نقش مسجد و ائمه جماعات در دفاع مقدس - قسمت اول
تا جايگاه جهاد در متون ديني، حقيقت مقام مسجد، جهاد در صدر اسلام، جنگ ايران در نگاه غرب و نقش مساجد و روحانيت در جامعه ايران مورد بررسي قرار دهيم؛ به اميد آنکه اين مقاله، بازگو کننده نقش مسجد، روحانيت و ائمه جماعات دلسوز در دفاع مقدس و پيروزي ايران اسلامي باشد؛
جايگاه جهاد در متون ديني:
واژه جهاد در معناي عام آن، تقديم جان و مال در راه سرافرازي اسلام و بر پاداشتن شعائر ديني تعريف شده است؛ دامنه آن بسيار گسترده بوده و جنگ در راه خدا، جهاد با نفس، امربه معروف و نهيازمنکر و ... را شامل ميشود؛ ولي جهاد بهمعناي خاص آن عبارت است از مبارزه مسلحانه با کفار و مشرکين؛ در اين مقاله، معناي خاص جهاد موردنظر است. دين براي هدايت انسانها از تاريکي آمده و نبايد خشونت و جنگ در آن جايي داشته باشد؛ چراکه انسانها خواستار امنيت و آرامش بوده و از جنگ و خونريزي بيزار هستند؛ دين اسلام نيز، دين صلح، آشتي و اعتدال است؛ اين دين هديهاي از سوي خداوند به بندگان، شريعتي همه بُعدي و اميدبخش براي زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت است؛ وقتي به دستورات اين دين مبين ميانديشيم، آنرا سرشار از تدبير و دانش ميبينيم؛ جهاد در اسلام، تنها با هدف دفاع در مقابل تجاوز و تهاجم دشمن واجب شده و مورد ستايش است. فتح و پيروزي نيروهاي رزمنده در جهاد، درپرتو ايمان و باور قلبي ميسر بوده و نقش مسجد دراينزمينه بسيار حائزاهميت است؛ بهواقع رزمندگان، تربيت يافته مساجد و روحانيت دلسوز هستند که مايه عزت و سربلندي همه مسلمانان ميشوند.
حقيقت مقام مسجد:
«هرگاه خداي تعالي، آفت و مرضي را از آسمان بر زمينيان فرود آورد، آن را از آبادکنندگان مسجدها برميگرداند». (نهجالفصاحه، حديث3290) هنگاميکه پيامبر رحمت از جانب خداوند مهربان بهمنظور ابلاغ شريعت اسلام، به رسالت برگزيده شدند، يکي از نخستين مأموريتهاي ايشان، بنانهادن پايگاهي براي اجتماع مسلمانان بود؛ ميعادگاهي امن و مقدس که شايسته تشکيل گردهمايي مردم براي دريافت کلام وحي از سوي رسول خدا و ياران نزديک ايشان باشد، مکاني آشنا براي طرح برنامههاي مهم ديني، فرهنگي، اجتماعي و هرآنچه به روح انسان و جوهر انسانيت او مربوط است.
«مسجد مسلمين وخانه پيامبر در يک مكان است و آنجا مبدأ رسالت و تبليغ، مرکز فرماندهي، محل قضاوت و سياست و ميعادگاه تجمع و تصميمات ميباشد» (بازرگان، بي تا: 3)؛ بر اين اساس صدراسلام، مهمترين و اساسيترين تصميمگيريهاي مسلمانان دراين خانه روحاني اتفاق ميافتاد، مسجد عظيمترين منزلت مکاني را نزد مردم داشت، خانه خداو آشناي غريبان بود.
