¤ اهميت نماز
اهميت نماز از آدم تا خاتم از زمين تا آسمان است، اگرزمين زلزله مي شود، نماز واجب مي شود، آسمان باران ندارد، نماز باران مي خوانند، نوزاد در زايشگاه به دنيا مي آيد، در گوش او اذان و اقامه مي گويند و در قبر قرار مي گيرد، نماز مي خوانند، چه واجبي داريم كه از آدم تا خاتم است، چه واجبي داريم كه از زايشگاه تا قبرستان باشد.
اين مطالب است كه حساب نماز را از همه چيز جدا مي كند.
88 بار فقط لفظ صلاه آمده، غير از لفظ عبادات، سجده، قنوت، تسبيح، ذكر، چه واجبي را اينقدر خداوند به آن بها داده است.
چه واجبي است كه از همه كمالات اين كمال را مي گويد؛ در زيارت وارث اول مي گوييم: «أشهد أنّك قد أقمت الصّلاه وآتيت الزّكاه وأمرت ب المعروف ونهيت عن المنكر»بعد از اين مطلب خطاب به امام حسين(ع) مي گوييم جاهدت في اللّه.
اين چه واجبي است كه مي ارزد هر كلمه اش يك گلوله بخورد، چون درنماز ظهر عاشورا،به طرف امام حسين(ع) كه دو ركعت نماز سي و پنج كلمه اي خواند، سي و پنج تير رها كردند.
تمام مردمي كه حج مي روند ،يا به قصد حج مي روند يا براي عمره ،ولي بنيانگذار مكه وقتي كه به مكه رفت، گفت: خدايا آمده ام مكه نه براي حج نه براي عمره، گفت: «ربّنا نّ ي أسكنت م ن ذرّ يّتي ب واد غير ذي زرع ع ند بيت ك المحرّم ربّنا ل يقيموا الصّلاه » [1]، نماز چقدر اهميت دارد كه پيامبرخدا زن و فرزندش را در وادي بي آب علف رها مي كند تا نماز اقامه شود.
¤ نكته هايي درباره جايگاه نماز
- درهيچ عبادتي، 350 گونه نداريم، حج دو الي سه رقم است، روزه هم اين گونه است، ولي 350 نماز مستحبي داريم.
- بررسي مهندسي نماز (چرا نماز آيات پنج تا ركوع دارد)، ما روي مهندسي نماز كار نكرده ايم.
- بر روي ريتم نماز كار نشده (بحث قرائت و آهنگ نماز)
- در مورد كلمات نماز كار نشده، مثلاً چرا اياك نعبد بر اياك نستعين مقدم شده است.
چهار نوع نماز در قرآن
1- نماز شكر؛ خداوند در سوره بقره مي فرمايد: «يا أيّها النّاس اعبدوا ربّكم الّذي خلقكم والّذين م ن قبل كم لعلّكم تتّقون»[2]، اي مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد آن كس كه شما و كساني را كه پيش از شما بودند آفريد تا پرهيزگار شويد.
خداوند در آخر قرآن در سوره قريش مي فرمايد: «فليعبدوا ربّ هذا البيت »، چرا عبادت خداوند كنم، «الّذ ي أطعمهم م ن جوع وآمنهم م ن خوف» ، پس (به شكرانه اين نعمت بزرگ) بايد پروردگار اين خانه را عبادت كنند، همان كس كه آنها را از گرسنگي نجات داد و از ترس و نا امني ايمن ساخت.
2- نماز رشد؛ اين نماز كلاسش از نماز شكر بالاتر است: قرآن كريم مي فرمايد: «وأق م الصّلاه نّ الصّلاه تنهي عن الفحشاء و المنكر »[3]، و نماز را برپا دار كه نماز (انسان را) از زشتي ها و گناه باز مي دارد، اين نوع نماز كارخانه انسان سازي است.
3- نماز انس ؛ خداوند به حضرت موسي(ع): «وأق م الصّلاه ل ذ كر ي»[4]، و نماز را براي ياد من بپادار، چون نماز ياد من خداست، پس با ياد خدا انس مي گيرد، ذكر و ياد خدا چه فايده اي دارد، «ألا ب ذ كر اللّه تطمئ نّ القلوب»[5]، آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دل ها آرامش مي يابد.
و فايده اطمينان و آرامش چيست؟ قرآن كريم مي فرمايد: «يا أيّتها النّفس المطمئ نّه ارج عي لي ربّ ك راض يه ً مرض يّه ً»[6]، تو اي روح آرام يافته، به سوي پروردگارت بازگرد، در حالي كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است.
4- نماز تقرب كه در سوره علق در آيه اي كه سجده واجب دارد، ذكر شده: «...و اسجد و اقتر ب»، خداوند به پيامبر مي فرمايد اگر مي خواهي به من نزديك شوي، راهش سجده كردن است .
