مسجد به عنوان جايگاه عبادت مسلمانان، از مهم‌ترين نهادهاي جامعه‌ اسلامي با کارکردي چندمنظوره به شمار مي‌آيد و همواره در طول تاريخ اسلام نقشي بنيادين و اصلي ايفا کرده است. در پيروزي انقلاب اسلامي، مسجد به عنوان پايگاه اصلي انقلاب نقش‌آفريني کرد و امروز هم مسجد در کانون تحولات بيداري اسلامي در منطقه قرار دارد. اما مسجد مورد نظر اسلام و تراز انقلاب اسلامي چگونه بايد باشد؟ به گزارش پايگاه دفترحفظ و نشرآثار رهبرانقلاب، حجت‌الاسلام‌والمسلمين محسن قرائتي، رئيس ستاد اقامه نماز کشور و صاحب تفسير «نور» ويژگي‌هاي لازم براي مسجد و نيز آفات متوجه آن را اين‌گونه برشمرده است: در اهميت مسجد همين بس که خداوند مي‌فرمايد من کره‌ زمين را که خلق کردم، ابتدا مسجدالحرام را براي عبادت قرار دادم. «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَ هُدًى لِّلْعَالَمِينَ» (آل عمران، ۹۶) پيامبر اکرم صلي‌ا... عليه‌وآله‌وسلم در بدو ورود به مدينه اولين کاري که انجام دادند، ساختن مسجد بود. در قبا مسجد ساختند، بعد از ورود به مدينه هم مسجد ساختند. مسجد خيلي مورد توجه اسلام است. اصولاً محل‌عبادت حتي اگر مربوط به غير مسلمانان باشد، در اسلام احترام زيادي دارد. در قرآن آمده است که: «لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْکَرُ فيهَا اسْمُ اللهِ کَثيراً» (حج، ۴۴) مي‌فرمايد بايد مقابل متجاوزان ايستاد وگرنه صومعه‌ها و ديرها و مساجد که محل عبادت هستند، خراب مي‌شود. پس بايد عده‌اي قيام کنند تا اين مراکز عبادت آسيبي نبيند. در اسلام نماز خواندن در مسجد آن‌قدر اهميت دارد که مي‌گويند اگر انسان نماز اول وقتش را تأخير بيندازد اما در مسجد نماز بخواند، بهتر است از اين ‌که نمازش را اول وقت و در خانه بخواند. مسجد در اسلام محلي است که بايد استفاده‌ چندمنظوره داشته باشد. در صدر اسلام مسجد کوفه محل مشورت، قضاوت، سوال و جواب، عبادت و ديگر امور بود. مسجد بايد به محور فعاليت‌هاي ديني و فرهنگي در جامعه اسلامي تبديل شود. مؤمنان بايد مسجد را به عنوان محور فعاليت‌هاي خود قرار بدهند. حتي برنامه‌ روزانه‌ خود را با توجه به وقت نماز در مسجد تنظيم کنند. مؤمنان مي‌توانند قرار ملاقات‌هاي خود را در مسجد بگذارند. مسجد بايد به گونه‌اي باشد که همه‌ مردم به‌راحتي در برنامه‌هاي آن شرکت کنند. اين‌گونه نباشد که مسجد در اختيار حزب يا گروه خاصي باشد و اين مسئله باعث شود که عده‌اي از مردم به مسجد نيايند. مراکز فرهنگي ديگر مانند حسينيه‌ها بايد مؤيد مسجد باشند نه رقيب آن. اين‌گونه نباشد که مثلاً در ايام محرم در کنار مسجدي يک حسينيه برپا شود و جوان‌ها به حسينيه بروند و پيرمردها به مسجد. در سال‌هاي دفاع مقدس، بيش از ۹۰ درصد شهداي ما از مساجد بودند و نه از مراکز ديگر. بنابراين ما بايد به مسجد بيش از پيش توجه کنيم. روحانيون ما بايد توجه بيشتري به مسجد داشته باشند. اين‌گونه نباشد که عده‌اي از روحانيون به دليل مشغله‌ها‌ي دولتي مساجد را رها کنند. مسجد همواره در اولويت است.