«خانه خدا». اين نامگذاري بياساس نيست، اولياي ما بيدليل مسجد را خانه خدا نام ننهادهاند، خانهاي که منسوب به وجود مقدس و لايتناهي معبود يکتا و جايگاه پاکي و نورانيت است، مکاني که پرتو انوار قدسي و رحمت و غفران الهي از آن ساطع ميشود. تاريخ اسلام همواره شاهد نقش مؤثر مساجد براي رساندن پيام الهي به مؤمنان و باروري استعدادهاي متعالي آنان بوده است؛ مسجد به عنوان يکي از قويترين وسايل ارتباط جمعي داراي آثاري بسيار مقدساست که شناخت و بهرهگيري از ابعاد ارتباطي آن در استفاده هرچه بهتر و بهينه اين مکان، مؤثر خواهد بود؛ قابل توجه اينکه در تحليل جامعه شناختي جايگاه و کارکرد مساجد و تجمعات مذهبي، درنظرگرفتن جايگاه و کارکرد عناصر مسجد بهعنوان مؤلفههاي مهم اين پايگاه اهميتي بسزا دارد؛ طبيعي است که مجموعه عناصري که تشکيلدهنده هر پديده و نظام ساختاري آن باشد، در تغيير، تبديل و توسعه آن مجموعه و يا در عقبگرد و ارتجاعيکردن فرايند آن اثري کليدي دارند. از آنچه گفته شد نکته ظريفي به دست ميآيد و آن، اينکه برنامهريزي شريعت براي مکاني همچون مسجد، نه تنها کوچک و کم اهميت نبوده، بلکه برعکس فوقالعاده سنجيده و حسابشده است؛ همانگونهکه ساير بخشها در دين دقيق و کاربردي و درعينحال عميق و بجاست و هرآنچه بنده از پرستشگاه بخواهد يا نداند که بايد بخواهد در اينجا هست.
هرچند مسجد از همان ابتداي ظهور اسلام و ساخت نخستين مسجد، بهخاطر انجام مراسم عبادي داراي شأن و منزلتي ويژه است؛ ليکن کارکردهاي ديگر آن نيز همچون سياستگذاري و قضاوت، رسيدگي به امور مسلمين، تدارک جنگي و ... بسيار حائز اهميت بود.(شريف پور، 1380: 35 و 36) در آن زمان، مساجد کانون عبادت و عشق به خدا، مرکز شفقت و مهر، محل رسيدگي به مشکلات افراد جامعه، مرکز فعاليت مبارزاتي و جهاد، کانون نشر معارف و تعليم اصول و احکام ديني و مرکزي براي اداره دولت بوده است؛ همچنين مساجد در صدر اسلام، جايگاهي براي به دستآوردن آگاهي و انواع دانش، محلي براي آموزش نظامي، مکاني براي اقامه عدل و اجراي احکام کيفري و درنتيجه مجموعه اي کامل و منسجم از نهادهاي ديني، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و نظامي بودهاست.
هرچه از دوران ظهور اسلام دور ميشويم؛ يعني تا حدود نيمه قرن اول هجري، زمانيکه پيروزيهاي اسلام گسترش يافته وحکومت از خلفا به امويها و عباسيها انتقال مييابد؛ درنتيجه مساجد کمکم از وظايف اوليه خود دور ميشوند؛ اين حکومتها، کارکردهاي نظامي خود را به نهادهاي دراختيار دولت، نقش هدايتگري مديريتي و نظارت بر امور مسلمين را به دارالحکومهها و وظايف آموزشي را به نهادهاي فرهنگي وآموزشي رسمي و غيررسمي واگذار ميکنند؛ مهمتر از همه اين کارکردها، مساجد، نقش همکاري توأم با نظارت بر کارگزاران حکومت را بهکلي از دست داده و تنها داراي کارکردي عبادي آنهم به نوع صوري، بيمحتوا و کماثر ميشوند.
