خواندن سوره حمد و...
نماز را پس از تكبير، با خواندن سوره حمد، و سپس سورهاى ديگر، مثل «قل هواللَّه احد» ادامه مىدهيم.
شروع سوره، با «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» است.
با نام خدا و ياد او، كه بخشنده و مهربان است، آغاز مىكنيم.
بسم اللَّه، رمز توجه به خدا و استمداد از اوست.
بسم اللَّه، آغاز هر كارى است كه بخواهد به نتيجه برسد.
بسم اللَّه، شيطان را مىراند، دل را به ياد خدا مىاندازد، نشانه بندگى و وابستگى انسان به خداوند، و مظهر عشق و توكّل به اوست.
هر كس، در هر مرام و مكتبى، به نام هر كه و هر چه شروع كند، مسلمان، همه كارهايش، از جمله نماز را با نام خدا آغاز مىكند، كه بهترين نامهاست.
اى نام تو بهترين سرآغاز
بى نام تو، نامه كى كنم باز؟ سپس مىگوييم: «الحمد للّه ربّ العالمين»
همه ستايشها مخصوص خداوند است، چرا كه همه نعمتها و رحمتها از اوست.
مگر مىتوان نعمتهاى او را برشمرد؟ هرگز!
در قرآن مىخوانيم:
«و ان تعدّوا نعمةاللَّه لا تحصوها»(۱)
هرگز نمىتوانيد نعمتهاى خدا را بشماريد.
آن گونه كه ماهى در آب، قدر آب را نمىداند، ما نيز از لحظه آغاز حياتمان تا واپسين لحظهها غرق نعمتهاى خدائيم و افسوس كه از آنها غافليم.
هوش و استعدادى كه از آن برخورداريم، سلامتى بدن و تندرستى، عقل و وجدان،
آب و گياهان و ميوهها و حيوانات كه در اختيار ماست،
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك ... كه همه براى انسان در حركت است،
رفت و آمد شب و روز، دريا با نعمتهايش، زمين با حبوباتش، آسمان با ستارگان و خورشيدش، چشمى كه با آن مىبينيم، زبانى كه سخن مىگوئيم، گوشى كه صداها را مىشنويم، حافظهاى كه مطالب را به خاطر مىسپاريم، هماهنگى دستگاههاى بدن، و ... هزاران و هزاران نعمت، كه واقعاً «بى شمار» است، ما را احاطه كرده، و زندگى ما، بسته به آن است.
از دست و زبان كه برآيد
كز عهده شكرش به درآيد پس او را مىستائيم و همه حمدها را از آنِ او و مخصوص او مىدانيم:
«الحمدلّله ربّ العالمين».
او كه پروردگار جهانيان است، بخشنده و مهربان است، روزى رسان همه است، فرمانرواى روز قيامت است.
از او هدايت مىطلبيم و مىخواهيم كه ما را به «صراط مستقيم» راهنمايى كند.
راه مستقيم، راه خدا و دين است.
راه پيامبران و امامان و صالحان است.
راه شهيدان و اولياء خداست.
راه تقوا، پاكى، عدالت، نيكى، بندگى، حقّ پرستى، اطاعت از خدا، دورى از گناه و ترس از دوزخ است.
از او مىخواهيم كه ما را به راه نيكان و صالحان، كه دور از انحراف و گمراهى و معصيت و هواى نفس و فساد آفرينى و تبهكارى است، هدايت كند و در اين راه، ما را استوار بدارد.
در سوره توحيد نيز، خدا را به يكتائى و بى نيازى و بى فرزندى و بى همتايى مىستائيم.
در ركوع و سجود، همراه ستايش خداوند، او را از هر عيب و نقص و ظلم و حقّكشى و تبعيض و جهل و هر صفت مادى و انسانى و محدود كننده، پاك و مبرّا مىدانيم.
تسبيح ما، شعار تقديس و پاك دانستن خداوند است: «سبحان ربّى العظيم و بحمده»، «سبحان ربّى الاعلى و بحمده»
شروع سوره، با «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» است.
