همه ما تقریباً تمامی عباداتی که همه روزه و یا همه ساله و خلاصه در فرآیند زندگی طرح و تکرار می کنیم را می شناسیم و می پذیرم و اغلب پای بندیم. کمتر کسی در نفی آن ها سخن می گوید و اساساً جرأت نفی را نمی یابد.

 

یا به لحاظ اینکه معتقد و متشرع است و یا به جهت آنکه عرف و جو حاکم و نظارت همگانی اجازه چنین امری را نمی دهد. به گفته جامعه شناسان گاهی بسیاری از این عبادات به شکل هنجار طرح و تبیین شده و مخالفت با هنجارها پیآمدهای بسیار تلخ و گزنده ای را برای هنجار شکنان در پی داشته و دارد.

کمتر کسی را دیده ایم که وجوب نماز را نفی کند و یا روزه و حج و خمس را جزو تکالیف شرعی یک مسلمان نداند. گاهی این مهم به گونه به هنجارهای اجتماعی تبدیل می شود که انکار کنندگان و یا ساختار شکنان در این حوزه بشدت مورد طرد و تقبیح واقع می شوند.

البته گاهی با افرادی روبرو می شویم که نماز نمی خوانند، امّا نماز را عبادت دانسته جرأت طرح نفی نماز را به عنوان یک عبادت ندارند.