 

برنامه‌هاي مسجد

مساجد ما بايد علاوه بر اين‌‌که محل عبادت، نماز و دعا باشند، هرکدام پاسخگوي نياز مشخص و ويژه‌اي هم باشند. مثلاً مسجدي باشد که پاسخگوي شبهات جوانان باشد و بتواند براي کساني که سالي يک بار و آن هم در شب قدر به مسجد مي‌آيند، حرف داشته باشد. آدم شبهه‌دار مانند آدم تيرخورده است. بايد تير را از پايش کشيد. بايد شبهه‌ او را برطرف کرد وگرنه ممکن است از دست برود. بايد مسجدي باشد که در آن براي بچه‌ها قصه بگويند. بچه‌ کوچک که تحمل دعاي طولاني را ندارد. بنابراين در کنار مساجد ما بايد اتاقکي باشد که بچه‌ها در آن بازي کنند. براي آن ها اشعار و سرودهاي خوب ديني بخوانند. در يکي از کشورهاي کوچک عربي براي بچه‌هاي ابتدايي سرود درست کرده بودند بر وزن اين شعر فارسي که «من راست مي‌گم هميشه، دروغ سرم نمي‌شه» آنها مي‌گفتند «ساداتي ‌الائمه، بابُ نَجاة ‌الأمّة، اَوّلهم عليٌّ، آخرهم مهديٌ». بايد براي بچه‌ها خوراک بچگانه درست کنيم و در مسجد اين خوراک را عرضه کنيم. مسجد ديگري بايد باشد که براي استادان دانشگاه برنامه‌هاي ويژه داشته باشد. منبر و وعظ و نماز و امام جماعت اين مسجد بايد گونه ديگري باشد. يعني ما بايد براي انواع نيازها، انواع پاسخ‌ها را در مسجد عرضه کنيم. در حديث داريم کسي که به مسجد برود، هشت مطلب نصيبش مي‌شود. يکي از آنها علم مستطرف است. علم مستطرف يعني حرف تازه. يعني پيشنماز بايد هر روز مطالعه‌ جديد کند و مطالب جديدي را به مردم عرضه کند. جلسات معرفتي و معنوي مسجد بايد به صورت تناوبي برگزار شود. اين‌طور نباشد که دهه‌ اول محرم در يک خيابان چند جا روضه باشد، اما چند ماه بعد هيچ خبري از مجلس وعظ در آن خيابان نباشد. همچنين مناسب است پيشنماز مسجد در مناسبت‌هاي مختلف از روحانيون منبري خوب دعوت کند که مردم نهايت استفاده را از برنامه‌هاي مسجد ببرند. در مسجد نبايد بعد از نماز بسته شود. اين آفت مسجد است. در خيلي از مسجدها نماز که خوانده مي‌شود، بسته مي‌شود. توجيه‌شان هم اين است که ما نمي‌توانيم يک مسجد بزرگ را با کولرها يا بخاري‌ها و چراغ‌هاي روشن باز نگه داريم براي اين‌که يک نفر مي‌خواهد نماز بخواند. بله اين درست است، اما شما مي‌توانيد در حياط مسجد، يک جايي را مخصوص نماز خواندنِ بعد از وقت جماعت تعبيه کنيد. يک وقت کسي مسافر است، رهگذر است، مي‌خواهد نماز بخواند، در مسجد بايد باز باشد. غير از صداي اذان نبايد صدايي از مسجد پخش شود؛ چه به اسم مناجات، چه به اسم پيش‌خواني يا سحرخواني. هيچ مرجعي اجازه نمي‌دهد که شما قبل از اذان صبح مردم را از خواب بيدار کنيد. فقط براي اذان مي‌شود مردم را از خواب بيدار کرد. در مسجد همه افراد حق برابر دارند. اگر يک بچه‌ دوساله آمد در مسجد نشست، هيچ‌کس حق ندارد او را از سر جايش بلند کند. همه‌ مسلمانان در مسجد يک حق مساوي دارند.

 

