نقش مسجد و ائمه جماعات در دفاع مقدس - قسمت اول

 هدف از اين پژوهش، بررسي نقش مسجد و ائمه جماعات در دفاع مقدس بوده و کوشيده‌ايم تا جايگاه جهاد در متون ديني، حقيقت مقام مسجد، جهاد در صدر اسلام، جنگ ايران در نگاه غرب و نقش مساجد و روحانيت در جامعه ايران مورد بررسي قرار دهيم؛ به اميد آنکه اين مقاله، بازگو کننده نقش مسجد، روحانيت و ائمه جماعات دلسوز در دفاع مقدس و پيروزي ايران اسلامي باشد؛

جايگاه جهاد در متون ديني:

واژه جهاد در معناي عام آن، تقديم جان و مال در راه سرافرازي اسلام و بر پاداشتن شعائر ديني تعريف شده است؛ دامنه آن بسيار گسترده بوده و جنگ در راه خدا، جهاد با نفس، امربه ‏معروف و نهي‏ازمنکر و ... را شامل مي‏شود؛ ولي جهاد به‏معناي خاص آن عبارت است از مبارزه مسلحانه با کفار و مشرکين؛ در اين مقاله، معناي خاص جهاد موردنظر است. دين براي هدايت انسان‏ها از تاريکي آمده و نبايد خشونت و جنگ در آن جايي داشته باشد؛ چراکه انسان‏ها خواستار امنيت و آرامش بوده و از جنگ و خونريزي بيزار هستند؛ دين اسلام نيز، دين صلح، آشتي و اعتدال است؛ اين دين هديه‏اي از سوي خداوند به بندگان، شريعتي همه بُعدي و اميدبخش براي زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت است؛ وقتي به دستورات اين دين مبين مي‎انديشيم، آن‎را سرشار از تدبير و دانش مي‎بينيم؛ جهاد در اسلام، تنها با هدف دفاع در مقابل تجاوز و تهاجم دشمن واجب شده و مورد ستايش است. فتح و پيروزي نيروهاي رزمنده در جهاد، درپرتو ايمان و باور قلبي ميسر بوده و نقش مسجد دراين‎زمينه بسيار حائزاهميت است؛ به‎واقع رزمندگان، تربيت يافته مساجد و روحانيت دلسوز هستند که مايه عزت و سربلندي همه مسلمانان مي‎شوند.

نقش مسجد و ائمه جماعات در دفاع مقدس - قسمت دوم

براساس آيه: «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء والمنکر» (عنکبوت: 45)، اهل مسجد بهترين پرهيزکاران و دور از بزهکاري‎هاي اجتماعي هستند؛ گويي مساجد به‎ خاطر قداست و حرمت مکان‎هاي مذهبي، از نوعي بازدارندگي اجتماعي برخوردارند (شريف پور:72)؛ همچنين مساجد در محله‎ها وظيفه راهبري مردم را در امور اجتماعي به‎ عهده داشته و در صورت بروز هرگونه مشکل اجتماعي در رفع آن پيشقدم بودند. از ديگر محورهاي اجتماعي مساجد و جلسات ديني، دگرياري بوده که خود نوعي همکاري، بويژه در بحران‎ها و مواقع حساس است؛ اين فعاليت‎ها در حوادثي چون سيل و زلزله پررنگ‎ تر شده و مسجد و اهالي مسجد، از بهترين عناصر فعال براي کمک‎ رساني بودند. (همان:68) کارکرد ديگر مساجد، سازماندهي و هدايت اجتماعي است که روحاني محل با بهره‎مندي از سيره و اخلاق اولياي دين، به‎خوبي اين وظيفه را انجام مي‎داد؛ مساجد پايگاه تجمع نيروهاي انقلابي و مبدأ حرکت تظاهرات و ابراز اعتراض‎هاي مردم بود. (همان:69)

ادامه نوشته

نقش مسجد و ائمه جماعات در دفاع مقدس - قسمت اول

هدف از اين پژوهش، بررسي نقش مسجد و ائمه جماعات در دفاع مقدس بوده و کوشيده‌ايم تا جايگاه جهاد در متون ديني، حقيقت مقام مسجد، جهاد در صدر اسلام، جنگ ايران در نگاه غرب و نقش مساجد و روحانيت در جامعه ايران مورد بررسي قرار دهيم؛ به اميد آنکه اين مقاله، بازگو کننده نقش مسجد، روحانيت و ائمه جماعات دلسوز در دفاع مقدس و پيروزي ايران اسلامي باشد؛

جايگاه جهاد در متون ديني:

واژه جهاد در معناي عام آن، تقديم جان و مال در راه سرافرازي اسلام و بر پاداشتن شعائر ديني تعريف شده است؛ دامنه آن بسيار گسترده بوده و جنگ در راه خدا، جهاد با نفس، امربه ‏معروف و نهي‏ازمنکر و ... را شامل مي‏شود؛ ولي جهاد به‏معناي خاص آن عبارت است از مبارزه مسلحانه با کفار و مشرکين؛ در اين مقاله، معناي خاص جهاد موردنظر است. دين براي هدايت انسان‏ها از تاريکي آمده و نبايد خشونت و جنگ در آن جايي داشته باشد؛ چراکه انسان‏ها خواستار امنيت و آرامش بوده و از جنگ و خونريزي بيزار هستند؛ دين اسلام نيز، دين صلح، آشتي و اعتدال است؛ اين دين هديه‏اي از سوي خداوند به بندگان، شريعتي همه بُعدي و اميدبخش براي زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت است؛ وقتي به دستورات اين دين مبين مي‎انديشيم، آن‎را سرشار از تدبير و دانش مي‎بينيم؛ جهاد در اسلام، تنها با هدف دفاع در مقابل تجاوز و تهاجم دشمن واجب شده و مورد ستايش است. فتح و پيروزي نيروهاي رزمنده در جهاد، درپرتو ايمان و باور قلبي ميسر بوده و نقش مسجد دراين‎زمينه بسيار حائزاهميت است؛ به‎واقع رزمندگان، تربيت يافته مساجد و روحانيت دلسوز هستند که مايه عزت و سربلندي همه مسلمانان مي‎شوند.

ادامه نوشته

چرا برای نماز شب بیدار نمی شویم؟

ما برای اوقات خواب خود افسوس می خوریم که چرا برای نماز شب بیدار نمی شویم، در صورتی که اوقات بیداری را به غفلت می گذرانیم! زیرا اگر در بیداری به توجه و بندگی مشغول بودیم، توفیق بیداری شب را نیز برای تهجد و خواندن نافله ی شب و تلاوت قرآن پیدا می کردیم.(آیت الله بهجت)

بزرگترین صدمه در بندگی خدا

بزرگ‌ترین صدمه ای که در زمینه بندگی خدا ممکن است بخوریم، غفلت از یاد خداست، یاد خداوند وبالتبع برای او کار کردن (اخلاص) وسوسه های نفس وشیطان را از انسان دور می کند و در طی مسیر به سوی کمال ما را یاری می رساند.

شیطان هم به دنبال این است که غفلت را اهرمی برای القاء وساوس خود کند.

از امام صادق علیه السلام روایت داریم :

« قَالَ إِبْلِیسُ خَمْسَةُ أَشْیَاءَ لَیْسَ لِی‏ فِیهِنَ‏ حِیلَةٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ فِی قَبْضَتِی مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَنْ نِیَّةٍ صَادِقَةٍ وَ اتَّكَلَ عَلَیْهِ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ وَ مَنْ كَثُرَ تَسْبِیحُهُ فِی لَیْلِهِ وَ نَهَارِهِ وَ مَنْ رَضِیَ لِأَخِیهِ الْمُۆْمِنِ بِمَا یَرْضَاهُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ لَمْ یَجْزَعْ عَلَى الْمُصِیبَةِ حِینَ تُصِیبُهُ وَ مَنْ رَضِیَ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ وَ لَمْ یَهْتَمَّ لِرِزْقِهِ.»(الخصال/ج‏1/ 285 ) ؛

ادامه نوشته

نماز موجب قبولی اعمال

یكی از مهمترین معیارهایی كه برای قبولی اعمال در روایات اسلامی بیان شده است مساله نماز است ،عبادتی كه ستون دین است و قبولی تمامی اعمال بر آن متوقف شده است و اعمال و عبادات دو گروه مقبول درگاه حق تعالی قرار نخواهد گرفت:

1-افرادی كه  اهل نماز نیستند.

