هدف از اين پژوهش، بررسي نقش مسجد و ائمه جماعات در دفاع مقدس بوده و کوشيده‌ايم تا جايگاه جهاد در متون ديني، حقيقت مقام مسجد، جهاد در صدر اسلام، جنگ ايران در نگاه غرب و نقش مساجد و روحانيت در جامعه ايران مورد بررسي قرار دهيم؛ به اميد آنکه اين مقاله، بازگو کننده نقش مسجد، روحانيت و ائمه جماعات دلسوز در دفاع مقدس و پيروزي ايران اسلامي باشد؛

جايگاه جهاد در متون ديني:

واژه جهاد در معناي عام آن، تقديم جان و مال در راه سرافرازي اسلام و بر پاداشتن شعائر ديني تعريف شده است؛ دامنه آن بسيار گسترده بوده و جنگ در راه خدا، جهاد با نفس، امربه ‏معروف و نهي‏ازمنکر و ... را شامل مي‏شود؛ ولي جهاد به‏معناي خاص آن عبارت است از مبارزه مسلحانه با کفار و مشرکين؛ در اين مقاله، معناي خاص جهاد موردنظر است. دين براي هدايت انسان‏ها از تاريکي آمده و نبايد خشونت و جنگ در آن جايي داشته باشد؛ چراکه انسان‏ها خواستار امنيت و آرامش بوده و از جنگ و خونريزي بيزار هستند؛ دين اسلام نيز، دين صلح، آشتي و اعتدال است؛ اين دين هديه‏اي از سوي خداوند به بندگان، شريعتي همه بُعدي و اميدبخش براي زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت است؛ وقتي به دستورات اين دين مبين مي‎انديشيم، آن‎را سرشار از تدبير و دانش مي‎بينيم؛ جهاد در اسلام، تنها با هدف دفاع در مقابل تجاوز و تهاجم دشمن واجب شده و مورد ستايش است. فتح و پيروزي نيروهاي رزمنده در جهاد، درپرتو ايمان و باور قلبي ميسر بوده و نقش مسجد دراين‎زمينه بسيار حائزاهميت است؛ به‎واقع رزمندگان، تربيت يافته مساجد و روحانيت دلسوز هستند که مايه عزت و سربلندي همه مسلمانان مي‎شوند.

حقيقت مقام مسجد:

«هرگاه خداي تعالي، آفت و مرضي را از آسمان بر زمينيان فرود آورد، آن را از آبادکنندگان مسجدها برمي‎گرداند». (نهج‎الفصاحه، حديث3290) هنگامي‎که پيامبر رحمت از جانب خداوند مهربان به‏منظور ابلاغ شريعت اسلام، به رسالت برگزيده شدند، يکي از نخستين مأموريت‎هاي ايشان، بنانهادن پايگاهي براي اجتماع مسلمانان بود؛ ميعادگاهي امن و مقدس که شايسته تشکيل گردهمايي مردم براي دريافت کلام وحي از سوي رسول خدا و ياران نزديک ايشان باشد، مکاني آشنا براي طرح برنامه‎هاي مهم ديني، فرهنگي، اجتماعي و هرآنچه به روح انسان و جوهر انسانيت او مربوط است.

«مسجد مسلمين وخانه پيامبر در يک مكان است و آن‌جا مبدأ رسالت و تبليغ، مرکز فرماندهي، محل قضاوت و سياست و ميعادگاه تجمع و تصميمات مي‎باشد» (بازرگان، بي ‎تا: 3)؛ بر اين‎ اساس صدراسلام، مهم‎ترين و اساسي‎ترين تصميم‎گيري‎هاي مسلمانان دراين خانه روحاني اتفاق مي‎افتاد، مسجد عظيم‎ترين منزلت مکاني را نزد مردم داشت، خانه خداو آشناي غريبان بود.