ساختمان مسجد

مسجد بايد محکم، ساده و بدون تزئينات باشد. اگر مساجد ما اين‌گونه باشد، هيچ شهرک و روستاي بدون مسجدي نخواهيم داشت. اما اگر برويم دنبال هزينه‌هاي تزئينات براي مسجد، هزاران منطقه‌ بي‌مسجد خواهيم داشت. مسجد بايد کوچک و فراوان و در دسترس باشد. نه اين‌که بزرگ، کم‌تعداد و دور از دسترس باشد. مگر چقدر انسان همت مي‌کند که مسافت زيادي را طي کند تا به يک مسجد برسد؟ مسجد بايد جايگاهي داشته باشد براي کساني که نمي‌توانند داخل مسجد شوند اما مي‌خواهند از برنامه‌هاي مسجد استفاه کنند. مسجد امام علي عليه‌السلام در هامبورگ که مرکز تبليغ دکتر بهشتي بود، يک بناي دايره‌شکلي بود که از يک دايره‌ مرکزي و يک حاشيه‌ پيراموني تشکيل شده بود. مسلمانان در دايره‌ مرکز آن و غير مسلمانان يا کساني که نمي‌توانستند وارد مسجد شوند، در حاشيه‌ پيراموني مي‌نشستند. به اين ترتيب وقتي کسي سخنراني و جمعيت را نگاه مي‌کرد، همه در يک سطح قرار مي‌گرفتند و اين امکان وجود داشت که همگان از برنامه‌هاي مسجد استفاده کنند. کاشي‌کاري‌هاي مسجد بايد مطابق با موضوعات و معارف مسجد و قابل استفاده براي مردم باشد. مثلاً شکيات نماز، شرايط امام جماعت و آداب مسجد را با خط خوانا و زيبا در آن نوشته باشند. يعني کاشي‌کاري‌ها بايد الهام‌بخش باشد. ما آمده‌ايم با خط کوفي که هيچ‌کس از آن سر در نمي‌آورد، آيات و روايات را در کاشي‌کار‌ي‌هاي مساجد مي‌نويسيم و مثلاً ديوار مسجد را تزئين مي‌کنيم. اين خطوط ناخوانا چه فايده‌اي دارد؟ تقسيم مسجد براي آقايان و خانم‌ها بايد بر اساس نفرات باشد. اين‌گونه نباشد که بيشتر فضاي مسجد را به آقايان بدهند و قسمت کوچک‌تر را به خانم‌ها. فضاي مسجد که ارث نيست که مردان دوبرابر زنان حق داشته باشند! اگر تعداد خانم‌ها در مسجد بيشتر است، فضاي بيشتري هم بايد براي آنها اختصاص داد. نبايد اين‌گونه باشد که امکانات خوب براي يک قسمت باشد و امکانات نامناسب براي يک قسمت ديگر. اگر مساجد دوطبقه است، طبقه‌ بالا را براي خانم‌ها نگذارند، چون که خانم‌ها از نظر جسماني ضعيف‌تر از آقايان هستند و بالا رفتن از پله‌ها براي آنها مشکل‌تر است. مسجد را بايد در محلي ساخت که آن مکان خوش‌سابقه باشد. قرآن مي‌گويد در محل غار اصحاب کهف مسجد بسازيد و اين به دليل سابقه‌ خوب آن مکان است.

 

رابطه‌ مردم و مسجد

وقتي مردم به مسجد مي‌روند، بايد زينت‌هاي خودشان را همراه ببرند. قرآن کريم صريحاً فرموده است: «يا بَني ‌آدَمَ خُذُوا زينَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» (اعراف، ۳۱) مؤمنان بايد با بهترين لباس و عطر در مسجد حاضر شوند. آيه ديگر مي‌فرمايد: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا» (کهف، ۴۶) اموال و اولاد زينت است. مسجد مي‌روي، زينتت را همراهت ببر. يعني دست فرزندت را بگير و او را هم به مسجد ببر. مال زينت است. يعني مسجد مي‌روي پول همراهت ببر تا فقيري سير شود يا نياز مؤمني برطرف شود. مسجد نبايد به محل عبادت پيرمردها و پيرزن‌ها تبديل شود. همه‌ مردم در همه‌ سنين بايد به مسجد بيايند. اين‌گونه نباشد که مثلاً پيرمردها بيايند مسجد و جوان‌ها در مغازه و در حال کسب‌وکار باشند. خداوند در آيه‌ ۱۰۱ سوره‌ نساء به پيغمبر صلي‌ا... عليه‌وآله‌وسلم مي‌فرمايد وقتي در جنگ و رويارويي با دشمن هستي و مي‌خواهي نماز بخواني، همه‌ لشکر به تو اقتدا نکنند. مثلاً اگر دويست نفر هستيد، صد نفر به تو اقتدا کنند، صد نفر نگهباني بدهند که دشمن حمله نکند. رکعت اول را بخوان، رکعت دوم که گفتي بحول‌ا... و قوّته أقوم و أقعد، اين ۱۰۰ نفر که به تو اقتدا کرده‌اند قصد فُرادي کنند و خودشان سريع نماز را به پايان برسانند و بروند اسلحه را از آن گروه ديگر بگيرند تا آن‌ها که نگهباني مي‌دادند، به رکعت دوم نماز برسند. يعني در يک نماز دو رکعتي، همه‌ سپاه شرکت کنند. ما از اين چه مي‌فهميم؟ از اين مي‌فهميم که مثلاً اگر دو زن در خانه هستند که يکي از آن ها سالخورده و ديگري جوان است، اين‌گونه نباشد که هميشه زن سالخورده به مسجد بيايد و زن جوان به کارهاي منزل و رسيدگي به فرزندان برسد. بلکه يک روز او به مسجد بيايد و روز ديگر زن جوان‌تر به مسجد بيايد. يکي از آفت‌هاي جامعه‌ ما اين است که مسجدي‌ها يک قشر هستند و غير مسجدي ها يک قشر ديگر هستند.