با نام خدا و ياد او، كه بخشنده و مهربان است، آغاز مىكنيم.
بسم اللَّه، رمز توجه به خدا و استمداد از اوست.
بسم اللَّه، آغاز هر كارى است كه بخواهد به نتيجه برسد.
بسم اللَّه، شيطان را مىراند، دل را به ياد خدا مىاندازد، نشانه بندگى و وابستگى انسان به خداوند، و مظهر عشق و توكّل به اوست.
هر كس، در هر مرام و مكتبى، به نام هر كه و هر چه شروع كند، مسلمان، همه كارهايش، از جمله نماز را با نام خدا آغاز مىكند، كه بهترين نامهاست.
اى نام تو بهترين سرآغاز
بى نام تو، نامه كى كنم باز؟ سپس مىگوييم: «الحمد للّه ربّ العالمين»
همه ستايشها مخصوص خداوند است، چرا كه همه نعمتها و رحمتها از اوست.
مگر مىتوان نعمتهاى او را برشمرد؟ هرگز!
در قرآن مىخوانيم:
«و ان تعدّوا نعمةاللَّه لا تحصوها»(۱)
هرگز نمىتوانيد نعمتهاى خدا را بشماريد.
آن گونه كه ماهى در آب، قدر آب را نمىداند، ما نيز از لحظه آغاز حياتمان تا واپسين لحظهها غرق نعمتهاى خدائيم و افسوس كه از آنها غافليم.
هوش و استعدادى كه از آن برخورداريم، سلامتى بدن و تندرستى، عقل و وجدان،
آب و گياهان و ميوهها و حيوانات كه در اختيار ماست،
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك ... كه همه براى انسان در حركت است،
رفت و آمد شب و روز، دريا با نعمتهايش، زمين با حبوباتش، آسمان با ستارگان و خورشيدش، چشمى كه با آن مىبينيم، زبانى كه سخن مىگوئيم، گوشى كه صداها را مىشنويم، حافظهاى كه مطالب را به خاطر مىسپاريم، هماهنگى دستگاههاى بدن، و ... هزاران و هزاران نعمت، كه واقعاً «بى شمار» است، ما را احاطه كرده، و زندگى ما، بسته به آن است.
از دست و زبان كه برآيد
كز عهده شكرش به درآيد پس او را مىستائيم و همه حمدها را از آنِ او و مخصوص او مىدانيم:
«الحمدلّله ربّ العالمين».
او كه پروردگار جهانيان است، بخشنده و مهربان است، روزى رسان همه است، فرمانرواى روز قيامت است.
از او هدايت مىطلبيم و مىخواهيم كه ما را به «صراط مستقيم» راهنمايى كند.
راه مستقيم، راه خدا و دين است.
راه پيامبران و امامان و صالحان است.
راه شهيدان و اولياء خداست.
راه تقوا، پاكى، عدالت، نيكى، بندگى، حقّ پرستى، اطاعت از خدا، دورى از گناه و ترس از دوزخ است.
از او مىخواهيم كه ما را به راه نيكان و صالحان، كه دور از انحراف و گمراهى و معصيت و هواى نفس و فساد آفرينى و تبهكارى است، هدايت كند و در اين راه، ما را استوار بدارد.
در سوره توحيد نيز، خدا را به يكتائى و بى نيازى و بى فرزندى و بى همتايى مىستائيم.
در ركوع و سجود، همراه ستايش خداوند، او را از هر عيب و نقص و ظلم و حقّكشى و تبعيض و جهل و هر صفت مادى و انسانى و محدود كننده، پاك و مبرّا مىدانيم.
تسبيح ما، شعار تقديس و پاك دانستن خداوند است: «سبحان ربّى العظيم و بحمده»، «سبحان ربّى الاعلى و بحمده»
۱) سوره ابراهيم، آيه 34
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵ ساعت 17:35 توسط
|