نماز اولياء خدا
سرمشق ما در زندگى، در معاشرت، در جهاد و در عبادت، پيشوايان معصومند.
نماز آنان نيز براى ما الگو است.
هر چه انسان خداشناستر باشد، عبادتش عمق بيشتر داشته و عاشقانهتر و عارفانهتر خواهد بود.
پيامبران و اولياء خدا، بخاطر عشقى كه به خدا داشتند، بيش از همه عبادت مىكردند. همواره به ياد خدا بودند، سجدههاى طولانى، ركوعهايى مستمر، نماز شبهايى همراه با گريه و دعاهايى از دل برخاسته داشتند.
دليل آنكه حضرت ابراهيم به مقام «دوستى خدا» رسيد و «خليل اللَّه» شد، سجدههاى طولانى او بود.(۱)
حضرت موسى، پس از هر نماز، سمت راست و چپ صورت خود را بر خاك مىنهاد.(۲)
امام كاظم عليه السلام بعد از نماز صبح، سر به سجده مىگذاشت و تا پاسى از روز، در حال سجده بود.(۳)
امام سجاد عليه السلام در سجده به قدرى نام خدا را تكرار مىكرد و سجده را طول مىداد كه وقتى سر بلند مىكرد، بدنش خيس عرق بود.(۴) به آن حضرت از آن جهت «سجّاد» گفتهاند كه سجدههايى طولانى داشت و آثار سجده در پيشانى و مواضع سجودش آشكار بود.(۵)
حضرت على عليه السلام آن قدر ركوع طولانى داشت كه عرق، از ساق پاى او جارى مىشد.(۶)
پيامبر خدا، شيفته نماز بود و چنان دلبسته به آن بود كه براى رسيدن وقت نماز، لحظه شمارى مىكرد و چون وقتش مىرسيد، چنان بود كه گويا كسى را نمىشناسد، و به نماز مىشتافت.(۷)
آن حضرت مىفرمود:
خداوند، نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را در نظرم محبوب ساخته است. انسان گرسنه و تشنه وقتى آب و غذا مىخورند، سير و سيراب مىشوند ولى من هرگز از نماز، سير نمىشوم.(۸)
وقتى آن حضرت نماز مىخواند، دلش لرزان و هراسناك بود و از خوف خدا مىلرزيد.(۹)
رسول خدا، بخش عمدهاى از شب را به عبادت مىگذراند.
حضرت على عليه السلام در نماز، از خود بيخود مىشد و رنگ از چهرهاش مىپريد.
پيامبر صلى الله عليه وآله مىفرمود: من بهشت را براى شما ضمانت مىكنم، به شرط آنكه مرا با سجدههاى طولانى يارى نمائيد.(۱۰)
قرآن، سيماى ياران حضرت محمد صلى الله عليه وآله را چنين بيان مىكند:
«تراهم ركّعاً سجّداً يبتغون فضلاً من اللَّه و رضواناً سيماهم فى وجوههم من اثر السجود»(۱۱)
همراهان پيامبر را مىبينى كه اهل ركوع و سجودند، رحمت و رضاى خدا را مىطلبند، و اثر سجود بر سيمايشان آشكار است.
امام صادق عليه السلام جز بر خاك مزار امام حسين عليه السلام سجده نمىكرد، و مىفرمود: سجده بر تربت حسين عليه السلام نورانيّتى دارد كه همه پردههاى مانع را پاره مىكند.(۱۲)
روشن است كه سجده بر تربت سيدالشهداء، الهام دهنده فداكارى در راه دين و جهاد و شهادت در راه خدا است و نمازگزار را با فرهنگ شهادت و مبارزه كه در كربلا جلوه كرد، آشنا مىسازد.
درباره نماز اولياء خدا و انسانهاى والا، نمونه بسيار است كه در اين خلاصه نمىگنجد.
اميد است كه حالات معنوى آن پيشوايان، سرمشق ما باشد.
نماز آنان نيز براى ما الگو است.
هر چه انسان خداشناستر باشد، عبادتش عمق بيشتر داشته و عاشقانهتر و عارفانهتر خواهد بود.
پيامبران و اولياء خدا، بخاطر عشقى كه به خدا داشتند، بيش از همه عبادت مىكردند. همواره به ياد خدا بودند، سجدههاى طولانى، ركوعهايى مستمر، نماز شبهايى همراه با گريه و دعاهايى از دل برخاسته داشتند.