پساز گذشت دورانهاي رونق مسجد، زمانهايي نيز بر مسلمانان گذشت که ميتوان آن را عصر رکود مکان پرکاربردي همچون مسجد دانست و محدود به زمان کمي نيز نميشد؛ چرا که از فضاي مساجد، تنها براي اقامه نماز استفاده ميشد و در مواقع ديگر تعطيل بود؛ همانگونهکه اکنون در بسياري از کشورهاي اسلامي اين چنين است؛ در همهجاي شهر بهوفور ساختمان مسجد وجود دارد، اما فقط در پنج نوبت نماز برگزار شده و سپس در آن بسته ميشود؛ چيزي مغاير با آنچه اسلام دستور داده و مطابق با خواسته قدرتهاي حاکم؛ زيرا مسجد، مکاني براي کسب معرفت، خداشناسي و پرورش فضائل اخلاقي است و آنان آگاهي مردم را به زيان منافع خود ميدانند؛ همچنين به اين نکته نيز واقف هستند که مسجد فعال، مردم آگاه و فرهيخته ميپرورد و نهادهاي مذهبي با کارکردهاي اجتماعي، بيشترين جاذبه را براي افراد جامعه دارند.
جهاد در صدر اسلام:
پيامبر اسلام (ص) بهعنوان آخرين فرستاده خداوند و والاترين انسان، به امر پروردگارش با نژادپرستي و استثمارظالمانه انسانها مبارزه و ديگران را نيز به آزادگي سفارش ميفرمودند؛ ايشان، از خانه خدا مردم را به ستمستيزي و مبارزه با ظلم دعوت نموده و در همان مکان نيز به سازماندهي و هماهنگي نيروها و طراحي نقشهها ميپرداختند. با نگاهي به تاريخ بناي نخستين مسجد توسط رسول خدا (ص) درخواهيم يافت که بناي اين مسجد در برههاي از زمان رسالت آن حضرت اتفاق افتاد که ايشان درحال مبارزه عليه مشرکان بودند؛ بنابراين پايه و اساس مسجد در دوران مبارزاتي
پيامبر (ص) صورت پذيرفته و به مرکزي براي قيام و جهاد عليه کفار تبديل شده بود؛ رسول گرامي اسلام (ص) و پيروان ايشان، فعاليتهاي متعددي را در مسجد انجام داده و تنها به بُعد عبادي آن بسنده نميکردند؛ ايشان بهطور مرتب در مسجد گردهم آمده و پيرامون مسائل ديني با يکديگر گفتگو مينمودند؛ همچنين در هنگام جنگها اين مسجد بود که به پايگاهي براي حضور سپاهيان، مشورت با آنان و برنامهريزي براي جنگها تبديل شده بود؛ مسجد در زمان صلح يا جنگ در خدمت جامعه بود و نتيجه جنگها و برخوردهاي نظامي توسط مشاوران جنگي در مسجد به اطلاع مردم ميرسيد.
جنگ ايران در نگاه غرب:
تجاوز ارتش بعث عراق به شهرهاي غرب و جنوب ايران، نوزده ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و چند روز بعد از پاره کردن پيمان الجزاير توسط صدام حسين اتفاق افتاد. در آغاز جنگ، نيروهاي مسلح کشور ايران از آمادگي چنداني براي مقابله با دشمن برخوردار نبودند؛ چراکه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تنها به بازسازي کشور و آرامش کشور ميانديشيدند؛ به همين دليل نظاميان عراق در ماههاي نخستين حمله به ايران، موفق به تصرف چند شهر مرزي در غرب و جنوب شدند؛ اگرچه صدام حسين، موضوع اختلافات مرزي را دليل حمله به ايران و وقوع جنگ بيان ميکرد، ولي دولت عراق به دليل اين اختلافات با ايران، تنها داوطلب اجراي نقشههاي از پيش تعيين شده نظامهاي لائيک غرب بود؛ به واقع ايران تمامي الگوهاي موردنظر غرب درخاورميانه را از بين برده و با صراحت، مذهب تشيع را احيا کرده بود؛ برهمين اساس آمريکا و اتحاد جماهير شوروي در طول چند ماه قبل از وقوع جنگ تحميلي، ايران را با مشکلات بسياري همچون محاصره اقتصادي، تهديدات نظامي، تبليغات سياسي ـ رواني بر ضد انقلاب اسلامي مواجه کرده بودند؛ با شروع جنگ نيز، به اقدامات خود ادامه داده و از دولت بعث عراق حمايت کردند.