«خانه خدا». اين نام‎گذاري بي‎اساس نيست، اولياي ما بي‎دليل مسجد را خانه خدا نام ننهاده‎اند، خانه‎اي که منسوب به وجود مقدس و لايتناهي معبود يکتا و جايگاه پاکي و نورانيت است، مکاني که پرتو انوار قدسي و رحمت و غفران الهي از آن ساطع مي‎شود. تاريخ اسلام همواره شاهد نقش مؤثر مساجد براي رساندن پيام الهي به مؤمنان و باروري استعدادهاي متعالي آنان بوده است؛ مسجد به‎ عنوان يکي از قوي‎ترين وسايل ارتباط جمعي داراي آثاري بسيار مقدس‎است که شناخت و بهره‎گيري از ابعاد ارتباطي آن در استفاده هرچه بهتر و بهينه اين مکان، مؤثر خواهد بود؛ قابل توجه اين‌که در تحليل جامعه ‎شناختي جايگاه و کارکرد مساجد و تجمعات مذهبي، درنظر‎گرفتن جايگاه و کارکرد عناصر مسجد به‎عنوان مؤلفه‎هاي مهم اين پايگاه اهميتي بسزا دارد؛ طبيعي است که مجموعه‎ عناصري که تشکيل‎دهنده هر پديده و نظام ساختاري آن باشد، در تغيير، تبديل و توسعه آن مجموعه و يا در عقبگرد و ارتجاعي‎کردن فرايند آن اثري کليدي دارند. از آنچه گفته شد نکته ظريفي به ‎دست مي‎آيد و آن، اينکه برنامه‎ريزي شريعت براي مکاني همچون مسجد، نه ‎تنها کوچک و کم ‎اهميت نبوده، بلکه برعکس فوق‎العاده سنجيده و حساب‎شده است؛ همان‌گونه‎که ساير بخش‎ها در دين دقيق و کاربردي و درعين‎‎حال عميق و بجاست و هرآن‌چه بنده از پرستشگاه بخواهد يا نداند که بايد بخواهد در اين‌جا هست.

هرچند مسجد از همان ابتداي ظهور اسلام و ساخت نخستين مسجد، به‎خاطر انجام مراسم عبادي داراي شأن و منزلتي ويژه است؛ ليکن کارکردهاي ديگر آن نيز همچون سياستگذاري و قضاوت، رسيدگي به امور مسلمين، تدارک جنگي و ... بسيار حائز اهميت بود.(شريف‎ پور، 1380: 35 و 36) در آن ‎زمان، مساجد کانون عبادت و عشق به خدا، مرکز شفقت و مهر، محل رسيدگي به مشکلات افراد جامعه، مرکز فعاليت مبارزاتي و جهاد، کانون نشر معارف و تعليم اصول و احکام ديني و مرکزي براي اداره دولت بوده است؛ همچنين مساجد در صدر اسلام، جايگاهي براي به ‎دست‎آوردن آگاهي‎ و انواع دانش، محلي براي آموزش نظامي، مکاني براي اقامه عدل و اجراي احکام کيفري و درنتيجه مجموعه‎ اي کامل و منسجم از نهادهاي ديني، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و نظامي بوده‎است.

هرچه از دوران ظهور اسلام دور مي‎شويم؛ يعني تا حدود نيمه قرن اول هجري، زماني‎که پيروزي‎هاي اسلام گسترش يافته وحکومت از خلفا به اموي‎ها و عباسي‎ها انتقال مي‎يابد؛ درنتيجه مساجد کم‎کم از وظايف اوليه خود دور مي‎شوند؛ اين حکومت‎ها، کارکردهاي نظامي خود را به نهادهاي دراختيار دولت، نقش هدايت‎گري مديريتي و نظارت بر امور مسلمين را به دارالحکومه‎ها و وظايف آموزشي را به نهادهاي فرهنگي وآموزشي رسمي و غيررسمي واگذار مي‎کنند؛ مهم‎تر از همه اين کارکردها، مساجد، نقش همکاري توأم با نظارت بر کارگزاران حکومت را به‎کلي از دست داده و تنها داراي کارکردي عبادي آن‎هم به نوع صوري، بي‎محتوا و کم‎اثر مي‎شوند.