2-افرادی كه به هر جهت نماز آنها مقبول واقع نمی گردد.

 در حقیقت نماز معیار مهمی برای محاسبه و بررسی تمام اعمال و عبادات یك فرد است، چنانچه به این موضوع در روایات متعددی اشاره شده است:

« اِنّ اوّلَ ما یُحاسب بِهِ العبدَ الصلاةَ ، فاِن قُبلت قُبِل ماسِواها واِن رُدَّت رُدَّ ما سواها: نخستین عملی كه از بنده مورد محاسبه قرار می گیرد نماز است پس اگر نماز قبول شد بقیه اعمال پذیرفته می شود و اگر رد شد بقیه اعمال نیز پذیرفته نیست»[بحار الانوار، ج 83 ،ص 25]

همچنین در حدیث دیگری كه از پیامبراكرم – صلی الله علیه و آله –  نقل شده است،حضرت اولین عملی كه در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد را نماز معرفی كرده و قبولی و رد آن را معیار مهمی برای قبولی سائر اعمال بیان می كنند:

« أول ما یُنْظَرُ فی عَمَلِ العَبدِ فی یومِ القیامةِ فی صلاتِهِ فاِن قُبِلَتْ نُظِرَ فی غَیْرها واِن لَمْ تقبل لم یُنْظَر فی عَمَلِهِ بِشَیءٍ: اولین عملی كه درروز قیامت در پرونده اعمال بندگان به آن توجه می شود نماز است ، پس اگر قبول شد به دیگر اعمال توجه می شود و الّا اصلاً نگاه به غیر آن نمی شود»[بحار الانوار،ج 82 ، ص 227 ]

نماز در هیچ حالى نباید ترك شود

آیت الله خامنه ای

  نماز در هیچ حالی نباید ترک شود. در عین شدت و محنت، در بحبوحه‌ی میدان جهاد و در هنگام فراغ و آسایش، نماز نباید ترك شود. نماز یک شربت مقوّی و شفابخش است.

 نماز در هیچ حالی نباید ترک شود. در عین شدت و محنت، در بحبوحه‌ی میدان جهاد، در هنگام فراغ و آسایش، و حتی در میان محیط لجن آلودی که انسان با هوس‌ها و کینه‌ها و شهوت‌ها و خودخواهی‌ها، پیرامون خود پدید آورده است. نماز یک شربت مقوّی و شفا بخش است، باید آن را با دل و جان خود نوشید و از هر نقطه که در آن واقع شده‌ایم، یک گام یا یک میدان به بهشت رضوان نزدیک شد.

از این روست که نه «حَیَّ علی‌الجهاد» و نه «حَیَّ علی الصوم» و نه «حَیَّ علی الانفاق» نگفته‌اند، ولی در هر روز بارها سروده‌اند: «حیّ علی‌الصلاة».

مسجد بسازید ولو بدون گنبد و گلدسته

نامه حجت‌الاسلام قرائتی در شب قدر

رئیس ستاد اقامه نماز در یادداشتی تحت عنوان «نامه‌ای به مناسبت شهادت شهید مسجد، مولود مسجد»، بر ضرورت ساخت مساجد کوچک بدون تزیینات، کاشی‌کاری، مناره و گنبد و با هزینه‌های 50 تا 100 میلیون تومانی تأکید کرد

بسم الله الرحمن الرحیم

«نامه‌ای به مناسبت شهادت شهید مسجد، مولود مسجد»

نامه به اهل خیر و تمکّن

در ماه رمضان 92 و در آستانه شب قدر، چند سطری برای مۆمنین و مۆمنانی که از نظر مالی در مضیقه نیستند، می‌نویسم.

یک مقدمه و چند نکته

امّا مقدمه:

اسلام و قرآن، دو وظیفه از ما خواسته‌اند، هر کاری انجام می‌دهیم، حق آن را انجام دهیم.

اگر جهاد است، قرآن می‌فرماید: حق جهاده.

اگر تقوی است، قرآن می‌فرماید: حق تقاته.

اگر تلاوت کتاب، آسمانی است قرآن می‌فرماید: حق تلاوته.

ادامه نوشته

منتظران ظهور، نماز را دریابید

شنیده بودیم که نماز ستون دین است و شنیده بودیم که با نماز، انسان مۆمن به معراج می‌رود. اما آیا واقعاً معنای این شنیده‌ها را درک کرده‌ایم؟!

 نماز آنقدر مهم است که نه تنها برای وجود و آخرت و قرب به خداوند متعال و قبولی اعمال و هزاران هزار خاصیتی که می‌توان برای آن شمرد، اهمیت دارد، بلکه برای زندگی دنیایی‌مان و پیشرفت و تعالی در همین دنیا بسیار اثربخش است.

در روایتی نقل شده است که شخصی نزد حضرت رسول (ص) آمد و شکایت از فقر و نداری کرد.

حضرت فرمودند: مگر نماز نمی‌خوانی؟

عرض کرد: من پنج وقت نماز را به شما اقتدا می‌کنم.

حضرت فرمود: مگر روزه نمی‌گیری؟

عرض کرد: سه ماه روزه می‌گیرم.

ادامه نوشته

نماز های جمعه چگونه پا گرفت؟

طالقانی با زبان مردم حرف می زد و با مخاطبانش یک رابطه همدلی داشت، دیندار می آمد، بی دین می آمد، وقتی کسی مطالبات مردم را می گوید آنها هم مثل براده های آهن که جذب آهن ربا می شوند جذب می شوند، ما باید به نیاز امروز جامعه که نیاز به صداقت است پاسخ دهیم، آن وقت بازهم صف ها میلیونی می شود.

 اعظم طالقانی دخترآیت الله طالقانی  اولین امام جمعه تهران در حالی از اولین روزهای انقلاب می گوید که معتقد است: "حالا چندین سال گذشته و خیلی مسائل با هم فرق کرده اند". او از ملاقات های امام و آیت الله می گوید از پیشنهاد های پدر و از نماز جمعه به مثابه یک صف توحیدی و فلسفه سیاسی اجتماعی آن. خاطرات اعظم طالقانی حرف های خواندنی و توصیف های شنیدنی  هستند که کم شنیده شده اند. آنچه می خوانید گزیده ای از متن گقتگوی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با خانم اعظم طالقانی است :

 

 

چگونه شد که حضرت امام آیت الله طالقانی را به امامت جمعه تهران منصوب کردند؟

البته مرحوم طالقانی قبل از انقلاب به طور خاص در مسجد جامع نارمک تهران در سال 1347 نماز جمعه را اقامه می کردند و ایشان از جمله روحانیونی بودند که اقامه نماز جمعه را واجب می دانستند و بعد از انقلاب هم که از سوی امام خمینی (س) به مقام امامت جمعه رسیدندو امامی جماعت مسجد نارمک را به آقای حجت الاسلام واحدی واگذار کردند. بعد از انقلاب ،پدر همیشه در صحبت هایشان اشاره می کردند به این موضوع تا اینکه یک بار خدمت به امام گفتند ، حالا که جمهوری اسلامی هم تشکیل شده است واجب است نماز جمعه را در کشور برگزار کنیم و امام هم موضوع را به خود مرحوم طالقانی واگذار کردند و آیت الله را در مقام امام جمعه تهران نصب کردند. به این ترتیب بود که دومین روز ماه رمضان که مصادف با 5 مرداد ماه سال 58 بود در دانشگاه تهران اولین نماز را می خوانند و در 16 یا البته به گمان من 17 شهریور ماه همان سال آخرین نماز جمعه خود را خواندند. موضوعاتی را هم که مطرح می شد چون امام در قم تشریف داشتند یا تلفنی هماهنگ می کردند یا اینکه با هم دیدار داشتند و در جلسه مشترک موضوعات عنوان می شد

ادامه نوشته

سالروز اقامه نخستين نمازجمعه تهران پس از انقلاب به امامت آيت ا... طالقاني

«امروز طليعه انجام اين فريضه بزرگ الهي و اين صف بزرگ جهاد و توحيد (نمازجمعه) است»؛ اين جمله مرحوم آيت ا...طالقاني آغازگر همايش هفتگي مسلمانان پس از سال ها تعطيلي آن بود، آغازي که با ابتکاري زيبا در مهد علمي ايران يعني دانشگاه تهران و توسط يکي از روحانيون پرسابقه نهضت رقم خورد، اگرچه امامت جمعه وي ۶هفته بيشتر به طول نينجاميد و در ۱۹شهريور سال ۱۳۵۸، او که به تعبير حضرت امام(ره) زبان گويايي چون ابوذر داشت، دار فاني را وداع گفت.