ايران در جنگي نابرابر قرار گرفته بود و غرب در انتظار قبول شکست از طرف کشور ايران؛ ولي ايمان و اعتقاد محکم رزمندگان در پرتو تبليغات روشنگرانه و تأثيرگذار روحانيت، بسيج تمام مردم براي دفاع از سرزمين خود و حضور گسترده آنها طي هشت سال موجب نااميدي حاميان صدام از سقوط ايران شد؛ در نتيجه با پذيرش قطعنامه 598 از جانب ايران، جنگ خاتمه يافته و کشور عراق از سوي سازمان ملل بهعنوان «شروع کننده جنگ» نام برده شد؛ بدين ترتيب جنگي که زماني توسط قدرتهاي جهان وبه دست صدام به جمهوري اسلامي تحميل شده بود، بدون دستيابي به اهدافشان به پايان رسيد.
نقش مسجد و روحانيت در جامعه ايران:
«مسجد و منبر در صدراسلام، مرکز مناسبتهاي سياسي بوده است؛ جنگ هايي که در اسلام شده است، بسياري از آنها از مسجد طرحش ريخته مي شد؛ مسجد جايي بوده که از آنجا مي شده است مناسبت هاي سياسي، منبرهم جايي بوده است که محل خطبهها بوده است.» (خطبههاي سازنده و سياسي:81)گاه پديدههاي اجتماعي و فرهنگي چنان در تاروپود يک جامعه يا فرهنگ تنيده شده اند که تجزيه و تحليل و برجسته نمودن آنها بدون نگاه کلان به آن جامعه و فرهنگ و تاريخش قابل بررسي نيست؛ موضوع مسجد نيز در تاريخ و فرهنگ اسلامي ما ازجمله آنان است؛ چه بسا انحراف در تحليلها و نتيجهگيري نادرست ازهمين نقطه آغاز شده است؛ برهمين اساس مقولههايي مانند مبارزه، انقلاب، جنگ و مسائل مشابه ديگر بايد در درون يک سيستم و درمجموعه منسجمي که تمامي آنها مؤثر بر يکديگر هستند، بررسي شود؛ ازاينرو نگاهي اجمالي به مقطعي از تاريخ انقلاب داريم؛ سپس سير جامعهاي که باپشتوانه عظيم اعتقادي و ايماني و با رهبري پيشوايي برگرفته از تشيع علوي که بدونشک منحصر به فردترين سيستم رهبري در عالم است، پس از يک مبارزه طولاني سرخ و نفسگير و موفق به خلق يک انقلاب با هويتي اسلامي که براي جهان آن روز کاملاً ناشناخته بود متفاوت از سيستمهاي مديريتي متداول در دنيا يعني انقلابي با مديريت يک مرجع عالم به فقه اهلبيت، متقي، مجاهد، آگاه به زمان و سياستها و جريانهاي حاکم بر جهان وبخصوص شناخت ويژگيهاي جامعه خويش بابرپايي نظامي حکومتي مبتني برارزشهاي اسلام، با جواناني پرشور که آگاهانه وعاشقانه پيرو رهبر خويش آماده هرگونه جانفشانياند.
از ديرباز، مساجد بهعنوان جغرافياي معنوي مدنيت اسلامي و ائمه جماعات در جايگاه علماي دين و حلقه اتصال جامعه مؤمن با امامت و رهبري و مرجعيت، نقشي ويژه داشتند؛ بديهي است مساجد جامع در رأس اين جريان و ساير مساجد بسته به جامعيت و مرکزيتشان از يک سو و امامان جمعه و جماعت با توجه به شخصيتهاي فردي و سوابق مبارزاتي و علميشان از سوي ديگر هر کدام به نوعي در آگاهيبخشي و ترويج شرايع دين تأثيري بسزا داشتهاند.