پس‎از گذشت دوران‎هاي رونق مسجد، زمان‎هايي نيز بر مسلمانان گذشت که مي‎توان آن را عصر رکود مکان پرکاربردي هم‌چون مسجد دانست و محدود به زمان کمي نيز نمي‎شد؛ چرا که از فضاي مساجد، تنها براي اقامه نماز استفاده مي‎شد و در مواقع ديگر تعطيل بود؛ همان‌گونه‎که اکنون در بسياري از کشورهاي اسلامي اين چنين است؛ در همه‎جاي شهر به‎وفور ساختمان مسجد وجود دارد، اما فقط در پنج نوبت نماز برگزار شده و سپس در آن بسته مي‎شود؛ چيزي مغاير با آنچه اسلام دستور داده و مطابق با خواسته قدرت‌هاي حاکم؛ زيرا مسجد، مکاني براي کسب معرفت، خداشناسي و پرورش فضائل اخلاقي است و آنان آگاهي مردم را به زيان منافع خود مي‎دانند؛ همچنين به اين نکته نيز‎ واقف هستند که مسجد فعال، مردم‌ آگاه و فرهيخته مي‎پرورد و نهادهاي مذهبي با کارکردهاي اجتماعي، بيشترين جاذبه را براي افراد جامعه دارند.

جهاد در صدر اسلام:

پيامبر اسلام (ص) به‏عنوان آخرين فرستاده خداوند و والاترين انسان، به امر پروردگارش با نژادپرستي و استثمارظالمانه انسان‎ها مبارزه و ديگران را نيز به آزادگي سفارش مي‎فرمود‎ند؛ ايشان، از خانه خدا مردم را به ستم‎ستيزي و مبارزه با ظلم دعوت نموده و در همان مکان نيز به سازماندهي و هماهنگي نيروها و طراحي نقشه‏ها مي‏پرداختند. با نگاهي به تاريخ بناي نخستين مسجد توسط رسول خدا (ص) درخواهيم يافت که بناي اين مسجد در برهه‎اي از زمان رسالت آن حضرت اتفاق افتاد که ايشان درحال مبارزه عليه مشرکان بودند؛ بنابراين پايه و اساس مسجد در دوران مبارزاتي
پيامبر (ص) صورت پذيرفته و به مرکزي براي قيام و جهاد عليه کفار تبديل شده بود؛ رسول گرامي اسلام (ص) و پيروان ايشان، فعاليت‎هاي متعددي را در مسجد انجام داده و تنها به بُعد عبادي آن بسنده نمي‎کردند؛ ايشان به‎طور مرتب در مسجد گردهم آمده و پيرامون مسائل ديني با يکديگر گفتگو مي‎نمودند؛ هم‌چنين در هنگام جنگ‎ها اين مسجد بود که به پايگاهي براي حضور سپاهيان، مشورت با آنان و برنامه‎ريزي براي جنگ‎ها تبديل شده بود؛ مسجد در زمان صلح يا جنگ در خدمت جامعه بود و نتيجه جنگ‎ها و برخوردهاي نظامي توسط مشاوران جنگي در مسجد به اطلاع مردم مي‎رسيد.

جنگ ايران در نگاه غرب:

تجاوز ارتش بعث عراق به شهرهاي غرب و جنوب ايران، نوزده ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و چند روز بعد از پاره کردن پيمان الجزاير توسط صدام حسين اتفاق افتاد. در آغاز جنگ، نيروهاي مسلح کشور ايران از آمادگي چنداني براي مقابله با دشمن برخوردار نبودند؛ چراکه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تنها به بازسازي کشور و آرامش کشور مي‏انديشيدند؛ به همين دليل نظاميان عراق در ماه‏هاي نخستين حمله به ايران، موفق به تصرف چند شهر مرزي در غرب و جنوب شدند؛ اگرچه صدام ‏حسين، موضوع اختلافات مرزي را دليل حمله به ايران و وقوع جنگ بيان مي‏کرد، ولي دولت عراق به‏ دليل اين اختلافات با ايران، تنها داوطلب اجراي نقشه‏هاي از پيش تعيين شده نظام‏هاي لائيک غرب بود؛ به‏ واقع ايران تمامي الگوهاي موردنظر غرب درخاورميانه را از بين برده و با صراحت، مذهب تشيع را احيا کرده بود؛ برهمين‏ اساس آمريکا و اتحاد جماهير شوروي در طول چند ماه قبل از وقوع جنگ تحميلي، ايران را با مشکلات بسياري همچون محاصره اقتصادي، تهديدات نظامي، تبليغات سياسي ـ رواني بر ضد انقلاب اسلامي مواجه کرده بودند؛ با شروع جنگ نيز، به اقدامات خود ادامه داده و از دولت بعث عراق حمايت کردند.

