بنابر آنچه از كتب لغت به‌دست مي‌آيد، به‌طور كلي ودر يك جمع بندي: فرصت، يعني نوبت و زمان مناسب براي انجام كار مطلوب و مورد نظر، زيرا امور عالم به نحوي مقدر و تنظيم شده كه هر كار و يا شيء داراي ظرف زمان مناسب با خودش است. در بسياري از امور، كار در خارج زمان مناسبش امكان‌پذير نيست و در اموري هم كه ممكن است، مثمر ثمر نيست.
امير المومنين(ع) مي‌فرمايد: "الامور مرهونه باوقاتها"تشريع بسياري از عبادات و بويژه فريضه جمعه، مويد اين مطلب است كه هرگاه نداي جمعه بلند شد، مومنان موظفند تمام كارها و فعاليت‌هاي ديگر را رها كنند و با سعي و تلاش و عجله به سوي نماز جمعه بشتابند، زيرا در آن وقت نوبت نماز جمعه است و زمان تحقق اين امر الهي همان ساعت است، نه در وقت و ساعت ديگر. نماز جمعه در راس همه امور قرار مي‌گيرد، حتي برخلاف ساير نمازهاي واجب، قضا هم ندارد، يعني فرصت ديگري براي جبران آن نيست. آيه: " يا ايها الذين آمنوا اذا نودي للصلاه من يوم الجمعه فاسعوا الي ذكر الله و ذروا البيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون"و احاديث ارزشمند اولياي دين پيرامون اغتنام فرصت، مانند"الفرصه غنم"  و " الفرصه تمر مر السحاب" ، در باب نماز جمعه به‌خوبي مصداق پيدا مي‌كند و زيباتر آنكه همين عبادت روز جمعه كه براي امام جمعه ومومنان فرصتي فرهنگي ومعنوي است، خود زيربنا و اساس فرصت‌هاي فرهنگي و معنوي و سياسي، اجتماعي زيادي است كه مي‌توان از نماز جمعه به‌عنوان نهاد فرصت ساز تعبير نمود.

اگر بخواهيم به‌طور دقيق و گسترده، فرصت‌هاي فرهنگي و معنوي كه به بركت نهاد نماز جمعه پديد مي‌آيد بشماريم، مجال و فرصتي بسيار بيشتر طلب مي‌كند، اما در اين مقال به اختصار به برخي از آن فرصت‌ها اشاره مي‌كنيم؛

1- فرصت حضور نهاد امامت جمعه در يك منطقه:

حضور نهاد امامت جمعه در يك منطقه كه به بركت نماز جمعه شكل مي‌گيرد، كانون يك جريان فرهنگي و معنوي توأم با اقتدار معنوي و سياسي است كه به نيروهاي مومن و ولايي، فرصت عرض اندام و جرأت حضور در عرصه‌هاي فرهنگي ومعنوي را مي‌بخشد، به آنها روح و جان تازه مي‌دمد و آنها بر محور نهاد امامت جمعه، امكانات و توانمندي‌هاي خود را ساماندهي مي‌كنند. امام جمعه به منزله فرماندهي است كه سربازان جبهه فرهنگ اسلام ناب را از تشتت و تعارض و سرگرداني نجات مي‌دهد و نابساماني‌ها و چالش‌هاي داخلي خود را چاره و در برابر فرهنگ بيگانه، احساس قدرت و قوت بيشتري مي‌كند:"محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم". ما اين مسئله را در تاريخ انبيا(ع) خصوصا تاريخ پيامبر اسلام(ص) و تاريخ انقلاب و حضور امام خميني(ره) در ميدان مبارزه به‌خوبي خوانده و تجربه كرده‌ايم.