 

متوليان مسجد

در هر مسجدي يک نهاد بايد متولي و مدير امور باشد. اين‌گونه نباشد که چند شخص و مجموعه و نهاد و کانون داعيه‌ اداره‌ مسجد داشته باشند. از قديم گفته‌اند آشپز که دو تا شد، آش يا شور مي‌شود يا بي نمک. حالا بعضي اوقات ما در مسجد ۱۳يا ۱۴ نفر آشپز داريم! آشپز مسجد بايد يک نفرباشد تا بتواند يک تصميم جدي براي مسجد بگيرد و او بايد رئيس مسجد باشد. حتي مسجد نبايد در اختيار واقف باشد. واقف هم وقتي مسجد را وقف کرد، ديگر کدخداي مسجد نيست. اين‌طور نيست که عزل و نصب با او باشد. هيئت امناي مسجد بايدافراد باتقوا باشند. قرآن مي‌گويد «إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ» (انفال، ۳۴) اولياي مسجد فقط بايد افراد باتقوا و آدم‌هاي شجاع باشند. «إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللهِ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ وَ أَقَامَ الصَّلاَةَ وَ آتَى الزَّکَاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللهَ» (توبه، ۱۸) فقط کساني حق تعمير مسجد را دارند که علاوه بر ايمان به خدا و قيامت، نترس باشند. آدم ترسو وقتي متصدي مسجد شد، مسجدداري‌اش هم همراه ترس مي‌شود. هر پولي را نبايد براي مسجد پذيرفت. قرآن کريم مي‌فرمايد مشرکان حق ندارند پول بدهند براي تعمير مسجد. (توبه، ۱۷) بلکه مسجد بايد با پول پاک آدم باتقوا و شجاع ساخته شود. پيش نماز مسجد بايد کسي باشد که افراد زيادتري را به مسجد بکشاند. بايد از نظر قرائت بهترين باشد. بايد از ديگران عادل‌تر باشد. پيشنمازهاي پيرمرد که قدرت ارتباط با نسل جوان را ندارند، بايد با يک طلبه‌ جوان خوش‌سليقه در کار امامت جماعت مسجد شريک شوند.

شرکت در کار تبليغات اسلامي و ديني در قرآن آمده است. خدا وقتي به حضرت موسي(ع) فرمود برو پيش فرعون که او طغيان کرده است، موسي(ع) گفت براي من وزير و ياوري قرار بده و برادرم هارون را در کار من شريک کن. (طه، آيات ۲۴ تا ۳۳) مثلاً هر دو باهم به مسجد بروند. آن پيرمرد نماز را بخواند و اين طلبه‌ جوان با جوانان ارتباط برقرار کند. يک طلبه‌ جوان براي درس دادن، پاسخ دادن به سؤالات مردم، عيادت از بيماران، تقدير و تشکر و خدمات اجتماعي توانايي دارد، اما آن پيرمرد توانايي اين کارها را ندارد. روحاني مسجد بايد از احوال نمازگزاران اطلاع داشته باشد. پيغمبر صلّي‌ا... عليه‌وآله‌وسلّم فرمودند هر کسي که فرزنددار شد، به من خبر دهيد. هر کسي هم از دنيا رفت، به من خبر دهيد. منِ امام جماعت نبايد بيايم در مسجد، نماز بخوانم و بروم و نفهمم چه کسي فرزنددار شده، چه کسي ازدواج کرده، و چه کسي از دنيا رفته است؟ بايد بين امام جماعت و نمازگزاران ارتباط عاطفي برقرار باشد. حضرت رسول صلّي‌ا... عليه‌وآله‌وسلّم نماز که مي‌خواندند، بلند مي‌شدند در صفوف نگاه مي‌کردند و سراغ افراد غايب را مي‌گرفتند. اگر مي‌گفتند فلاني مريض است، حضرت مي‌فرمودند برويم از او عيادت کنيم. اگر مي‌گفتند مسافرت است، حضرت در حقش دعا مي‌کردند. مسجد سالن حضور و غياب امت اسلامي است. مردم هم بايد پيشنماز را دوست داشته باشند. اگر مردم در مسجدي با روحاني مسجد مشکل دارند و رابطه‌شان شکرآب است، آن روحاني بايد از آن مسجد به مسجد ديگري برود. حديث داريم اگر پيشنماز محبوبيت نداشته باشد، آن نماز جماعت قبول نيست. صحيح است، اما قبول نيست. خادم مسجد هم بايد کسي باشد که اولاً جوان، خوش‌صدا و خوش‌قيافه باشد. ثانياً استاد قرآن باشد و خودش بتواند به بچه‌هاي محله قرآن بياموزد و سوم اين‌که حداقل تحصيلاتش ديپلم باشد. اگر جواني اين‌گونه بود مي‌تواند خادم مسجد شود و زندگي اش هم از اين طريق تأمين شود.