به گزارش سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) پس از ارتحال وي در حکم انتصاب امام جمعه جديد براي تهران چنين مرقوم فرمودند: «مرحوم مجاهد بزرگوار آقاي طالقاني، پس از عمري مجاهدت و پاسداري از اسلام، به رحمت خداوند پيوست و ما را سوگوار کرد. تکليف پاسداري از اسلام به عهده همه ماست و من، شما را ... براي دژ محکمي که آن فقيد سعيد پاسدار آن بود، انتخاب و منصوب نمودم. نمازجمعه - که نمايشي از قدرت سياسي و اجتماعي اسلام است - بايد هرچه شکوهمندتر و پرمحتواتر اقامه شود.

ادامه نوشته

خصوصیت نماز در بیان مقام معظم رهبری

بیاناتی از رهبر معظم انقلاب پیرامون نماز

 

این که فظم رهبریرموده‌اند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد، دیگر خدمات و زحمات نیز پذیرفته شده و اگر نماز مردود باشد، هرچه جز آن نیز مردود گشته است، حقیقتی بزرگ را به ما می‌نمایاند.

جایگاه با ارزش نماز

اهمیت نماز را باید به درستی فهمید. این که فرموده‌اند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد، دیگر خدمات و زحمات نیز پذیرفته شده و اگر نماز مردود باشد، هرچه جز آن نیز مردود گشته است، حقیقتی بزرگ را به ما می‌نمایاند. آن حقیقت این است که اگر در جامعه‌ی اسلامی، نماز در جایگاه شایسته‌ی خود قرار گیرد، همه‌ی تلاش‌های سازنده‌ی مادی و معنوی، راه خود را به سمت و سوی آرمان‌ها می‌گشاید و جامعه را به نقطه‌ی مطلوب آرمانی اسلام می‌رساند و اگر از اهمیت نماز غفلت شود و نماز مورد بی‌اعتنایی قرار گیرد، این مسیر به درستی طی نخواهد شد و تلاش‌ها و مجاهدت‌ها تأثیر لازم را در رساندن به قله‌ای که اسلام برای جامعه‌ی بشری ترسیم کرده است،‌ نخواهد داشت. 1391/06/15

چی شد نمازخوان شدی؟!

یک نفر می‌گفت: از یک سال قبل از این که به سن تکلیف برسد، مادربزرگش صبح‌ها وقت اذان صبح، گل‌های یاس معطر را کنار بالشت او می‌ریخته و او هر روز با صدای اذان صبح و با عطر گل یاس، از خواب بیدار می‌شد.
نماز با عطر گل یاس

یک نفر می‌گفت: از یک سال قبل از این که به سن تکلیف برسد، مادربزرگش صبح‌ها وقت اذان صبح، گل‌های یاس معطر را کنار بالشت او می‌ریخته و او هر روز با صدای اذان صبح و بیشتر هم با صدای مرحوم مۆذن زاده اردبیلی که از رادیو پخش می‌شد و با عطر گل یاس، از خواب بیدار می‌شد و وضو گرفتن و نماز خواندن مادربزرگش را می‌دیده است.

این موضوع باعث شده بود تا هم سحرخیز شود و هم مشتاق نماز؛ و از وقتی هم که به سن تکلیف رسید، مادربزرگش صبح‌ها سجاده‌اش را پهن می‌کرد و در آن گل‌های یاس را می‌ریخته و این طوری، او نماز خواندنش را شروع كرده است. می‌گفت: الان هم که مادربزرگم به رحمت خدا رفتند، صبح‌ها، ناخودآگاه عطر گل‌های یاس دوران کودکی‌ام را حس می‌کنم و سعی می‌کنم هیچ وقت نمازم قضا نشود.

حضرت امام کاظم (ع ) می‌فرمایند

ادامه نوشته

ويژگي‌ها و بايسته‌هاي مسجد از ديدگاه اسلام

مسجد به عنوان جايگاه عبادت مسلمانان، از مهم‌ترين نهادهاي جامعه‌ اسلامي با کارکردي چندمنظوره به شمار مي‌آيد و همواره در طول تاريخ اسلام نقشي بنيادين و اصلي ايفا کرده است. در پيروزي انقلاب اسلامي، مسجد به عنوان پايگاه اصلي انقلاب نقش‌آفريني کرد و امروز هم مسجد در کانون تحولات بيداري اسلامي در منطقه قرار دارد. اما مسجد مورد نظر اسلام و تراز انقلاب اسلامي چگونه بايد باشد؟ به گزارش پايگاه دفترحفظ و نشرآثار رهبرانقلاب، حجت‌الاسلام‌والمسلمين محسن قرائتي، رئيس ستاد اقامه نماز کشور و صاحب تفسير «نور» ويژگي‌هاي لازم براي مسجد و نيز آفات متوجه آن را اين‌گونه برشمرده است: در اهميت مسجد همين بس که خداوند مي‌فرمايد من کره‌ زمين را که خلق کردم، ابتدا مسجدالحرام را براي عبادت قرار دادم. «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَ هُدًى لِّلْعَالَمِينَ» (آل عمران، ۹۶) پيامبر اکرم صلي‌ا... عليه‌وآله‌وسلم در بدو ورود به مدينه اولين کاري که انجام دادند، ساختن مسجد بود. در قبا مسجد ساختند، بعد از ورود به مدينه هم مسجد ساختند. مسجد خيلي مورد توجه اسلام است. اصولاً محل‌عبادت حتي اگر مربوط به غير مسلمانان باشد، در اسلام احترام زيادي دارد. در قرآن آمده است که: «لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْکَرُ فيهَا اسْمُ اللهِ کَثيراً» (حج، ۴۴) مي‌فرمايد بايد مقابل متجاوزان ايستاد وگرنه صومعه‌ها و ديرها و مساجد که محل عبادت هستند، خراب مي‌شود. پس بايد عده‌اي قيام کنند تا اين مراکز عبادت آسيبي نبيند. در اسلام نماز خواندن در مسجد آن‌قدر اهميت دارد که مي‌گويند اگر انسان نماز اول وقتش را تأخير بيندازد اما در مسجد نماز بخواند، بهتر است از اين ‌که نمازش را اول وقت و در خانه بخواند. مسجد در اسلام محلي است که بايد استفاده‌ چندمنظوره داشته باشد. در صدر اسلام مسجد کوفه محل مشورت، قضاوت، سوال و جواب، عبادت و ديگر امور بود. مسجد بايد به محور فعاليت‌هاي ديني و فرهنگي در جامعه اسلامي تبديل شود.