دليل آنكه حضرت ابراهيم به مقام «دوستى خدا» رسيد و «خليل اللَّه» شد، سجدههاى طولانى او بود.(۱)
حضرت موسى، پس از هر نماز، سمت راست و چپ صورت خود را بر خاك مىنهاد.(۲)
امام كاظم عليه السلام بعد از نماز صبح، سر به سجده مىگذاشت و تا پاسى از روز، در حال سجده بود.(۳)
امام سجاد عليه السلام در سجده به قدرى نام خدا را تكرار مىكرد و سجده را طول مىداد كه وقتى سر بلند مىكرد، بدنش خيس عرق بود.(۴) به آن حضرت از آن جهت «سجّاد» گفتهاند كه سجدههايى طولانى داشت و آثار سجده در پيشانى و مواضع سجودش آشكار بود.(۵)
حضرت على عليه السلام آن قدر ركوع طولانى داشت كه عرق، از ساق پاى او جارى مىشد.(۶)
پيامبر خدا، شيفته نماز بود و چنان دلبسته به آن بود كه براى رسيدن وقت نماز، لحظه شمارى مىكرد و چون وقتش مىرسيد، چنان بود كه گويا كسى را نمىشناسد، و به نماز مىشتافت.(۷)
آن حضرت مىفرمود:
خداوند، نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را در نظرم محبوب ساخته است. انسان گرسنه و تشنه وقتى آب و غذا مىخورند، سير و سيراب مىشوند ولى من هرگز از نماز، سير نمىشوم.(۸)
وقتى آن حضرت نماز مىخواند، دلش لرزان و هراسناك بود و از خوف خدا مىلرزيد.(۹)
رسول خدا، بخش عمدهاى از شب را به عبادت مىگذراند.
حضرت على عليه السلام در نماز، از خود بيخود مىشد و رنگ از چهرهاش مىپريد.
پيامبر صلى الله عليه وآله مىفرمود: من بهشت را براى شما ضمانت مىكنم، به شرط آنكه مرا با سجدههاى طولانى يارى نمائيد.(۱۰)
قرآن، سيماى ياران حضرت محمد صلى الله عليه وآله را چنين بيان مىكند:
«تراهم ركّعاً سجّداً يبتغون فضلاً من اللَّه و رضواناً سيماهم فى وجوههم من اثر السجود»(۱۱)
همراهان پيامبر را مىبينى كه اهل ركوع و سجودند، رحمت و رضاى خدا را مىطلبند، و اثر سجود بر سيمايشان آشكار است.
امام صادق عليه السلام جز بر خاك مزار امام حسين عليه السلام سجده نمىكرد، و مىفرمود: سجده بر تربت حسين عليه السلام نورانيّتى دارد كه همه پردههاى مانع را پاره مىكند.(۱۲)
روشن است كه سجده بر تربت سيدالشهداء، الهام دهنده فداكارى در راه دين و جهاد و شهادت در راه خدا است و نمازگزار را با فرهنگ شهادت و مبارزه كه در كربلا جلوه كرد، آشنا مىسازد.
درباره نماز اولياء خدا و انسانهاى والا، نمونه بسيار است كه در اين خلاصه نمىگنجد.
اميد است كه حالات معنوى آن پيشوايان، سرمشق ما باشد.
۱) مستدرك وسائل، ج 1 ص 329 .
۲) قصارالجمل.
۳) قصارالجمل.
۴) بحارالانوار، ج 82 ص 137 .
۵) وسائل، ج 4 ص 977 .
۶) بحارالانوار 7 ج 82 ص 110 .
۷) سنن النبى، ص 251 .
۸) سنن النبى، ص 269 .
۹) سنن النبى، ص 269 .
۱۰) مستدرك وسائل، ج 1 ص 329 .
۱۱) سوره فتح، آيه 29 .
۱۲) بحارالانوار، ج 103 ص 135 .
۲) قصارالجمل.
۳) قصارالجمل.
۴) بحارالانوار، ج 82 ص 137 .
۵) وسائل، ج 4 ص 977 .
۶) بحارالانوار 7 ج 82 ص 110 .
۷) سنن النبى، ص 251 .
۸) سنن النبى، ص 269 .
۹) سنن النبى، ص 269 .
۱۰) مستدرك وسائل، ج 1 ص 329 .
۱۱) سوره فتح، آيه 29 .
۱۲) بحارالانوار، ج 103 ص 135 .
+ نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 17:35 توسط
|