2- فرصت نظام دادن و پيدا كردن اولويت‌هاي فرهنگي، معنوي جهان اسلام:

از گرفتاري‌هاي يك جامعه فرهنگي كه بخواهد رو به تعالي و رشد حركت كند، تشخيص اولويت‌هاي فرهنگي است. بعضي اولويت‌ها را در سرمقاله‌ها ودر سخن روز روزنامه‌ها و يا تيتربندي و صفحه‌آرايي مطبوعات و رسانه‌هاي خبري جستجو مي‌كنند و برخي هم چشم به راه تئوري پردازان ونظريه پردازان خارجي وغربي هستند، ولي حق آن است كه اولويت‌هاي فرهنگي جامعه ديني و اسلامي را از دين اسلام بپرسيم ودر متن آيين نوراني آن را پيدا كنيم. براساس آموزه‌هاي قرآني و انبيا(ع) اولويت اول جامعه اسلامي، ايمان به خدا و شرك زدايي و طاغوت ستيزي است: " ولقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدي الله و منهم من حقت عليه الضلاله فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه المكذبين". لذا در متن فريضه بزرگ وعمومي جمعه، پس از حمد و ثناي الهي و صلوات بر حضرت رسول خاتم(ص) و اهل بيت طاهرين (ع)، سفارش به تقوا واجب و الزامي است.پس در خطبه اول، به ما اولويت تقوا را در امور فرهنگي ومعنوي گوشزد مي‌كند، تا تمام نهادهاي فرهنگي و آموزشي جامعه، اولويت خود را تقوا قرار دهند، زيرا تقوا در تمام عرصه‌هاي زندگي، براي همه افراد حياتي است. اينكه امام جمعه توصيه به تقوا كند، آن‌هم براي عده‌اي معدود كه در نماز جمعه حضور دارند كه اولويت فرهنگي جامعه نمي‌شود. اين سازمان‌ها، رسانه‌ها، تشكل‌ها، انجمن‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها ، هنرمندان و ... هستند كه بايد از اين فرصتي كه نماز جمعه به‌وجود مي‌آورد، استفاده كنند تا هركس كتاب، مجله يا روزنامه‌اي خواند و يا فيلم، نمايش و تصويري ديد و يا با هر نماد فرهنگي ديگري برخورد داشت، عطر تقوا، روح و جان او را خوشبو كند ودر هر كار و محله‌اي وارد شود، ديگران از حضور فيزيكي و فكري واخلاقي و ياعلمي او، بوي خوش تقوا را استشمام نمايند. عطر تقوا كه در
بسته بندي‌هاي مختلف و متنوع، متناسب با هر كار و هر شخصي ارائه مي‌شود، مي‌تواند به نيات ما، عطر اخلاص و به اعمال ما، عطر عمل صالح و به گفتار ما، عطر صداقت و به لباس ما ، عطر عفت و به غذاي ما، عطر حليت و به مسكن ما، عطر اباحه و به نگاه ما ، عطر پاكي وعصمت و به تجارت ما، عطر تراضي و امانت و به دولتمردان ما ، عطر عدالت و خدمت و به رعيت ما، عطر انصاف و انضباط و به علم ما، عطر تعهد و حقيقت و به جمع ما، عطر محبت و وحدت و به تنهايي ما، عطر ذكر و عبادت و به غني و ثروتمند ما، عطر جود و سخاوت و به فقير ما، عطر صبر و قناعت ببخشد.

و اما اولويت دوم مُلهم از نماز جمعه ، طرح مسائل جهان اسلام است. طرح مسائل جهان، احوال و اوضاع مسلمانان و توانمندي‌ها، نابساماني‌ها و ضعف‌ها، با انگيزه اصلاح امور و قدرت بخشي به جهان اسلام در زمينه‌هاي مختلف علمي، سياسي، اقتصادي و ... و با هدف بيداري آنها در برابر توطئه‌هاي دشمنان، اولويت دوم جامعه اسلامي و ديني است كه بايد مورد توجه همه دستگاه‌هاي ذيربط قرار گيرد.

3- تقويت مردم در برابر قدرت حاكم:

معمولا حاكمان ودولتمردان داراي نوعي هيبت و اخلاق و رفتاري مي‌شوند كه مردم معمولي جرات نزديك شدن به آنها را ندارند. نماز جمعه، فرصتي را به مردم مي‌دهد تا در برابر حكومت اظهار وجود نمايند، زيرا زندگي بر مبناي دين و ايمان به خدا، در ساختار سياسي جامعه تاثير دارد. در اين جامعه ،تشكيلات اداره كننده مثل دولت، دستگاه قضائي و قوه مقننه، با ساير نظامات سياسي جهان متفاوت است. در اين جامعه مستضعفان و توده‌هاي مردم كم برخوردار بايد در برابر گروه و طبقه برخوردار تقويت شوند و ضعفا جرات مطالبه حقوق خود را از اقويا بنمايند:"لن تقدس امه لا يوخذ للضعيف فيها حقه من القوي غير متتعتع"،" و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين" نماز جمعه با تشكيل صف‌هاي متحد الشكل و برابر و توصيه به تقوا و برادري و رعايت عدالت و حقوق ديگران، اين زمينه را فراهم مي‌كند.

