تيمّم
فريده مصطفوي ، صبيه حضرت امام خميني(ره) نقل مي كند:
امام براي من تعريف مي كردند: توي راه من گفتم كه نماز نخوانده ام ، يك جايي نگه داريد كه من وضو بگيرم.گفتند:(( ما اجازه نداريم.)) گفتم شما كه مسلح هستيد و من كه اسلحه اي ندارم. به علاوه شما همه با هم هستيد و من يك نفرم، كاري كه نمي توانم بكنم. گفتند:(( ما اجازه نداريم.)) فهميدم كه فايده اي ندارد و اينها نگه نمي دارند، گفتم خوب ، اقلاً نگه داريد تا من تيمم كنم. اين را گوش كردند و ماشين را نگه داشتند، اما اجازه پياده شدن به من ندادند. من همين طور كه توي ماشين نشسته بودم، از توي ماشين خم شدم و دست خود را به زمين زدم و تيمم كردم.نمازي كه خواندم ، پشت به قبله بود.چرا كه از قم به تهران مي رفتيم و قبله در جنوب بود. نماز با تيمم و پشت به قبله و ماشين در حال حركت! اين طور نماز صبح خود را خواندم . شايد همين دو ركعت نماز من مورد رضاي خدا واقع شود