ادامه نوشته

آموزش شيوه دعا و نيايش

در قرآن دعاها و نيايش هاي متعددي در قالب «ربنا» آمده است. در ميان اين «ربنا» ها، ربناهاي آيات آخر سوره بقره را مي توان سرآمد «نيايش ها»ي قرآني دانست. چنان که از پيامبر اکرم (ص) نقل شده است: «هرکه دو آيه پاياني سوره مبارکه بقره را هر شب با دل و جان تلاوت کند، به اندازه اين است که آن شب براي نيايش بيدار مانده است» و نيز روايت شده است که فرمود: «در آيات پاياني سوره بقره، آيات جان بخشي است که هم قرآن است و هم دعا و نيايش با خدا و هم خشنودي و مهر آفريدگار بخشاينده را جلب مي کند.» (مجمع البيان) اين ربناها که هم قرآن و هم نيايش است، چنين است : «رَبَّنا لاتؤاخِذنا اِن نَسينا اَو اَخطَانا رَبَّنا وَ لاتَحمِل عَلَينا اِصراً کَما حَمَلتَهُ عَلَي الّذينَ مِن قَبلِنا رَبَّنا وَ لاتُحَمّلِنا ما لاطاقَةَ لَنا بِهِ وَاعفُ عَنّا وَ اغفِر لَنا وَ ارحَمنا انتَ مولانا فَانصرنا عَليَ القَوم الکافرينَ؛ پروردگارا! اگر ما فراموش کرديم يا خطا کرديم ما را مواخذه مکن، پروردگارا! تکليف سنگيني بر ما قرار مده آن چنان که ( به خاطر گناه و طغيان) برکساني که پيش از ما بودند، قراردادي. پروردگارا مجازات هايي که طاقت تحمل آن را نداريم بر ما مقرر مدار، و آثار گناه رااز ما بشوي و ما را ببخش، و در رحمت خود قرار ده، تو مولا و سرپرست مايي پس ما را بر جمعيت کافران پيروز بگردان.» (بقره/ ۲۸۶) مرحوم طبرسي در مجمع‌البيان ذيل اين آيه شريفه با اشاره به نظر برخي مفسران، آن را نيايش و آموزش شيوه نيايش مي داند و مي نويسد: برخي فراز اول از آيه شريفه (ربنا لاتواخذنا...) را دعا و براي آموزش  شيوه نيايش دانسته اند. آن گاه در توضيح اين بخش از آيه مي  افزايد: پاره اي بر اين عقيده اند که پيام آيه شريفه اين است که: «پروردگارا! اگر وظايف خود را فراموش کرده ايم و بر اثر اشتباه و غفلت، کاري را که انجام دادن آن بر ما لازم بوده، انجام نداده يا دستخوش خطا شده ايم و کاري را که کناره گيري از آن واجب بوده، ناخودآگاه انجام داده ايم، ما را ببخش.» و اين طريق نيايش با پروردگار، از آن جا که شتافتن به سوي او و بريدن از ديگران و بردن نياز به بارگاه اوست، کاري بسيار پسنديده است، اگرچه خداوند بدون دعا و درخواست بندگان نيز آنان را به سبب اشتباه و فراموشي کيفر نمي کند.» در حقيقت مرحوم طبرسي براي توضيح اين که چرا در آيه شريفه آمده است که خدايا ما را در برابر لغزشي که از فراموشي و بي توجهي سرچشمه گرفته مجازات نکن، در حالي که نسيان و خطا نبايد مجازات داشته باشد، چند نظر نقل مي کند که يکي از آن ها اين است که اين آيه آموزش شيوه نيايش است. البته الميزان و تفسير نمونه، بر اين نظرند که اگر چه خطا و نسيان اختياري نيست و مجازات ندارد، اما مقدمات آن اختياري است. مرحوم طبرسي هم چنين در تفسير «ربنا و لاتحمل علينا اصراً...» هم از نظر برخي آن را نيايش مي داند و مي افزايد:«پاره اي نيز بر اين باورند که اين جمله از آيه شريفه، نيايشي است انسان ساز با آفريدگار هستي، اگرچه بر نيايشگر روشن است که خداي عادل و فرزانه، هيچ گاه بندگان را به اين امور مکلف نمي کند.» اينک ما نيز با تمسک به قرآن کريم در پايان ماه مبارک رمضان که بهار قرآن است، زمزمه مي کنيم: واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا... بارخدايا! از ما بندگان گناهکار خود درگذر، بر ما ببخشاي و باران مهر خود را بر ما بباران، و با ارزاني داشتن نعمت هاي خود بر ما در دنيا، مهر و بخشايش خود را نصيبمان کن و ما را به بهشت وارد کن. آمين يا رب العالمين.

نمازخوان مسيحي

من آموزگار پايه چهارم هستم. حدود سه سال پيش، يعني سال تحصيلي 84-83 در كلاسم، دانش آموزي داشتم به نام «ايلبرت داود» كه مسيحي بود. او در اوايل سال، در زنگ قرآن و هديه هاي آسماني در كلاس حاضر نمي شد و يا در جاي خود مشغول بود و براي شركت در نماز جماعتي كه در نمازخانه مدرسه تشكيل مي شد، نمي آمد.
مدتي گذشت. روزي به من گفت: «خانم، مي توانم در بحث گروهي هديه هاي آسماني شما شركت كنم؟»
من قبول كردم. او خوشحال بود كه در بحث ديني ما شركت مي كند. روزي كه براي نماز جماعت وضو مي گرفتيم، پيش من آمد و گفت كه دوست دارد در نماز جماعت كنار ما بايستد و دعاي خود را بخواند. از آن روز به بعد، در نماز جماعت ما شركت مي كرد. كنار ما رو به قبله مي ايستاد و دعاي خود را مي خواند. دست هايش را بالا مي برد و مثل ما بعد از اتمام دعا، دست ها را روي صورت مي كشيد. او حتي مايل بود كه مكبر باشد.
شركت ايلبرت در نماز، بچه ها را به ذوق آورده بود. دوست داشت در صف هاي منظم هر جلسه نماز بخواند و بعد از اتمام نماز حتما دعا كند. علاقه او به نماز جماعت برايم بسيار خوشايند بود كه توانسته بوديم روي او تأثير مثبت بگذاريم و باعث تشويق دانش آموزان ديگر نيز بشويم. من با كمك مديرمان براي حضور مداوم عزيزانم در نماز جماعت جايزه هايي را تهيه كرديم كه ايلبرت نيز جزو آن ها بود.

معصومه چاروقچي، استان تهران، شهرستان كرج

بند كفش

در يكي از روزهاي خوب خدا، هنگامي كه همه بچه ها با شور و سر و صدا، مشغول صف بستن براي نماز جماعت بودند، متوجه شدم كه يكي از بچه هاي كوچك خود را پنهان مي كند. به آرامي و با لبخند جلو رفتم و پرسيدم: «عزيزم، مثل اين كه شما به نماز نمي آييد؟»
پاسخ نداد و روزهاي بعد به همين منوال گذشت. من متوجه شدم كه او به دليل اين كه بستن بند كفش را بلد نيست و به زحمت مي افتد، در نماز شركت نمي كند.
بنابراين، با كمك يكي از مربيان شروع به آموزش «نحوه بستن بند كفش» كرديم. به اين ترتيب، با رفع اين مشكل، اين دانش آموز كوچولو با شور و شوق در نماز جماعت شركت مي كرد.

زهرا جايمند، استان فارس، شهرستان جهرم

نماز آيات در سقاخانه محل

در سال 75 در مدرسه «شهيد قنبرتبار» شورك، يكي از روستاهاي شهرستان بابلسر در كلاس پنجم مشغول تدريس نماز آيات بودم. بچه ها را براي آموزش نماز آيات به سقاخانه محل كه در كنار مدرسه بود، بردم. در آنجا نماز به صورت عملي برگزار شد و توضيحات لازم را در اين مورد دادم.
يك شب، باران شديد در كناره درياي مازندران باريدن گرفت. فردا صبح، يكي از دانش آموزان كه به مدرسه آمد، با شوق به من گفت: «خانم معلم، ديشب كه باد و باران شديد آمد، من اعضاي خانواده ام را بيدار كردم براي خواندن نماز آيات، همگي گفتند ما بلد نيستيم. به آن ها گفتم من بلدم. بعد شروع كردم به خواندن و آن ها پشت سرم مي خواندند.»
اين دانش آموز با خوشحالي تمام، اين موضوع را برايم توضيح مي داد و من غرق در شور و شادي شده بودم. هيچ وقت آن صحنه و آن دانش آموز را فراموش نخواهم كرد.

