برخيز به هنگام، كه هنگام نماز است
صبح است و ، در رحمت حق برهمه باز است
سجادة ‌اين نيلي آرام گشوده است
خورشيد، در آتشكدة خون به نماز است
از برج افق، زهرة تابنده به تأييد
از پنجرة نور درين سوز و گداز است
شد باز به گلدستة مسجد گل توحيد
از گلبن تسبيح، كه گلبوتة راز است
گلبانگ اذان بشنو، از خانة الله
آواي فرشته است، كه در راز و نياز است
از قلة سرگشتگي خويش فرود آي
سرنه به سر سجده، كه معراج فراز است
كوتاه كن اين قصه و از رنگ تعلق
بگريز و ، مگو راه به الله دراز است
الحمد،‌صفيري است سفر ساز و خو‌ش‌آهنگ
تا بارگه دوست، كه او بنده نواز است
همدوش نسيم سحري، نغمة تكبير
در بعد زمان،‌غالبه پو، غالبه‌ساز است
گر مرد رهي خيز، كه هنگام صبوحي است
"المنه‌لله كه درميكده باز است"1
*مشفق كاشاني
*پاورقي: 1) از حافظ