق همین است، بلكه هرگاه حكومت اسلامی با شرایط آن از طرف نایب عام امام ـ علیه السّلام ـ تشكیل گردد احتیاط این است كه امام جمعه منصوب از طرف او باشد و مسلمانان در نماز جمعه شركت كنند.
در این زمینه و در مسائل دیگر مربوط به نماز جمعه سخن بسیار است كه ذكر همه‌ آنها از حوصله‌ یك بحث تفسیری خارج و باید آنها را در كتب فقه و حدیث جستجو كرد.
[3]

[1] . البته در خصوصیات و جزئیات احكام نماز جمعه و خطبه‌ها اختلافات جزئی در فتاوای فقهاء می‌باشد و آنچه در بالا ذكر شد عصاره‌ای از فتاوای مختلف است. [2] . وسائل الشیعه، ج5، ص39. [3] . تفسیر نمونه، ج24، ص124 الی 140.

خطبه نماز جمعه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ

و اذا رأوا تجارهً او لهوا انفضّوا الیها و تركوك قائماًَ قل ما عند الله خیرٌ من اللّهو و من التّجاره و الله خیر الرّازقین.
هنگامی كه تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند پراكنده می‌شوند و به سوی آن می‌روند و تو را ایستاده به حال خود رها می‌كنند. بگو آنچه نزد خدا است از لهو و تجارت بهتر است و خداوند بهترین روزی دهندگان است. «جمعه ، 11»
شأن نزول:
در شأن نزول این آیات یا خصوص آیه (و اذا رأوا تجاره) روایات مختلفی نقل شده كه همه‌ آنها از این معنی خبر می‌دهد كه در یكی از سالها كه مردم مدینه گرفتار خشكسالی و گرسنگی و افزایش نرخ اجناس شده بودند (دحیه) با كاروانی از شام فرا رسید و با خود مواد غذایی آورده بود در حالی كه روز جمعه بود و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مشغول خطبه نماز جمعه بود، طبق معمول برای اعلام ورود كاروان طبل زدند و حتی بعضی دیگر آلات موسیقی را نواختند مردم با سرعت خود را به بازار رساندند در این هنگام مسلمانانی كه در مسجد برای نماز اجتماع كرده بودند خطبه را رها كرده و برای تأمین نیازهای خود به سوی بازار شتافتند تنها دوازده مرد و یك زن در مسجد باقی ماندند (آیه نازل شد و آنها را سخت مذمّت كرد) پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اگر این گروه اندك هم می‌رفتند از آسمان سنگ بر آنها می‌بارید.[1]
در این آیه بحث كسانی كه پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به هنگام نماز جمعه رها كردند و برای خرید از قافله تازه وارد به بازار شتافتند شدیداً مورد ملامت قرار داده است.
تعبیر به لهو اشاره به طبل و سایر آلات لهوی است كه به هنگام ورود قافله‌ تازه‌ای به مدینه می‌زدند كه هم نوعی اخبار و اعلام بود و هم وسیله‌ای برای سرگرمی و تبلیغ كالا، همان‌گونه كه در دنیای امروز نیز در فروشگاههایی كه به سبك غرب است نیز نمونه‌ آن دیده می‌شود.
تعبیر به (انفضوا) به معنی پراكنده شدن و انصراف از نماز جماعت و روی آوردن به كاروان است كه در شأن نزول گفته شد هنگامی كه كاروان (دحیه) وارد مدینه شد (و او هنوز اسلام را اختیار نكرده بود) با صدای طبل و سایر آلات لهو مردم را به بازار فرا خواند مردم مدینه حتی مسلمانانی كه در مسجد مشغول استماع خطبه‌ نماز جمعه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودند به سوی او شتافتند و تنها سیزده نفر و به روایتی كمتر در مسجد باقی ماندند.
ضمیر در (الیها) به تجارت باز می‌گردد یعنی به سوی مال التجاره شتافتند، این به خاطر آن است كه لهو هدف اصلی آنها نبود بلكه مقدمه‌ای بود برای اعلام ورود كاروان و یا سرگرمی و تبلیغ كالا در كنار آن.
تعبیر به (قائماً) نشان می‌دهد كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ایستاده خطبه نماز جمعه می‌خواند چنانكه در حدیثی از (جابر بن سمره) نقل شده كه می‌گوید: (هرگز رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ را در حال خطبه نشسته ندیدم و هر كس بگوید نشسته خطبه می‌خواند تكذیبش كنید.
و نیز روایت شده كه از (عبدالله بن مسعود) پرسیدند: (آیا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ایستاده خطبه می‌خواند؟ گفت: مگر نشنیده‌ای كه خداوند می‌گوید و تركوك قائماً: (تو را در حالی كه ایستاده بودی رها كردند).
در تفسیر (درالمنثور) آمده است كه اولین كسی كه نشسته خطبه‌ نماز جمعه خواند معاویه بود!.

[1] . «مجمع البیان»، ج9، ص287 و غالب تفاسیر دیگر.