فاطمه صغري تيموري، استان مازندران، شهرستان بابلسر

قبل يا بعد از نماز

سال تحصيلي 83- 82، يعني در بيست و هفتمين سال خدمتم در آموزش و پرورش به عنوان آموزگار كلاس اول در مدرسه «فضيلت» مشغول به كار بودم. مثل هر سال، ابتدا نماز را در كلاس آموزش دادم. به اين شكل كه هر هفته يك قسمت از نماز را تمرين مي كرديم، يك هفته ركوع، يك هفته قنوت، يك هفته حمد و سوره، تسبيحات اربعه و...
تا اينكه در بهمن ماه، بچه ها خيلي خوب خواندن نماز را ياد گرفتند و آماده شدند كه نماز را به صورت جماعت برگزار كنيم. به آن ها ياد داده بودم كه در حين نماز نبايد چيزي بخورند يا صحبتي كنند و سرشان را به اطراف تكان بدهند.
روزي كه خواستيم در نمازخانه نماز را برگزار كنيم، طي مراسم خاصي كه براي بچه ها هم جالب بود، در فضاي نمازخانه گلاب پاشيديم و اسپند دود كرديم و بين همه مشكلات پخش شد.
سپس با پخش اذان و اقامه از ضبط صوت، همه به نماز مشغول شدند. يكي از بچه ها جلو ايستاد و بقيه هم پشت سرش به صف ايستادند. سكوتي معنوي همه جا را فرا گرفته بود. خودم بلند نماز را مي خواندم و بقيه هم آهسته زمزمه مي كردند. چهره هايشان خيلي معصوم بود و حالتي روحاني به خود گرفته بودند و به مهرشان نگاه مي كردند. من هم همان طور كه مشغول خواندن نماز بودم در بين آن ها مي گشتم تا متوجه خطاهايي كه در بين نماز ممكن بود داشته باشند، بشوم.
بعضي از آن ها، موقع سجده دستشان را درست روي زمين نمي گذاشتند و من آرام دستشان را به صورت صحيح روي زمين قرار مي دادم و بدون صحبت رد مي شدم. يكي ديگر پيشاني اش را درست روي مهر نگذاشته بود، اشتباه او را تصحيح مي كردم و مي گذشتم، ولي هنوز سكوت زيبايي برقرار بود.
در همان حال متوجه شدم كه يكي از بچه ها، موهايش از زير مقنعه اش بيرون آمده است. جلوتر رفتم و درحالي كه مشغول خواندن ركعت سوم نماز بوديم و بچه ها تسبيحات اربعه را مي خواندند، موهايش را به زير مقنعه بردم.
يك دفعه سرش را عقب كشيد، با صداي بلند گفت: «خانم، بعدا درستش مي كنم، شما زحمت نكشيد.»
با صحبت او، همه نمازشان را شكستند و به جاي آن سكوت قبلي، صداي شليك خنده شنيده شد. خودم هم نتوانستم جلوي خنده ام را بگيرم و مجبور شديم نماز را دوباره بخوانيم، ولي از همان زمان ياد گرفتم كه هر تذكري يا آموزشي را بايد قبل از نماز يا بعد از تمام شدن نماز بدهم و در زماني كه مشغول نماز خواندن هستند، حتي با اشاره هم نبايد حواس آن ها را پرت كنم.

صديقه ترياكچي، استان فارس، شهرستان شيراز

نمازگزار نمونه

از آنجا كه نمازخانه مدرسه در آن سوي حياط بزرگ مدرسه قرار داشت، دو نفر از دانش آموزان كلاس پنجم را به عنوان كليددار نمازخانه انتخاب كرده بودم كه قبل از نماز در نمازخانه را قفل كنند و بعد به كلاس شان بروند.
تا اين كه يك روز كليدداران نمازخانه به سراغ من آمدند و با لحن شكايت گونه اي گفتند: «خانم، فاطمه خيلي دير نمازخانه را ترك مي كند و هميشه بعد از نماز مي ايستد، همه كه از نمازخانه بيرون رفتند، نماز اضافه مي خواند و مي گويد خودم در نمازخانه را قفل مي كنم. ما فكر مي كنيم كه فاطمه نماز صبح را نمي خواند و قضاي آن را بعد از نماز ظهر و عصر در مي خواند.»
هفته بعد كه به مدرسه رفتم، بعد از نماز، خود را مشغول خواندن دعا كردم تا ببينم فاطمه چه مي كند. بچه ها راست مي گفتند. همه كه نمازخانه را ترك كردند، فاطمه در گوشه اي ايستاد و شروع به خواندن نماز كرد. نشستم تا فاطمه نمازش را تمام كند. او را صدا زدم و به او گفتم: «فاطمه جان، نماز صبح تو قضا شده؟»
او گفت: «نه خانم، من هميشه براي نماز صبح بيدار مي شوم.»
گفتم: «ولي بچه ها مي گويند فاطمه هر روز نماز صبحش قضا مي شود و قضاي آن در مدرسه مي خواند.» يك دفعه ديدم كه اشك در چشمان فاطمه حلقه زد و گفت: «خانم، نماز خواندن را پدرم به من ياد داده و سال گذشته قبل از مراسم جشن تكليف از دنيا رفت. من هم در مراسم جشن تكليف به خدا قول دادم كه هميشه بعد از هر نماز، دو ركعت نماز بخوانم و به روحش هديه كنم.»
اين صحبت فاطمه مرا دگرگون كرد. خدايا، فاطمه كه هنوز يك سال است نماز خواندن ياد گرفته است، چنين روح بزرگي دارد!
به او گفتم: «فاطمه جان، تو چقدر خوبي و حتما روح پدرت از تو شاد است و او نيز تو را دعا مي كند. قول مي دهي براي من هم نماز بخواني؟» او گفت: «بله خانم، من شما را خيلي دوست دارم، حتما اين كار مي كنم.
بعد يكديگر را در آغوش گرفتيم. آن روز گذشت، هفته بعد كه به مدرسه رفتم، بعد از نماز، فاطمه به من گفت: «خانم، من از آن هفته كه به شما قول داده بودم هم براي پدرم نماز مي خوانم هم براي شما.»
من آن روز آن قدر تحت تأثير صداقت فاطمه قرار گرفتم كه نتوانستم چيزي به او بگويم، اما از آن روز تصميم گرفتم هر ماه در مدرسه، جشني به نام «جشن نماز» برگزار كنيم و به نمازگزاران نمونه مدرسه جايزه اي بدهيم و آنان را تشويق كنيم. آن ماه وقتي فاطمه را به عنوان نمازگزار نمونه مدرسه معرفي كردم، باعث تعجب همه دانش آموزان شد. علت را كه براي آن ها توضيح دادم، همه، فاطمه را تشويق كردند.

مريم بصيري، استان خراسان رضوي، شهرستان رشتخوار

سلام خداجون

خدايا! هرگناه كه مرتكب شده ام و هر خطايي از من سرزده، همه را ببخش.
اي خدا! من به ياد تو، به سوي تو تقرب مي جويم و از درگاه وجود و كرامتت مسئلت مي كنم كه مرا به مقام قرب خود برساني و شكر و سپاست را به من بياموزي و ذكر و توجه حضرتت را بر من الهام كني!
اي خدا! تو برطرف كننده غم و اندوه دل هايي؛ من از تو داد دلم را مي خواهم كه تويي دادخواه و تو خداي دنيا و آخرتي. باري! به داد ما برس اي فريادرس فريادخواهان. بندگان ضعيف بلا و ستم رسيده را درياب و آقاي آنها را براي شان ظاهر گردان!
خدايا! من از تو مانند سائلي درخواست مي كنم كه در شدت فقر و بيچارگي نيازمند تو باشم و تنها به درگاه تو در سختي هاي عالم عرض حاجت كنم و شوق و رغبتم به نعم ابدي كه حضورو توست، باشد!
بارالها! از تو درخواست مي كنم؛ كه كارهاي بد من را ناديده گيري و به حالم ترحم كني و مرا به قسمت مقدر خود خشنودي و قانع سازي و در هر حال مرا متواضع گرداني! ان شاءالله
اميدرضا عباسي / قم
پروردگارا، اكنون كه قلم را بر دست گرفته و شروع به نگاشتن مي كنم، آهنگ زيبا و دلنشين آخرين كتاب آسماني را با گوش جان مي شنوم. اين همان صوتي است كه همواره پس از اذان به گوش مي رسد و چه زيباست اين لحظات. لحظات بي تابي عاشق براي ملاقات با معشوق. چه زيباست لحظاتي كه با شنيدن نواي «الله اكبر» خود را براي ملاقاتت مهيا مي كنم. چه زيباست هنگامي كه نداي «اشهد ان لا اله الا الله» را مي شنوم و خود را آماده وضو مي كنم. و چه دلنشين است هنگامي كه با صداي «اشهد ان محمد رسول الله» بر محمد و آلش صلوات مي فرستم. چقدر لذت دارد وقتي بانگ «اشهد ان عليا ولي الله» را مي شنوي.
تمامي اين اذكار براي اين است كه با شنيدن «حي علي الصلاه » قدم به سوي خانه پروردگارت « مسجد» برداري و نداي «حي علي الفلاح» و «حي علي خيرالعمل» را با تمام وجود لبيك گويي و به شكرانه اين نعمت بزرگ الهي، پروردگارت را در نماز حمد و تسبيح گويي.