4- فرصت مراقبت و حفاظت از حقوق و مالكيت سياسي عمومي:

در حكومت‌هاي دموكراسي غربي، بعد از انتخاب افراد براي مسئوليت‌ها ومناصب حكومتي، افراد منتخب تا وقتي بر سر كار هستند، گويا از دست مردم خارج و بيرون‌اند تا نوبت انتخاب بعد. ولي در نظام اجتماعي اسلامي كه نماز جمعه به‌عنوان مشهد عام و قلب تپنده فرهنگي وسياسي جامعه عمل مي‌كند ، هر هفته قدرت و فرصت بازنگري در اعمال مسئولان ومنتخبان را به مردم مي‌دهد، تا از منتخب خود مراقبت و حفاظت نمايند، زيرا قدرت سياسي و اجرايي هر مسئولي، حق وملك مردم است. پس حق دارند از ملك عمومي و معنوي و سياسي خود محافظت كنند، همان‌طور كه از ملك شخصي خود محافظت مي‌كنند:" و اورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها التي باركنا فيها و تمت كلمت ربك الحسني علي بني اسرائيل بما صبروا"

5- فرصت قدسي كردن حكومت و قوانين:

در اغلب كشورهاي دنيا، دولت‌ها با مردم مشكل دارند و بين آنها تقابل است و مثل دو حريف با هم برخورد مي‌كنند. دولت‌ها نوعا از زير بار مطالبات و وعده‌هايي كه داده‌اند،فرار مي‌كنند و مردم هم تا بتوانند از زير بار احكام حكومت‌ها و قوانين فرار مي‌كنند، حتي دردموكراسي‌ترين حكومت‌ها، قوانين و دستورات، واجب الاطاعه و مقدس شمرده نمي‌شود واگر مردم عمل كنند، از روي ناچاري واجبار است، ولي در ساختار حكومت اسلامي و ديني، نماز جمعه فرصتي را در اختيار مردم و دولت قرار مي‌دهد، تا با هم نگاهي قدسي و معنوي داشته باشند و در تعامل با هم و پيگيري مطالبات بحق از يكديگر، به تكليف الهي و شرعي خود توجه كنند و به ياري يكديگر بيايند:"و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله"(10). دولت‌ها نيازمندي‌ها و مطالبات مردم را نه فقط از باب مردمداري و عمل به وعده‌هاي انتخاباتي، بلكه علاوه بر آن از باب مسئوليتي الهي و تكليفي شرعي در انجام خدمت به مردم و بندگان خدا رضايت خداوند متعال را نيز به دست آورند. لذا در اين نوع پيگيري كارها، دغلبازي، ريا كاري و فريب كاري جايگاهي ندارد و در پي آن انتظارات مادي وتوقعات دنيوي از مردم و مخدومان خود را ندارد:" و ما اسئلكم عليه من اجر ان اجري الا علي رب العالمين"

و از طرفي مردم هم در برابر دولت‌ها انصاف و قانون را رعايت مي‌كنند ، زيرا جامعه ديني و ملهم از نفس مسيحايي امام جمعه، كه هر هفته در نماز جمعه"‌اوصيكم بتقوي الله" را اعلام مي‌نمايد، عمل به قانون حكومت اسلامي را نه تنها از باب ترس از مجازات، بلكه از آن جهت كه رعايت انصاف و تكليف شرعي اوست و حفظ نظام اسلامي با رعايت اين ارزش‌هاي ديني تحقق پيدا مي‌كند، مي‌باشد. پس در پرتو نماز جمعه است كه نور مقدس ديني، بر نظم وانتظامات ورعايت مقررات مي‌تابد.