دعوت رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ به نماز شب

 ومن اللیل فتهجّد به نافلهً لك عسی ان یبعثك ربّك مقاماً محموداً.
خداوند متعال به پیامبرش می‌فرماید: پاسی از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان، این یك وظیفه‌ اضافی برای توست تا پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد.« اسراء ، 79»

 

بعد از ذكر نمازهای فریضه‌ پنج‌گانه این چنین اضافه می‌كند پاسی از شب را از خواب برخیز و قرآن بخوان «و من اللیل فتهجد به».[1]
مفسران معروف اسلامی این تعبیر را اشاره به نافله‌ شب كه در فضیلت آن روایات بی‌شماری وارد شده است دانسته‌اند، هر چند آیه صراحت در این مسأله ندارد ولی با قرائن مختلفی كه در دست است این تفسیر روشن به نظر می‌رسد.
سپس می‌گوید: این یك برنامه‌ اضافی است، ‌علاوه بر نمازهای فریضه برای تو (نافله لك)
بسیاری این جمله را دلیل بر آن دانسته‌اند كه نماز شب بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ واجب بوده است، زیرا (نافله) به معنی (زیاده) است، اشاره به اینكه این فریضه اضافی مربوط به تو است.
اسرار و آثار نماز شب
1ـ نماز شب یك عبادت بزرگ روحانی
غوغای زندگی روزانه از جهات مختلف، توجه انسان را به خود جلب می‌كند و فكر آدمی را به وادی‌های گوناگون می‌كشاند، به طوری كه جمعیت خاطر و حضور قلب كامل در آن بسیار مشكل است، اما در دل شب و به هنگام سحر و فرو نشستن غوغای زندگی مادی و آرامش روح و جسم انسان در پرتو مقداری خواب، حالت توجه و نشاط خاصی به انسان دست می‌دهد كه بی‌نظیر است.
آری در این محیط آرام و دور از هرگونه ریا و تظاهر و خودنمایی و توأم با حضور قلب، توجهی به انسان دست می‌دهد كه فوق العاده روح پرور و تكامل آفرین است.
به همین دلیل دوستان خدا همیشه از عبادتهای آخر شب برای تصفیه‌ روح و حیات قلب و تقویت اراده و تكمیل اخلاص نیرو می‌گرفته‌اند.
در آغاز اسلام نیز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با استفاده از همین برنامه‌ روحانی مسلمانان را پرورش داد و شخصیت آنها را آن قدر بالا برد كه گویی آن انسان سابق نیستند، یعنی از آنها انسانهای تازه‌ای آفرید مصمم، شجاع، با ایمان، پاك و با اخلاص و شاید مقام محمود كه در آیات فوق به عنوان نتیجه‌ نافله شب آمده است اشاره به همین حقیقت نیز باشد.
بررسی روایاتی كه در منابع اسلام در فضیلت نماز شب وارد شده نیز روشن‌گر همین حقیقت است؛ به عنوان نمونه:
1ـ پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید:
خیركم من اطاب الكلام و اطعم الّطعام و صلَّی باللیل و الناس نیام.
بهترین شما كسانی هستند كه در سخن گفتن مؤدبند گرسنگان را سیر می‌كنند و در شب در آن هنگام كه مردم خوابند نماز می‌خوانند.
[2]
2ـ امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید:
قیام اللیل مصحّحه للبدن و مرضاه للّرب عزّوجلّ و تعرّض للرّحمه و تمسك باخلاق النبیّین.
قیام شب موجب صحت جسم و خشنودی پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تمسك به اخلاق پیامبران است.
[3]
3ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ به یكی از یارانش فرمود:
لاتدع قیام اللّیل فانّ المغبون من حرم قیام اللّیل.
دست از قیام شب برمدار، مغبون كسی است كه از قیام و عبادت شب محروم گردد.
[4]
4ـ رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید:
من صلّی باللّیل حسن وجهه بالّنهار.
كسی كه نماز شب بخواند صورت (و سیرتش) در روز نیكو خواهد بود.
[5]
حتی در بعضی از روایات می‌خوانیم كه این عبادت به قدری اهمیت دارد كه جز پاكان و نیكان موفق به آن نمی‌شوند.
ساده‌ترین صورت آداب نماز شب
البته نماز شب آداب فراوانی دارد ولی بد نیست ساده‌ترین صورت آن را در اینجا بیاوریم تا عاشقان این عمل روحانی بتوانند بهره‌ بیشتر گیرند، نماز شب به طور كاملاً ساده یازده ركعت است كه به ترتیب ذیل به سه بخش تقسیم می‌شود.
الف ـ چهار نماز دو ركعتی كه مجموعاً هشت ركعت می‌شود و نامش نافله شب است.
ب ـ یك نماز دو ركعتی كه نامش نافله‌ (شفع) است.
ج ـ نماز یك ركعتی كه نامش نافله‌ (وتر) است و طرز انجام این نمازها درست همانند نماز صبح می‌باشد، ولی اذان و اقامه ندارند و قنوت وتر را هر چه طولانی‌تر كنند بهتر است.
[6]


[1] . «تهجد» از ماده‌ی «هجود» در اصل ـ چنانكه راغب در مفردات می‌گوید به معنی خواب است، ولی هنگامی كه به باب تفعل می‌رود معنی از بین بردن خواب و انتقال به حالت بیداری آمده است، ضمیر در «تهجد به» به قرآن برمی‌گردد یعنی قسمتی از شب را بیدار باش و قرآن بخوان، ولی این كلمه بعداً در لسان اهل شرع به معنی نماز شب به كار رفته است و متهجد به كسی می‌گویند كه نماز شب می‌خواند. [2] . بحارالانوار، ج87، ص142 تا 148. [3] . بحارالانوار، ج87، ص142 تا 148. [4] . بحارالانوار، ج87، ص142 تا 148. [5] . بحارالانوار، ج87، ص142 تا 148. [6] . جمعی از فقهاء احتیاط كرده‌اند كه در نماز شفع قنوت نخوانند و یا به قصد رجاء بخوانند.