نماز شب در شب قدر گامي بلند تا مقام محمود

نماز زيباترين و كامل ترين شكل عبادت و پرستش است. نماز ذكر كاملي است كه خداوند بارها از بندگان خويش خواسته تا ذكر كثير و بسيار داشته باشند. نماز دربردارنده كلمات قرآني، حركات و سكنات بندگي، نمايش اوج خضوع، خشوع، تضرع، ابتهال، استغفار، دعا، توبه و همه اعمال صالحي است كه بنده مي تواند در پيشگاه پروردگار و معبود خويش داشته باشد.
دراين ميان برخي از شرايط زماني و مكاني به اين عمل، ويژگي هاي برتر مي بخشد، چنان كه مساجد و از همه مهم تر مساجد چهارگانه و اوقات پنج گانه، به ويژه شب، سحرگاهان و شب قدر درماه رمضان، از اشرف مكان ها و زمان ها براي انجام اين عمل عبادي است. نماز شب در شب قدر، مهم ترين عمل عبادي است كه اگر با تمام خصوصيات آن انجام گيرد، اميد است نمازگزار درمقام محمود قرارگيرد.
نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه هاي اسلامي بر آن است تا جايگاه نمازشب را در رسيدن انسان به مقامات و كمالات الهي تبيين كند.
جايگاه شب در زندگي بشر
شب، فاصله زماني غروب خورشيد تا طلوع فجر است. (المصباح، ج1-2، ص561 «الليل») از نظر آموزه هاي وحياني قرآن، شب يكي از آيات بسيار مهم الهي است كه ارزش تفكر براي خداشناسي و هستي شناسي را داراست و در چنان جايگاه ارزشي است كه خداوند به اين آيت و نشانه خويش سوگند مي خورد تا عظمت شب درك شود. (انشقاق، آيه 16، تكوير، آيه 17؛ مجمع البيان، ج10-9، ص 677؛ الكشاف، ج4، ص711)

ادامه نوشته

فضیلت و آثار نماز جماعت

نماز جماعت در اسلام سنت بسیار موکدی است ولی مستحب است نه‏ واجب، مگر این که به شکل اعراض از جماعت باشد یعنی کسی به هیچ شکلی در هیچ جماعتی شرکت نکند که این کارش حرام است و اگر زمانی باشد که حکومت، حکومت اسلامی باشد چنین فردی را مجبور به شرکت در جماعت می‏کنند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حتی‏ قصد کردند که خانه کسانی را که اعراض از جماعت داشتند خراب کنند، فرمودند: شرکت نکردن به طور مطلق در جماعت مسلمین نوعی نفاق است. به‏ هر حال مساله نماز جماعت یکی از خصوصیاتش این است که فی حد ذاته‏ مستحب است. نماز جماعت را به صورت متعدد هم می‏شود اقامه کرد، یعنی در یک شهر، مسجد هر محلی و مسجد جامع شهر هر کدام می‏توانند نماز جماعت مستقلی داشته باشند. در شیعه گاهی یک مسجد ده تا نماز جماعت دارد که این دیگر تقریبا نماز تفرقه است.
نماز جماعت با نماز فرادی اختلاف زیادی ندارد، همان نماز فرادی است که به صورت جمعی خوانده می‏شود و تفاوت فقط در این جهت است که امام، قرائت یعنی حمد و سوره را می‏خواند و مأمومین‏ استماع می‏کنند.امام نیابت می‏کند از آنها در قرائت حمد و سوره.البته‏ مأمومین درحرکات و سکنات و اذکار و اوراد هم باید پیرو و تابع امام‏ باشند، قبل از امام به رکوع نروند، قبل از امام به سجود نروند و ذکری‏ نگویند. برپایی فریضه‌های دینی به صورت دسته جمعی،در زندگی فردی و اجتماعی امت مسلمان ، آثار مثبت و فراوانی دارد، از جمله:

ادامه نوشته

نماز و احکام کلی آن

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری
پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.
خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین  (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.

پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.

خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!

روزی پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز می خواند ولی رکوع و سجودش را کاملا انجام نمی دهد. آن حضرت فرمود: «اگر این مرد در حالی که این طور نماز می خواند از دنیا برود، مسلمان از دنیا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراین، باید انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را به طور صحیح انجام دهد، تا از نتایج عالیه نماز بهره مند گردد.

خنده بچه ها

نصرت باقري، استان خراسان رضوي، شهرستان بردسكن
در سال تحصيلي 82-81 در بخش انابد در دبستان «بعثت»، معاون دبستان و مسئول برگزاري نماز وحدت در نمازخانه مدرسه بودم. يكي دو ماه اول، خودم روبه روي بچه ها مي ايستادم و ذكرها را با صداي بلند مي خواندم تا هم بچه ها قرائت نماز را صحيح و كامل ياد بگيرند و هم اين كه حركات بچه ها را ببينم تا اگر مشكلي از قبيل پوشش آن ها، طرز ايستادن و... داشتند، برطرف كنم. بعد از اين، يكي دو ماه با هم قرار گذاشتيم. كه به ترتيب، هركس نماز را صحيح تر بخواند، پيش نماز شود.
اين روش اجرا مي شد. تا اين كه در يكي از روزها، يكي از بچه ها كه اتفاقا نماز را خيلي قشنگ، زيبا و بدون اشتباه مي خواند و به عنوان پيش نماز انتخاب شده بود، مشغول خواندن نماز شد. من هم در صف، همراه بچه ها نماز مي خواندم. قبلا به مكبرها توضيح داده شده بود در صورتي كه پيش نماز جايي از نماز را فراموش يا اشتباه كرد، سريع يادآوري كنند تا نماز به هم نخورد و متقابلا به بچه ها هم توضيح داده شده بود كه اگر پيش نماز جايي از نماز را اشتباه يا فراموش كرد، آن ها نماز را ادامه دهند. خلاصه، مشغول خواندن نماز بوديم كه به تشهد و سلام رسيديم. پيش نماز خواند: «الحمدالله، اشهدان لااله الاالله وحده لا شريك له و اشهدان محمدا رسول الله، اشهدان محمدا رسول الله و اشهدان عليا ولي الله اشهدان عليا ولي الله.»
به اين جا كه رسيد، تازه به اشتباهش پي برده بود. سكوت كرد، هول شده بود. نمي دانست چه كار كند. مكبر هم كه دست كمي از او نداشت، خواست طبق قرار قبلي به دادش برسد، گفت: «حي علي الصلاه» (ادامه اذان).
ما كه به زور خودمان را كنترل كرديم، به هر زحمتي بود نماز را تمام كرديم و سلام داديم. بعد از سلام نماز، شليك خنده بچه ها بلند شد.

عروسك مسلمان

حكيمه انوشه، استان تهران، شهرستان شهريار
هر هفته به دانش آموزان مي گفتم كه براي يك بار هم كه شده، بچه ها به نمازخانه بيايند تا نماز بخوانيم. آن ها با كمال ميل و با ذوق فراوان، علاقه مندي خود را نشان مي دادند. در يكي از اين روزها، بچه ها را براي وضو گرفتن به آبدارخانه بردم. يكي از دانش آموزان جثه كوچك تري از بقيه داشت و برايش خيلي سخت بود.
او كه مليكا نام داشت، گفت: «خانم، من نماز خواندن بلد نيستم، به من ياد مي دهي؟» گفتم: «دخترم، من به شما ياد مي دهم تا بتواني بخواني.»
وقتي همگي به نمازخانه رفتيم، چيزي كه مرا متوجه مليكا كرد، اين بود كه او دو تا عروسك از كيفش درآورد و گفت: «خانم، اين دو تا عروسك هم نماز بخوانند؟» گفتم: «باشه حتما.»
گفت: «خانم، مامانم مي گه اين دو عروسك ها نامشان خارجي است. من به مامانم گفتم: مامان، من مي خواهم عروسك هايم را مسلمان كنم، لباس شان را تغيير بدهم و برايشان مقنعه و چادر درست كنم.»
آن روز گذشت. دفعه بعد كه مليكا را ديدم و مقنعه برايشان دوخته بود و با آن ها صحبت مي كرد.
آن ها را به آبدارخانه برد و برايشان وضو گرفت. خودش هم وضو گرفت و من از دور شاهد قضيه بودم. واقعا متأثر شده بودم كه اين كودك چه طوري درست، افكار پاك مسلماني خودش را به عروسك هايش مي دهد.
وقتي داخل نمازخانه شدم بچه ها به صف ايستادند و جالب اين جا بود كه مليكا براي عروسك هايش هر كدام يك سجاده آماده كرده بود. نماز شروع شد و هر كاري كه مليكا انجام مي داد، سعي مي كرد كه عروسك هايش هم انجام بدهند.
اين منظره واقعا من را تحت تأثير خود گذاشته بود. درواقع اين نكته را به من آموخت كه كودكان بسيار عميق فكر مي كنند.

