هميار نماز
مينا خيري، استان كرمان
يادم مي آيد زماني كه اين روش را براي آموزش نماز اجرا مي كردم، دانش آموزان با شور و شوق وصف ناپذيري به انجام فعاليت ها مي پرداختند. روشي را كه به كار بردم روش يادگيري خلاق (تدريس اعضاي گروه) بود. نام آن را با كمك بچه ها طرح «هميار نماز» گذاشتيم.
كلاس به پنج گروه شش نفره تقسيم شد. هر كدام از بچه ها در گروه هاي شش نفره شماره اي از يك تا شش داشتند. قرار شد، چند روز بعد شماره هاي يك كليه تيم ها، اقامه را خوب ياد بگيرند.
شماره دو گروه ها، سوره حمد و توحيد، شماره سه گروه ها، ركوع و سجده، شماره چهار كليه گروه ها، تسبيحات اربعه و شماره هاي پنج، تشهد و شماره هاي شش، سلام را كاملا ياد گرفته و زيبا قرائت كنند.
روز موعود فرارسيد. بعضي بچه ها كاملا شاداب به نظر مي رسيدند و براي پاسخ گويي به سؤالات نماز آماده بودند، اما اضطراب در چهره تعدادي موج مي زد. حتما نتوانسته بودند آن قسمت از نماز را كه مربوط به آنان بود خوب تمرين كنند.
بچه ها منتظر بودند كه يكي يكي بيايند و درس پس دهند. در همين وقت گفتم: «بچه ها، شماره هاي يك همه گروه ها در كنار هم در يك گروه قرار گيرند و شماره هاي دو در يك گروه و همين طور... شماره هاي شش كليه گروه ها در يك جا جمع شوند. خوب، حالا در گروه تان در مورد آن قسمت از نماز كه مربوط به شما بود صحبت كنيد.»
شور و هيجاني در كلاس برپا شده بود كه لذت مي بردم. فراگيران كاملا فعال بودند. پايان وقت را اعلام كردم و به بچه ها گفتم: «حالا هر كدام به گروه خود برگرديد. بچه ها، حالا هر شماره اي قسمت مربوط به خود را قشنگ و زيبا براي دوستانش بخواند و اشكالات آنان را رفع نمايد.»
وقتي به چهره تك تك فراگيران نگاه مي كردم، ديگر ردپايي از اضطراب اوليه ديده نمي شد. بسيار راضي و خوشحال بودم. در چند جلسه، اين روش كار شد و بچه ها نماز را خيلي زيبا ياد گرفتند. حتي ركعت ها و ترتيب نماز و وضو را نيز با همين شيوه به آنان آموزش دادم. در آن لحظه، كه يكي از دانش آموزان گفت: «خانم، من از يادگيري نماز هميشه مي ترسيدم، چون عربي بود و فكر مي كردم خيلي سخت است اما با كمك دوستانم ديدم كه خيلي هم آسان و شيرين است. خانم اي كاش همه درس ها به اين روش تدريس مي شد!»
روش «آموزش كودك به كودك» اين گونه معجزه كرده بود. به خود مي باليدم؛ چرا كه آموزش گفت وگو با خدا را به روشي جذاب و شيرين براي كودكان فراهم آورده بودم و ديگر كسي از يادگيري نماز، هراسي به دل راه نمي داد