6- نماز جمعه و فرصت حيات بخشي اجتماعي:

يك جامعه زنده و پويا وقتي رشد و توسعه در آن تحقق مي‌يابد كه مولفه‌هاي اصلي و حقيقي آن كه عبارت از وجود انسان‌هاي عامل و كنشگر است وجود داشته باشد. " والعصر ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر"

وجود انسان‌هاي عمل گرا و حساس، كه در برابر هر عمل اجتماعي، عكس‌ العمل‌ مناسب آن را انجام مي‌دهند و آن را يا خنثي و يا تقويت مي‌نمايند، از عناصر اصلي يك جامعه پيشرو و روبه توسعه است. نماز جمعه از آنجا كه سفارش به تقوا مي‌كند وتقوا يعني عمل باانگيزه ، تقويت حق وخوبي‌ها همراه با صبر و استقامت، لذا شركت كنندگان درنماز جمعه معمولا نيروهاي فعال وتعيين كننده در مناسبات و معادلات اجتماعي هستند:" وعد الله الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض..."

وعده الهي بر اين است كه جامعه‌اي كه اهل عمل باشد، در برابر حوادث از خود عكس العمل نشان دهد و به دنبال اصلاح مولفه‌هاي اجتماعي باشد، صالحان آنها را در راس هرم قدرت و حكومت قرار مي‌دهد.

7-نماز جمعه، فرصتي براي پرورش خرد جمعي و رشد و توسعه عمودي:

يكي از حقوق مردم بر حكومت، زايش و رويش خرد جمعي آنها است. لذا در قرآن كريم و سنت حضرت رسول(ص) به مشورت كه نماد عملي خرد ورزي عمومي محسوب مي‌شود توجه ويژه شده است و به رسول خدا(ص) كه ملهم از غيب و عقل كل است،دستور داده مي‌شود به خرد جمعي توجه نمايد: " فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين"نماز جمعه، فرصتي براي پرورش عقل و خرد جمعي بر محور مباني ديني است، زيرا هر خرد جمعي و راي ونظرگروهي، بحق نيست و از همين رو، مطلوب هم نيست. ارزش و حجيت اجماع وقتي است كه براي حقانيت آن حجت و دليلي متقن ارائه گردد.بنابراين خرد جمعي كه در نماز جمعه حاصل مي‌شود، با توجه به فضاي معنوي و الهي است كه به و جود مي‌آيد ودر پرتو ايمان به خدا ، پذيرش حق ربوبيت پروردگار در حد واندازه عمومي آن و تسليم فرامين و احكام او بودن است. وقتي خرد جمعي پرورش پيدا مي‌كند، ازناخالصي‌ها و هوي وهوس به دور مي‌ماند: " والذين استجابوا لربهم و اقاموا الصلاه و امرهم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون". جامعه سعادتمند جامعه‌اي است كه همه با جاذبه و انگيزه‌اي الهي جمع مي‌شوند و در برابر خداوند متعال، سر تعظيم فرود مي‌آورند و هرچه غير خدايي است، از خود دور مي‌كنند. آن‌وقت عقل و خرد جمعي خود را براي انجام امور به كار مي‌برند. بنابراين نهاد امامت جمعه جامعه را به صورت صعودي وعمودي متحول و هدايت مي‌كند وآنها را از پلكان ايمان، به سمت رشد و بالندگي و كمال انساني راهنمايي مي‌كند. در حالي كه بسياري از نهادهاي فرهنگي،‌جامعه را توسعه و رشد افقي و سطحي مي‌دهند و قاعده هرم زندگي را پهن‌تر و بيشتر مي‌نمايند تا وابستگي و تماس انسان با زندگي مادي بيشتر گردد. لذا با توسعه وتحول ناشي از معنويت وايمان ، انسان سبك‌تر و راحت تر زندگي مي‌كند و افق ديد او نسبت به زندگي وسيع‌تر است به حدي كه تا مرزهاي آخرت و جهان ابدي را در مي‌نوردد و اين قدرت تنها در نماز جمعه و مشابه آن در نهاد بالا دستي آن يعني نهاد رهبري نظام ديده مي‌شود:"و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغداه و العشي يريدون وجهه ولا تعد عيناك عنهم تريد زينه الحياه الدنيا ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان امره فرطا"

8- نماز جمعه، فرصتي براي ايجاد وحدت كلمه:

وحدت واتحاد امت، در جامعه آرماني اسلامي، مشخصه‌اي ممتاز و برجسته است كه هركس و يا هر نهاد و رسانه‌اي در جهت استحكام آن گام بردارد خود وجامعه را بر بام بلند عزت و قدرت نشانده و حشمت سليماني به جامعه بخشيده است وهركس و يا نهادي برخلاف آن عمل كند، خانه و بناي رفيع امت اسلامي را بر سر خود وجامعه خراب كرده است: " واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا"

بنابراين نماز جمعه كه به فرموده حضرت رضا(ع) مشهد عام است، در جهت اصلاح رفتارهاي سياسي و مديريت منازعات اجتماعي و سياسي، فراتر از احزاب وگروه‌هاي سياسي و مدني مي‌تواندعمل نمايد. به شرط آنكه اجزاي نماز جمعه ( امام جمعه، ستاد نماز جمعه و افراد وابسته به نهاد امامت جمعه) وارد دسته‌بندي‌هاي درون جامعه ديني نشوند و هميشه نقش پدري خود را در يك افق منطقه‌اي حفظ نمايند. نماز جمعه گرچه ممكن است در يك منطقه محدود و كوچكي اقامه شود، ولي مربوط به كل جهان اسلام و امت اسلامي است.

9- امام جمعه و فرصت نهاد سازي:

امام جمعه به اعتبار جايگاه خود، مي‌تواند متناسب با شرايط منطقه و توانمندي‌هاي شخصي خود دست به ايجاد نهادهايي از قبيل: تشكيل و تقويت حوزه‌هاي علميه و تشكيل نهادهاي درون سازماني براي علما، طلاب، ائمه جماعات، جامعه وعاظ و هيئت‌هاي مذهبي وهيئت امناي مساجد بزند و يا با كمك مومنين وخيرين، نهادها وخيريه‌هايي در زمينه‌هاي فرهنگي وخدماتي ايجاد نمايد و يا در مراكز آموزشي، سازمان‌ آموزش و پرورش ودانشگاهها، تشكل‌هاي علمي و دانشجويي و دانش‌آموزي ايجاد و يابا آنها همكاري موثر نمايد ودر زمينه مديريت جامعه ، با ادارات و نهادهاي دولتي در تعامل و تفاهم پدرانه توان آنها را براي گره‌گشايي از مشكلات مردم بالا ببرد. بنابراين نهاد امامت جمعه با دنيايي از فرصت‌ها روبه‌روست، اگر شرايط وامكانات و توانمندي‌ شخصي امام جمعه و همكارانش اجازه دهد، مي‌تواند تا حد اعجاز وتحير عقول متعارفه قدم بردارد.

10- امام جمعه و فرصت تعميق خطبه‌ها و تبليغ دين:

با توجه به اينكه هر هفته جمع كثيري از مومنان با انگيزه و افراد موثر جامعه در نماز جمعه حضور دارند، بهترين فرصت است كه براي عمق وتاثيرگذاري خطبه‌ها، بيشتر كار كنيم و وقت بيشتر براي مطالعه و دسته‌بندي مطالب بگذاريم و اين موقعيت بسيار خوب تبليغي و فرهنگي را قدر بدانيم واز بعضي امور متفرقه بگذريم و وظيفه اصلي و محوري خودمان را مورد دقت و بررسي قرار دهيم، زيرا كم مبلغي پيدا مي‌شود كه در طول سال جمعيتي با اين كيفيت و كميت نماز جمعه داشته باشد كما اينكه تاثير پذيري سخنان امام جمعه بيش از ساير مبلغان محلي ومنطقه‌اي است. پس وظيفه ايجاب مي‌كند از اين فرصت به دست آمده بهتر و بيشتر استفاده كنيم و در جهت تعميق پايه‌هاي ديني جامعه گام برداريم.

11- امام جمعه و فرصت رسانه‌اي:

نماز جمعه، گرچه خود يك رسانه مطمئن و تاثيرگذار است ولي امام جمعه به اعتبار جايگاهش، به رسانه‌ها و مطبوعات بيشتر از سايرين دسترسي دارد. مناسب است ائمه جمعه به مناسبت‌هاي مختلف مطالب مناسب آماده كنند و از طريق مطبوعات و رسانه‌هايي كه در دسترس هستند، پيام رساني نمايند، زيرا اين فرصت در اين حد در اختيار ساير شخصيت‌هاي ديني و فرهنگي قرار نمي‌گيرد.