بسته آدامس

منصوره اميري جامي، شهرستان تربت جام (خراسان رضوي)
در سال تحصيلي 84، پايه سوم را تدريس مي كردم. اوايل سال براي دانش آموزان جشن عبادت برگزار شد. بچه ها از آن روز به بعد در صف نماز شركت مي كردند. روزي در حياط مدرسه، موكت ها را پهن كرده بوديم و مي خواستيم نماز بخوانيم. افسانه يك دسته آدامس در دستش بود و به من تعارف كرد. گفتم: «خيلي متشكرم، نمي خواهم.» افسانه آدامس را در لبه پنجره كلاس گذاشت و كمي آن طرف تر، شروع به خواندن نماز جماعت كرد.
در ركعت دوم كه قنوت را مي خوانديم، ناگهان يكي از دانش آموزان به لبه پنجره اي كه آدامس در آنجا قرار داشت، نزديك شد. افسانه درحالي كه قنوت را مي خواند. گفت: «ربنا آتنا في الدنيا حسنه كسي به آدامس من دست نزنه.»
بچه هايي كه صداي افسانه را شنيدند، شروع به خنديدن كردند، درحالي كه نماز هم مي خواندند.
بعد از پايان نماز، به دانش آموزان گفتم: «همان طور كه قبلا گفتم نماز خواندن آدابي دارد. يكي از آداب نماز خواندن اين است كه كه نبايد موقع نماز خواندن بخنديم، صحبت كنيم، چيزي بخوريم...»

پچ پچ

نسرين اشرفي، اراك
اواخر آذرماه سال 1382، آموزگار پايه اول دبستان دخترانه «نيمه شعبان» بودم. موقعي كه در درس بخوانيم (درس شش، حرف ز) به جلسه تمريني و نوشتن كلمات جديد رسيدم، طرز نوشتن كلمه «نماز» را به دانش آموزان ياد دادم و گفتم: «بچه ها، چه كسي بلد است نماز بخواند؟»
چند نفر دست خود را بالا گرفتند. از مهديه خواستم كه بيايد و نماز را بخواند.
او اول دست خود را تا دم گوشش بالا برد، نيت كرد و سپس دست خود را پايين انداخت و آهسته شروع به گفتن چيزهايي كرد.
بعد حالت ركوع و سپس آهسته صداهايي را تكرار كرد كه مثل پچ پچ بود. بعضي از بچه ها خنديدند. من كه خيلي تعجب كرده بودم. گفتم: «مهديه جان، چه كسي به شما نماز ياد داده؟» گفت: «خانم، هيچ كس، مادرم هر وقت نماز مي خواند، من مي روم و گوش مي كنم، من از مادرم نماز ياد گرفته ام.» اين گفته، من را به خود آورد كه از آن موقع، قرائت نماز را به بچه ها بياموزم. به او گفتم: «مي خواهي بداني كه مادرت با خدا چه پچ پچ مي كند؟»
بعد رو به بچه ها كردم و گفتم: «شماها چي، دوست داريد با خدا صحبت كنيد؟»
اين انگيزه اي شد تا آخر سال تحصيلي 83-82، مهديه و ديگر بچه هاي كلاس اول، قرائت صحيح نماز و چگونگي اقامه نماز را بياموزند. به گونه اي كه در جشن الفبا در ابتداي جشن، تمام دانش آموزان حمد و سوره را كامل و صحيح قرائت نمودند و مهديه، ترجمه آن را براي حاضران خواند.

به رنگ خدا

مليحه آزادخاني، فردوس (خراسان رضوي)
در سال گذشته، در دبستان «كبري هدايتي»، در پايه پيش دبستاني مشغول به كار بودم. در يكي از روزها تصميم گرفتم كه براي واحد كار جانوران، مرغ و جوجه هايي را به كلاس ببرم تا بچه ها از نزديك با حيوانات آشنا شوند.
آن روز پس از اين كه در رابطه با رعايت اصول و نكات بهداشتي با بچه ها صحبت كردم، آن ها از اين كه مرغ و جوجه ها را در كلاس مي ديدند، خوشحال بودند، و از اين كه جوجه ها به دنبال مادر مي دويدند، تعجب مي كردند.
در اين هنگام، زهرا پرسيد: «خانم، چرا جوجه ها به زمين نوك مي زنند و بعد سرشان را بلند مي كنند؟» فاطمه، يكي ديگر از بچه ها پاسخ داد: «مرغ و جوجه ها مثل ما نماز مي خوانند، همان طور كه ما سرمان را روي مهر مي گذاريم و برمي داريم، آن ها هم همين كار را مي كنند و از خدا تشكر مي كنند.»
از حرف هاي فاطمه به وجد آمدم و از همين موضوع استفاده كردم و در رابطه با نماز براي بچه ها صحبت نمودم گفتم: «ما براي اين كه از نعمت هاي خدا سپاسگزاري كنيم، نماز مي خوانيم. بچه هاي خوبم، همه حيوانات و جانوران ديگر هم به طريقي شكر خدا را به جا مي آورند و شايد مرغ و جوجه ها هم كه نوك بر زمين زده و سرشان را به طرف آسمان مي كنند، از خداوند تشكر مي كنند.»
به اين ترتيب، دوستي با طبيعت و حيوانات و حمايت از آن ها، يكي از تجارب بسيار شيريني بود كه در اين ساعت از كلاس به دست آورديم.

نماز جماعت ساده

اكرم ميرعلمي، بافق (يزد)
من معتقدم در آموزش نماز نبايد به قرائت ساده اركان آن در كتاب اكتفا كرد، بلكه بايد در مراحل و اماكن مختلف نيز آموزش داد.
مراحل آموزش نماز
1- بعد از آموزش و قرائت اركان نماز (لوح آموزشي يا CD) مي توان از دانش آموزان خواست طي چهار ماه با آوردن جانماز يا سجاده مخصوص، كلاس صبح شنبه ساعت اول كه با وضو به مدرسه مي آيند، هر كدام به نوبت به عنوان پيش نماز با قرائت اذان، اقامه و اركان نماز، نماز جماعت ساده اي را در كلاس برگزار كنند.
هدف: آموزش صحيح نماز و رفع اشكالات، آموزش اذان، اقامه و نماز جماعت
2- برگزاري نماز جماعت قبل از ساعت ورزش در زمين فوتبال پارك (نزديك مدرسه)
هدف: آموزش مفاهيم نماز در محيط شاد و متنوع- كه وصول به اهداف آموزشي را تسهيل و تثبيت مي كند.
3- برگزاري نماز جماعت در مسجد نزديك مدرسه در كنار بزرگ ترها و تهيه جايزه و اهداي آن از طرف امام جماعت به دانش آموزان
هدف: ايجاد انگيزه همراه با خاطره اي شيرين از اولين نماز جماعت، ارتباط دوستانه با امام جماعت و محيط مسجد، نگاه جدي تر به نماز و رعايت نكات ديگري كه يك نمازگزار بايد آن را رعايت كند.
آموزش مفاهيم نماز در محيط شاد و متنوع
ارتباط دوستانه دانش آموزان با امام جماعت