¤ چه كنيم بچه ها را به نماز دعوت كنيم؟
خيلي ها نسبت به نماز سنگين هستند، چه كنيم كه اين سنگيني نماز را از اين افراد بگيريم، قرآن كريم مي فرمايد: «واستعينوا ب الصّبر والصّلاه و نّها لكبيرهأ لاّ علي الخاش عين»[7]؛ از صبر و نماز ياري جوييد (و با استقامت و مهار هوس هاي دروني و توجه به پروردگار، نيرو بگيريد) و اين كار، جز براي خاشعان، گران است.
چرا نماز براي بعضي افراد سنگين است، چون خشوع ندارند.
¤ چه كنيم كه اين افراد خشوع داشته باشند و دواي خشوع چيست؟
نماز سنگين است مگر براي خاشعين اگر نسل جوان را بخواهيم به نماز دعوت كنيم بايد خشوع را اضافه كنيم.
براي خشوع مثالي ذكر مي كنم كه ملموس شود، يك جواني با پدر پيرش در پارك نشسته بود، چند قدم آن طرف تر پرنده اي روي زمين نشسته بود، پيرمرد رو كرد به فرزندش كه اين پرنده چيست؟ جوان گفت: گنجشك است چند دقيقه ديگر مجدد پدر پير از فرزندش پرسيد، اين پرنده چيست؟ كمي ناراحت شد و گفت: گنجشك. بعد از گذشت لحظه اي مجدداً پيرمرد از جوانش پرسيد: اين پرنده چيست، جوان ناراحت شد و با عصبانيت فرياد زد: گنجشك است، پيرمرد ناراحت شد و رفت دفترچه ياداشتي را آورد و ورق زد و به جوانش گفت: يك بار كوچك بودي، بيست الي سي بار همين سؤال را از من پرسيدي و من هر وقت با قربانت و عزيزم جواب تو را دادم، اما من الان سه بار پرسيدم، تو بر سر من فرياد زدي، جوان خجالت كشيد و پدر را در آغوش گرفت و معذرت خواهي كرد.
اين خشوع و تواضع است، ما بايد مردم خصوصاً نسل جوان را نسبت به نماز متواضع كنيم .
¤ راه خاشع شدن و متواضع كردن مردم خصوصاً نسل جوان نسبت به دستورات خداوند چيست؟
1- شمردن نعمت هاي خداوند: «ألم نجعل له عينين ول ساناً وشفتين»[8]، «ألم نجعل الأرض م هاداً والج بال أوتاداً»[9]، نعمت خداوند را بايد آن قدر براي اشخاص تارك الصلاه و كاهل الصلاه بشماريم تا خجالت بكشند و متواضع شوند و يكي از راه هاي نعمت شماري ،برعكس كردن نعمت ها است، «تعرف الاشياء باضدادها»، مثلاً اگر خداوند آب را تلخ قرار مي داد، چه مي كرديد، «لو نشاء جعلناه أجاجاً فلو لا تشكرون»[10]، هر گاه بخواهيم، اين آب گوارا را تلخ و شور قرار مي دهيم، پس چرا شكر نمي كنيد.
اگر در همين اعضاي بدن تفكر كنيد؛مثلا درهمين انگشتان دست اگر شصت نباشد، بسياري از كارها تعطيل مي شود:
1- نمي تواند دكمه يقه را ببندد.
2- نمي تواند آمپول بزند.
3- نمي تواند بيل در دست بگيرد.
4- نمي تواند پيچ گشتي در دست بگيرد.
5- نمي تواند سوزن نخ كند و كارهاي ديگري انجام دهد.
و با تفكر و انديشه در خلقت خود مي تواند پي به نعمت هاي خداوند ببرد و در برابر دستورات او متواضع شود.
2- بيان اسرار و بركات نماز.
3- بندگان صالح خداوند را به رخ ديگران بكشيم و معرفي كنيم.
4- تهديدات قرآن در مورد كساني كه نماز را سبك شمرده اند يا نماز را ترك كرده اند را بيان كنيم؛«فويأ ل لمصلّ ين الّذين هم عن صلات ه م ساهون»[11]، پس واي بر نمازگزاراني كه در نماز خود سهل انگاري مي كنند.
«ما سلككم في سقر قالوا لم نك م ن المصلّ ين«[12]، چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! مي گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.
پي نوشت ها:
1- ابراهيم/37
2- بقره /21
3- عنكبوت/45
4- طه/14
5- رعد/ 28
6- فجر/27و 28
7- بقره/45
8- بلد/8و9
9- نبأ/6و7
10- واقعه/70
11- ماعون /4و5
12- مدثر /42و43