فراهم آوردن زمينه براي پرورش استعدادهاي دروني و به ظهور و فعليت رساندن امكانات بالقوه را تربيت مي گويند. در مورد انسان نيز فراهم آوردن شرايط براي شكوفايي همه استعدادهاي دروني در جهت رسيدن به هدف مطلوب و برنامه ريزي شده، تربيت ناميده مي شود.
همه انسان ها به دنبال سعادت هستند و داراي دو بُعد وجودي اند. نماز در اين راستا سبب شكوفايي استعدادهاي بالقوه انسان مي شود و شخصيت برجسته اي از انسان به تصوير مي كشد، زيرا نماز سبب خود شكوفايي،
1 خودآگاهي2 و نشاط عقلاني3 مي شود.
ثبات شخصيت
از بُعد روانشناسي و روان پزشكي، شخصيت در برگيرنده مجموعه اي از صفات، رفتارها، افكار و تمايلات عاطفي و هيجاني مي باشد. كه فرد را از ديگران متمايز مي كند و صرف نظر از عوامل دروني و جسمي تأثير گذار بر روي شخصيت (مثل مسايل ژنتيكي، هورموني و شيميايي، وضعيت ظاهري و فيزيكي بدن و...) و عوامل بيروني و محيطي، نقش عمده اي را در شكل دادن به شخصيت، ايفا مي كند. باتوجه به نقش اين عوامل بر تشكيل شخصيت مي توان رسيدن به اثبات شخصيت و برخورداي از آرامش و پايداري شخصيتي را يكي از مطلوب ترين خواسته هاي بشري دانست؛ زيرا وجود ناهنجاري در هر كدام از عوامل شكل دهنده شخصيت مي تواند سبب اختلالي يا بي ثباتي شخصيت گردد؛ و با اين كه روش هاي درماني متعددي براي درمان اين بيماران به كار گرفته مي شود، ولي نماز مي تواند ايفاگر نقش بسيار مهمي در پيشگيري و درمان اين گونه اختلال هاي عميق شخصيّتي ايفا كند.
تسليم در مقابل آموزه هاي يك دين و پيروي از يك مذهب و پيمودن راهي كه صراط مستقيم باشد، ويژگي مهم و برجسته نمازگزاران است. نمازگزار ضمن تكرار يك مجموعه از ذكرها و واژه هاي مشخص در نمازهاي خود پيوسته يك عقيده واحد و يك خط مشي مشخص را در زندگي خود دنبال مي كند. به اين ترتيب، گويي يك شخصيت ثابت و يك روش و منش معين و هميشگي را براي خود بر مي گزيند و در روند تكرار نماز، اصول اساسي خود را يادآوري كرده و پيوسته به تثبيت شخصيت خود مي پردازد.
روانكاو معروف، هانري لنگ چنين مي گويد:
در نتيجه تحقيقاتِ طولاني خود در اجراي آزمايش هاي رواني بر روي افراد، به اين موضوع پي برده ام كسي كه با دين سرو كار داشته باشد و به عبادت بپردازد، آن چنان شخصيتي نيرومند پيدا مي كند كه هيچ گاه يك نفر بي دين، نمي تواند چنين شخصيتي به دست آورد.
۴
نظم و انضباط
يكي ديگر از آثار تربيتي نماز، نظم و انضباط است. در بطن نماز مفاهيم و آموزه هايي وجود دارد كه فرد را منّظم و منضبط مي كند؛ زيرا نمازگزار براي برپايي نماز مي بايست در زماني خاص و مكاني مشخص، رو به قبله بايستد و با لباسي تميز و پاكيزه مشغول نماز شود.
به عبارت ديگر، تكرار اين اعمال در هر روز سبب مي گردد نمازگزار، فردي منظم و منضبط شود؛ زيرا نظم نهفته در اين عملِ عبادي به انسان ياد مي دهد كه چگونه در ديگر امور زندگي منظّم و مرتّب باشد.
احساس قدرت و عزّت
نماز با آن كه احساس تواضع و فروتني را در انسان نسبت به خداوند بر مي انگيزد، ولي به هيچ وجه به نمازگزار اجازه نمي دهد در خود احساس ذلت يا فرومايگي داشته باشد؛ زيرا نماز، انسان را به قدرت فناناپذير الهي متصل مي گرداند و از اين جهت در انسان، احساس قدرت و عزّت را بر مي انگيزد. از اين رو، مومن هر كجا احساس تنگنا كند، به نماز متوسل مي شود۵و در پرتو آن گره هاي كار خود را مي گشايد.
اميرالمؤمنين علي (ع) در مناجات خود با خداي متعال چنين مي گويد: «اِلهي كَفي بي فَخْرا اَنْ اَكونَ لَكْ عبدا و كفي بي عِزّا اَنْ تكونَ لي ربّا؛ خدايا اين افتخار مرا بس، كه بنده تو باشم و اين عزّت مرا كافي است كه تو پروردگار من باشي».
۶
نماز سندي است بر بندگي بنده و ربوبيّت خداوند و شاهد صدقي بر اين پيوند با بركت و افتخار آفرين است.
ادبِ برخاسته از نماز
موقعيت ويژه انسان هاي مؤدّب در جامعه، نشانگر تأثير ادب در تعريف جايگاه اجتماعي انسان است؛ زيرا زندگي اجتماعي بشر مستلزم رعايت برخي اصول و آداب است كه بدون آن ها انسان ها نمي توانند به طور مسالمت آميز و در زماني طولاني در كنار يكديگر زندگي كنند. از اين رو ادب در تعامُلات روزمره انساني بيسار موثر است. براي بررسي اثر نماز در رشد و تعالي ادبِ انساني مي توان جلوه هاي آن را چنين برشمرد:

تواضع
انسان هاي مؤدّب، انسان هايي فروتن هستند و از غرور و خود بزرگ بيني به دورند و از اين رو محبت ديگران را جلب مي كنند و همان طور كه گفته شد نماز، مسير تواضع را هموار مي كند.

خوش زباني
انسان هاي مؤدّب بسيار خوش زبان هستند و گفتار آن ها سبب آزار و اذيت ديگران نمي شود. نمازگزار در نماز ياد مي گيرد كه چگونه بهترين كلمات را بر زبان جاري كند و چگونه الفاظ زيبايي را برگزيند. نماز، مناجات با خدايي است كه جز با بهترين و زيباترين كلمات، سخن گفتن با او نشايد.

نظافت
انسان هاي مؤدب پاكيزه و مرتب نيز هستند؛ زيرا ادبِ اجتماعي چنين حكم مي كند. نمازگزار نيز به سبب وجوبِ پاكيزگي نمازگزار، موظف به شست وشوي اعضاي بدن و پوشيدن لباس تميز است و حتي به امر مستحبّي چون استعمال بوي خوش سفارش شده است.

رعايت آداب خاص
انسان هاي مؤدّب در تعاملات اجتماعي خود آداب خاصي را رعايت مي كنند كه ممكن است اين آداب در فرهنگ هاي مختلف، تعريف متفاوتي داشته باشند. نماز نيز به انسان ياد مي دهد كه چگونه آداب خاصّي را در زمان معين به جا آورد. داشتن سجاده، مهر، تسبيح، روبه قبله بودن، ايستاده نماز خواندن در صورت داشتن سلامتي كامل، وضو گرفتن، خواندن نوافل و اختصاصِ لباسِ خاص به نماز، از جمله اين آداب است. هم چنين سلام كردن يكي از متداول ترين آداب اجتماعي است كه در نماز وجود دارد.
متانت و وقار
انسان هاي مؤدّب، متين و با وقارند. دست يابي به وقار را از آثار تربيتي نيز مي توان به حساب آورد.
 
پی نوشت ها:
 
1. 40 نكته پزشكى از نماز، ص 94.
2. نماز از ديدگاه دانشمندان و متفكران، ص 60.
3. همان، ص 31.
۴. هانرى لنگ، بازگشت به سوى ايمان، ص 26.
۵. «استعينوا بالصبروا الصلوة؛ از نماز و صبر كمك بگيريد»بقره:
۶. بحارالانوار، ج 77، ص 400.