زبان محلي

مليحه ميرعباسي، استان اصفهان، شهرستان نجف آباد
در سال تحصيلي 85-84 در كلاس دوم مشغول تدريس بودم. از ابتداي سال تصميم گرفتم كه تمام تلاش خود را صرف آموزش نماز، وضو گرفتن و احكام آن كنم، طوري كه در پايان سال، دانش آموزاني پرورش داده باشم كه نماز خود را صحيح و با علاقه بخوانند.
در مورد تدريس و آموزش سوره حمد به اغلب دانش آموزان، مشكل خاصي نداشتم و تقريبا آن ها به جز يك نفر مي توانستند به درستي حمد را بخوانند.
فاطمه دربالايي، دانش آموزي بود كه در اين مورد با بقيه متفاوت بود. او اهل يكي از طايفه هاي عشايري بود و به يكي از زبان هاي محلي صحبت مي كرد.مشكل فاطمه، مشكل بزرگي بود، زيرا او كه به زبان فارسي هم به خوبي آشنايي نداشت و تمام ايل و طايفه و خانواده اش به زبان محلي صحبت مي كردند. حال مي بايست هم زمان با زبان فارسي، زبان عربي هم بياموزد.
فاطمه دير به مدرسه آمده بود و چون به سن تكليف رسيده بود، بايد نماز خواندن را فرا مي گرفت. اما او از خواندن عبارات عربي عاجز بود و نمي توانست كلمات سوره حمد را درست تلفظ كند.
من تصميم گرفتم به هر طريقي كه هست نماز خواندن را به او بياموزم. راه هاي زيادي را براي آموزش نماز به فاطمه آزمايش كردم، اما پيشرفت چنداني حاصل نشد. تلفظ كلمات، براي او بسيار دشوار بود. به نظر مي رسيد ساختمان دهان و زبان او به گفتن كلمات به لهجه زبان محلي عادت كرده است و نمي توانست اين عبارات را به صورت صحيح تلفظ كند.
در اين زمان، بهترين راه حلي كه به نظرم رسيد نوشتن كلمات سوره حمد به صورت جداگانه و با خط درشت روي مقوا بود. من اين كار را با اميدواري فراوان شروع كردم. هر روز، يك يا دو كلمه را به صورت بخش بخش به او مي آموختم. براي آموزش به او از هر زماني مثل برخي از زنگ هاي تفريح، قسمتي از ساعات ورزش و يا زماني كه بقيه دانش آموزان مشغول حل تكاليف كلاسي خود بودند، استفاده مي كردم.
با فراگرفتن يك كلمه جديد، بقيه كلماتي را كه قبلا فرا گرفته بود را نيز دوره مي كرديم تا فراموشش نشود. تا هنگامي كه فاطمه يك كلمه را درست تلفظ نمي كرد، سراغ آموزش بقيه عبارات نمي رفتيم. براي هر پيشرفت كوچك، او را به هر طريقي كه امكان داشت، مثل دادن كارت امتياز يا جايزه، تشويق مي كردم و گاهي براي تشويق بيشت تر او از مدير و ناظم مدرسه ياري مي جستم.
طي اين راه، بدون صبر و پشتكار و علاقه و ياري خداوند امكان نداشت. به هر حال با گذشت زمان، كم كم نور اميدي در قلب من پيدا شد. او آرام آرام مي توانست كلمات را به خوبي و صحيح تلفظ كند.
بعد از گذشت چند ماه با ممارست فراوان، بالاخره او توانست سوره حمد و توحيد را به صورت كامل و بدون اشكال بخواند و تقريبا در پايان سال بود كه توانست مراحل خواندن نماز را نيز بياموزد.
در روزهاي پاياني سال تحصيلي، او نماز خود را به صورت كاملا صحيح در حضور هم كلاسي هاي خود قرائت كرد. وقتي كه هم كلاسي هايش او را با فرستادن صلوات تشويق كردند، موجي از شادي را در صورت او ديدم. قلب من نيز مملو از خوشحالي شد. به او تبريك گفتم و خداوند را شكر كردم كه چنين توفيقي نصيب من نمود.

گل سرخ

بتول موسي پور لارتي، بندر امام خميني(ره) (خوزستان)
يك ماه از سال تحصيلي 76-75 گذشته بود. تصميم گرفتم براي اين كه بچه ها خواندن صحيح نماز را ياد بگيرند، نماز را نوشته، كپي كرده و به تمام دانش آموزان كلاس بدهم تا تمرين كنند و خواندن نماز را ياد بگيرند.
فرداي آن روز، كمي زودتر از معلمان ديگر به مدرسه رسيدم. وقتي وارد مدرسه شدم، يكي از دانش آموزان كلاس پنجم يك شاخه گل سرخ به من داد و گفت: «خانم، ما شما را خيلي دوست داريم.»
من تشكر كردم و به طرف دفتر رفتم. در سالن نمازخانه باز بود. فاطمه طرفي را ديدم كه نماز ظهر مي خواند. از اين صحنه به وجد آمدم و از اين كه مي ديدم دانش آموزم قبل از رسيدن به سن تكليف، مي تواند نماز بخواند خوشحال بودم. به همين دليل، گلبرگ هاي گل سرخ را كندم و وارد نمازخانه شدم و گلبرگ ها را روي سجاده فاطمه ريختم. عطر گل سرخ و رايحه نماز با هم آميخت.
بعد، قرآني برداشتم و گوشه نمازخانه نشستم و شروع به خواندن قرآن كردم تا نماز فاطمه تمام شد. گونه هاي او را بوسيدم و گفتم: «قبول باشد دخترم. در حال نماز خواندن مثل فرشته هاي آسمان بودي. براي من هم دعا كن.»
فاطمه با خوشحالي از من تشكر كرد و گلبرگ ها را برداشت و از نمازخانه بيرون رفت. دو روز بعد (شنبه)، مدرسه ما، گروه صبح بود. وقتي به مدرسه رسيدم همه بچه ها سر صف صبحگاهي بودند. اما فاطمه بين آن ها نبود. سراغ او را از ليلي گرفتم. ليلي گفت: «خانم جان، فاطمه تا شما را ديد رفت نماز بخواند!» به نمازخانه رفتم و ديدم كه حق با ليلي بود. فاطمه تا مرا ديده بود با عجله به نمازخانه رفته و روي سجاده درحال نماز خواندن بود من با تعجب به فاطمه نگاه كردم و همان جا ايستادم تا نمازش را سلام داد. گفتم: «فاطمه جان قبول باشد! اين نماز چه موقع بود؟! آيا نمازت قضا شده بود؟»
فاطمه با شرم زيبايي گفت: «نه خانم، از اين كه روي من گل سرخ ريختيد خوشم آمده بود...!»
من از اين كه فاطمه را به نماز خواندن تشويق كرده بودم خدا را شكر كردم. روي گل او را بوسيدم و گفتم: «دخترم، اگر هميشه نمازت را به موقع و بعد از اذان بخواني فرشته ها بر روي ماهت گل مهرباني مي ريزند. پس هميشه نمازت را سر وقت بخوان.»

نماز جمعه؛ سنگر حفظ ارزش ها

احياي نماز جمعه در سراسر كشور يكي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي ايران است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران دستور اقامه نماز جمعه براي اولين بار توسط امام خميني (ره) در پنجم مرداد ماه 1358که مصادف با سومين روز ماه مبارک رمضان صادر شده و با حضور بيش از يک ميليون نفر از مسلمانان روزه‌دار در دانشگاه تهران که باهدف پيوند دادن عبادت با علم و سياست با دين انجام شد، براي اولين بار به امامت مرحوم آيت الله طالقاني اقامه شده و از سال 58 تا به حال اين فريضه‌ مهم عبادي سياسي همزمان با سراسر کشور در تمامي استان‌ها و شهرستانهاي آنها با حضور مسلمانان برپا شده و آنان ايمان به خدا و يکدلي و يکپارچگي و وحدت خود را به سراسر جهان نشان دادند. حضرت امام خميني (ره) درباره اين دستاورد ارزشمند مي‌فرمايند: «يكي از بركات اين نهضت و انقلاب همين اقامه نماز جمعه‌هاست... برپايي نماز جمعه يكي از بركات بسيار عظيم اسلام بود كه مع الأسف قبل از پيروزي انقلاب در بين علماي شيعه بسيار كم جلوه و برادران اهل سنت هم كه اقامه مي كردند، خطبه هايشان محدود به حدودي خاص بود... يكي از مهم‌ترين چيزهايي كه در انقلاب حاصل شد، قضيه نماز جمعه است كه در زمان سابق در بين ما متروك و در بين اهل سنت به طور دل خواه نبود و غالبا تحت نفوذ قدرت‌ها انجام مي‌گرفت كه بحمدالله در اين نهضت، نماز جمعه با محتواي حقيقي آن تحقق يافت».‏
رهبر معظم انقلاب درباره دستاورد مهم نماز جمعه براي ملت ايران چنين مي‌فرمايند: «ملت ايران نماز جمعه نداشت و از اين نهضت محروم بود. انقلاب به او نماز جمعه داد... ما نماز جمعه را از انقلاب و از امام داريم. قبل از انقلاب، نماز جمعه كشور ما نزديك به صفر بود، هم از لحاظ تعداد نماز جمعه‌ها، هم از لحاظ كميت مردمي كه در آن شركت مي‌كردند و هم از لحاظ كيفيت سخناني كه گفته مي‌شد...

ادامه نوشته