ايران در جنگي نابرابر قرار گرفته بود و غرب در انتظار قبول شکست از طرف کشور ايران؛ ولي ايمان و اعتقاد محکم رزمندگان در پرتو تبليغات روشنگرانه و تأثيرگذار روحانيت، بسيج تمام مردم براي دفاع از سرزمين خود و حضور گسترده آنها طي هشت سال موجب نااميدي حاميان صدام از سقوط ايران شد؛ در نتيجه با پذيرش قطعنامه 598 از جانب ايران، جنگ خاتمه يافته و کشور عراق از سوي سازمان ملل به‏عنوان «شروع‏ کننده جنگ» نام برده شد؛ بدين ترتيب جنگي که زماني توسط قدرت‏هاي جهان وبه دست صدام به جمهوري اسلامي تحميل شده بود، بدون دستيابي به اهدافشان به پايان رسيد.

نقش مسجد و روحانيت در جامعه ايران:

«مسجد و منبر در صدراسلام، مرکز مناسبت‎هاي سياسي بوده است؛ جنگ‎ هايي که در اسلام شده است، بسياري از آنها از مسجد طرحش ريخته مي ‎شد؛ مسجد جايي بوده که از آنجا مي ‎شده است مناسبت‎ هاي سياسي، منبرهم جايي بوده است که محل خطبه‎ها بوده است.» (خطبه‎هاي سازنده و سياسي:81)گاه پديده‎هاي اجتماعي و فرهنگي چنان در تاروپود يک جامعه يا فرهنگ تنيده‎ شده اند که تجزيه و تحليل و برجسته نمودن آنها بدون نگاه کلان به آن جامعه و فرهنگ و تاريخش قابل بررسي نيست؛ موضوع مسجد نيز در تاريخ و فرهنگ اسلامي ما ازجمله آنان است؛ چه‎ بسا انحراف در تحليل‎ها و نتيجه‎گيري نادرست ازهمين نقطه آغاز ‎شده است؛ برهمين ‎اساس مقوله‎هايي مانند مبارزه، انقلاب، جنگ و مسائل مشابه ديگر بايد در درون يک سيستم و درمجموعه منسجمي که تمامي آنها مؤثر بر يکديگر هستند، بررسي شود؛ ازاين‎رو نگاهي اجمالي به مقطعي از تاريخ انقلاب داريم؛ سپس سير جامعه‎اي که باپشتوانه عظيم اعتقادي و ايماني و با رهبري پيشوايي برگرفته از تشيع علوي که بدون‎شک منحصر به فردترين سيستم رهبري در عالم است، پس از يک مبارزه طولاني سرخ و نفس‎گير و موفق به خلق يک انقلاب با هويتي اسلامي که براي جهان آن‎ روز کاملاً ناشناخته بود متفاوت از سيستم‎هاي مديريتي متداول در دنيا يعني انقلابي با مديريت يک مرجع عالم به فقه اهل‎بيت، متقي، مجاهد، آگاه به زمان و سياست‎ها و جريان‎هاي حاکم بر جهان وبخصوص شناخت ويژگي‎هاي جامعه خويش بابرپايي نظامي حکومتي مبتني برارزش‎هاي اسلام، با جواناني پرشور که آگاهانه وعاشقانه پيرو رهبر خويش آماده هرگونه جان‎فشاني‎اند.

از ديرباز، مساجد به‎عنوان جغرافياي معنوي مدنيت اسلامي و ائمه جماعات در جايگاه علماي دين و حلقه اتصال جامعه مؤمن با امامت و رهبري و مرجعيت، نقشي ويژه‎ داشتند؛ بديهي است مساجد جامع در رأس اين جريان و ساير مساجد بسته به جامعيت و مرکزيتشان از يک سو و امامان جمعه و جماعت با توجه به شخصيت‎هاي فردي و سوابق مبارزاتي و علميشان از سوي ديگر هر کدام به نوعي در آگاهي‎بخشي و ترويج شرايع دين تأثيري بسزا داشته‎اند.

