محراب در تانک
ساعت شش صبح بود،بعد از عملیات خیبر.دستور رسید سریع بر گردیم عقب.اما نماز صبحمان داشت قضا می شد.حرکت کردیم.سوار تانک بودیم.می دانستیم که اگر بخواهیم صبر کنیم تا به خط برسیم نماز قضا می شود.این امر خیلی ذهن مان ر مشغول کرد.جهت قبله را هم درست نمی دانستیم.تانک هم در حال حرکت بود.معطّل نکردیم.با خاک های کناره های اتاقک تانک تیمّم کردیم و همان جا نماز خواندیم.
تهیّه کننده: مرتضی امینی
+ نوشته شده در دوشنبه دهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 21:47 توسط
|