دوران انقلاب:
با توجه به اينکه در دوران نهضت اسلامي ايران، از سال 1342 و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، تمام رسانههاي گروهي و ارتباط جمعي در اختيار رژيم شاه بود؛ همچنين نيروهاي انقلابي از امکان هرگونه فعاليت فرهنگي، اجتماعي و سياسي محروم بودند؛ درنتيجه مساجد، رسانه ارتباط جمعي مناسبي براي آگاهي مردم و اطلاع رساني و پايگاهي باارزش به منظور سازماندهي و هدايت انقلابي ملت بودند. انقلاب اسلامي ايران بهعنوان يک جنبش اجتماعي بااستفاده از مساجد فراگير شد؛ شبکه مساجد و جلسات مذهبي همانند حلقه رابط ميان علما، رهبران انقلاب و مردم انقلابي بودند که وظيفه بسيج مردم را در جهت مخالفت با سياستهاي حاکم برعهده داشتند. مرحوم آيتالله طالقاني پيرامون شروع انقلاب از مساجد و حضور گسترده و فعال مردم در آن، اين گونهگفته اند: «انقلاب ما از مسجد شروع شد و بايد در مسجد ادامه پيدا کند، اسلام اصيل را بايد در مساجد فرا گرفت که نه کمونيسم است نه کاپيتاليسم، بلکه اسلام است... هيچ چيزي نميتواند جاي مسجد را بگيرد، نه کليسا، نه دانشگاه، نه مدارس و نه پادگانها. دنيا را بايد از طريق مساجد نجات دهيم، البته نه مسجدي که فقط ختم و دعا باشد که مانند مسجد پيامبر، دنيا را بلرزاند.» (الهي، بي تا: 27 و 28)مساجد، همواره کانونهايي تأثيرگذار بوده اند که با برنامه و تدارک کافي در صحنه حضور داشتهاند؛ بدون شک مساجدي که تحت ولايت امامي پارسا، انقلابي، برخورداراز اخلاقيات نيکو، مردمي و خلاق در جذب نيروهاي جوان و تربيت و سازماندهي نسل نو هستند، باعث رونق وشکوفايي فرهنگ ديني در بين جوانان و حضور پرشور و حماسه ساز آنان براي دفاع از ميراث انقلاب و جمهوري اسلامي است. مساجد به پايگاههاي نيرومند انقلاب اسلامي و سنگرهاي مستحکم مبارزه تبديل شدند؛ اقشار انقلابي به روش وفاق گروهي در درون اين پايگاههاي عظيم محلي با مسئوليتهاي ديني، تصميمات انقلابي و تعاون اجتماعي آشنا شده و خود را براي يک نبرد طولاني به منظور حاکميت بر سرنوشت خويش آماده کردند؛ درهمين رابطه امام امت از مسجد بهعنوان «سنگر» ياد کردند. (شريف پور، 1380:84)
در نهادهاي مذهبي همچون مساجد همواره گروههايي از مسلمانان، سازمانهاي غيررسمي تشکيل داده و در جهت تحقق اهداف متعالي اسلام و احياي برخي کنشهاي اجتماعي پيوسته چون همکاري، همياري و دگرياري و نيز نفي کنشهاي اجتماعي گسستهاي چون رقابت و ستيزه تلاش ميکردند.
بنا به اعتمادي که مردم به ائمه جماعات داشتند، کارکرد حقوقي و قضايي مساجد از عمده اموري بود که در محور اجتماعي بسيار مؤثر مينمود؛ ازاين رو ائمه جماعات مشاور مردم بوده و نقش راهنما را ايفا
مي کردند؛ به گونهاي که اکثر مردم در مسائل اجتماعي و خانوادگي به امام جماعت ـ که مورد وثوق و اعتماد آنها بود ـ رجوع کرده و از نظرات ايشان بهره مند ميشدند. از شاخصترين فعاليتهاي تبليغي که به يقين بيشترين تأثير را در مسائل فرهنگي ـ اجتماعي جامعه نيز داشته، سخنراني و خطابه بودهاست؛ مردم مؤمن به ويژه اهالي مسجد،اغلب آگاهيهاي اجتماعي ، مذهبي خود را به همين شيوه دريافت ميکردند؛ چرا که رسانههاي گروهي آن دوران، اعم از راديو، تلويزيون و نشريات در خدمت اهداف اسلام زدايي و دينستيزي حکومت شاهان بودند.
منبع:رسالت - عفت مهاجريان