دوران انقلاب:

با توجه به اينکه در دوران نهضت اسلامي ايران، از سال 1342 و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، تمام رسانه‎هاي گروهي و ارتباط جمعي در اختيار رژيم شاه بود؛ همچنين نيروهاي انقلابي از امکان هرگونه فعاليت فرهنگي، اجتماعي و سياسي محروم بودند؛ درنتيجه مساجد، رسانه ارتباط جمعي مناسبي براي آگاهي مردم و اطلاع‎ رساني و پايگاهي باارزش به ‎منظور سازماندهي و هدايت انقلابي ملت بودند. انقلاب اسلامي ايران به‎عنوان يک جنبش اجتماعي بااستفاده از مساجد فراگير شد؛ شبکه مساجد و جلسات مذهبي همانند حلقه رابط ميان علما، رهبران انقلاب و مردم انقلابي بودند که وظيفه بسيج مردم را در جهت مخالفت با سياست‎هاي حاکم برعهده داشتند. مرحوم آيت‎الله طالقاني پيرامون شروع انقلاب از مساجد و حضور گسترده و فعال مردم در آن، اين گونه‎گفته‎ اند: «انقلاب ما از مسجد شروع شد و بايد در مسجد ادامه پيدا کند، اسلام اصيل را بايد در مساجد فرا گرفت که نه کمونيسم است نه کاپيتاليسم، بلکه اسلام است... هيچ چيزي نمي‎تواند جاي مسجد را بگيرد، نه کليسا، نه دانشگاه، نه مدارس و نه پادگان‎ها. دنيا را بايد از طريق مساجد نجات دهيم، البته نه مسجدي که فقط ختم و دعا باشد که مانند مسجد پيامبر، دنيا را بلرزاند.» (الهي، بي ‎تا: 27 و 28)مساجد، همواره کانون‎هايي تأثيرگذار بوده اند که با برنامه و تدارک کافي در صحنه حضور داشته‎اند؛ بدون شک مساجدي که تحت ولايت امامي پارسا، انقلابي، برخورداراز اخلاقيات نيکو، مردمي و خلاق در جذب نيروهاي جوان و تربيت و سازماندهي نسل نو هستند، باعث رونق وشکوفايي فرهنگ ديني در بين جوانان و حضور پرشور و حماسه‎ ساز آنان براي دفاع از ميراث انقلاب و جمهوري اسلامي است. مساجد به پايگاه‎هاي نيرومند انقلاب اسلامي و سنگرهاي مستحکم مبارزه تبديل شدند؛ اقشار انقلابي به ‎روش وفاق گروهي در درون اين پايگاه‎هاي عظيم محلي با مسئوليت‎هاي ديني، تصميمات انقلابي و تعاون اجتماعي آشنا شده و خود را براي يک نبرد طولاني به ‎منظور حاکميت بر سرنوشت خويش آماده کردند؛ درهمين رابطه امام امت از مسجد به‎عنوان «سنگر» ياد کردند. (شريف ‎پور، 1380:84)

در نهادهاي مذهبي همچون مساجد همواره گروه‎هايي از مسلمانان، سازمان‎هاي غيررسمي تشکيل داده و در جهت تحقق اهداف متعالي اسلام و احياي برخي کنش‎هاي اجتماعي پيوسته چون همکاري، همياري و دگرياري و نيز نفي کنش‎هاي اجتماعي گسسته‎اي چون رقابت و ستيزه تلاش مي‎کردند.

بنا به اعتمادي که مردم به ائمه جماعات داشتند، کارکرد حقوقي و قضايي مساجد از عمده اموري بود که در محور اجتماعي بسيار مؤثر مي‎نمود؛ ازاين ‎رو ائمه جماعات مشاور مردم بوده و نقش راهنما را ايفا
مي‎ کردند؛ به‎ گونه‎اي ‎که اکثر مردم در مسائل اجتماعي و خانوادگي به امام جماعت ـ که مورد وثوق و اعتماد آنها بود ـ رجوع کرده و از نظرات‎ ايشان بهره‎ مند مي‎شدند. از شاخص‎ترين فعاليت‎هاي تبليغي که به‎ يقين بيشترين تأثير را در مسائل فرهنگي ـ اجتماعي جامعه نيز داشته،‎ سخنراني و خطابه بوده‎است؛ مردم مؤمن به‎ ويژه اهالي مسجد،اغلب آگاهي‎هاي اجتماعي ، مذهبي خود را به همين شيوه دريافت مي‎کردند؛ چرا که رسانه‎هاي گروهي آن دوران، اعم از راديو، تلويزيون و نشريات در خدمت اهداف اسلام‎ زدايي و دين‎ستيزي حکومت شاهان بودند.

منبع:رسالت - عفت مهاجريان